گروه هنر: عضو هيئت علمی دانشگده علوم اجتماعی با بيان اينكه در صد سال اخير روحانيت با جامعه رابطه خوبی داشته، تأكيد كرد: سينما ظرفيتی مناسب برای احيای رابطه مفيد و مؤثر روحانيت و مردم است.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، نخستين نشست از سلسله نشستهای تخصصی دانشگاهی همايش «روحانی در قاب سينما»، بعد از ظهر روز گذشته سهشنبه 10 ارديبهشت، در تالار دكتر شريعتی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
در اين نشست اعظم راودراد؛ دكترای علوم اجتماعی، مسعود كوثری؛ عضو هيئت علمی دانشكده علوم اجتماعی و مجيد سليمانی دانشجوی مقطع دكترای علوم ارتباطات مقالات خود را در زمينههای گوناگون مرتبط با حضور روحانی در عرصه سينما ارائه كردند.
در ابتدای اين نشست كه اجرای آن را حجتالاسلام علی جعفری به عهده داشت، اعظم راودراد در قالب ارائه مقالهای تحت عنوان «مقايسه بازنمايی زنان و مردان روحانی در سينما» گفت: هر زمان كه صحبت از زن روحانی میشود فوراً اذهان به اين مسئله معطوف میشود كه منظور از اين واژه زنی است كه همسر يك شخصيت روحانی است و نه زنی كه خود طلبه حوزه علميه است.
وی گفت: اين در حالی است كه زنان روحانی نيز در امر تحصيل و تدريس علوم حوزوی در جامعه حضور دارند كه البته در اتلاق به آنها از واژگانی پايينتر از منزلت جايگاه روحانی استفاده میشود و مثلاً آنها را خانم جلسهای خطاب قرار می دهند.
راودراد تصريح كرد: يكی از مهمترين علل اين امر آن است كه در بازنمايی تصويری روحانی در قالب ساخت فيلم سينمايی و مجموعههای تلويزيونی، فقط از شخصيت مرد استفاده میشود و همچون ساير مشاغل كه زنان در اجتماع هم دوش با مردان در آن فعاليت میكنند، بازنمايی مناسبی در سينما و تلويزيون وجود ندارد.
وی به جايگاه رفيع زنان روحانی در جامعه اشاره كرد و گفت: اين زنان از پشتوانه مطالعاتی و تحصيلی عالی برخوردارند و به ويژه در محافل زنانه كه معمولاً سفرههای نذری از سوی برخی زنان بانی پهن میشود به وجود آنها نياز مبرم است البته حضور آنها تنها به اين محافل محدود نمیشود و حتی ما روحانيان زنی را داريم كه به سبب قابليتهای ويژه در كشورهای ديگر مبلغ دينی محسوب میشوند.
اين كارشناس علوم اجتماعی با تأكيد مجدد بر اينكه تاكنون بازنمايی خوبی و درخوری از چهره روحانی در سينما و تلويزيون را شاهد نبوديم گفت: تا سال 91 به جز توليد و نمايش فيلم «گهوارهای برای مادر» هيچ اثری را كه به شخصيت زن روحانی بپردازد را شاهد نيستيم و به عنوان آثار شاخص در اين زمينه تنها میتوان به اين فيلم و فيلم سينمايی «طلا و مس» كه در آن به بازنمايی جنسيت در فيلمی با مضمون روحانی پرداخته شده است اشاره كرد.
وی تأكيد كرد: اگر بازيگران سينما را در دو حيطه تيپ و شخصيت طبقه بندی كنيم آنچه كه تاكنون از روحانی در سينما و تلويزيون شاهدش بوديم ارائه تيپی از روحانی است كه معمولاً عامل و پيشبرنده داستان فيلم نيستند و به ويژه در حوزه تلويزيون تنها میتوان به مجموعه تلويزيونی «روز رفتن» اشاره كرد كه در آن روحانی در قالب شخصيت بازنمايی میشود.
راودراد ادامه داد: حتی در مواقعی كه شخصيتپردازی روحانی در سينما مطرح میشود همسان با ساير مردم برای مخاطب تعريف میشود كه مبتلا به همان مشكلاتی است كه همه مردم به آن دچار هستند با اين تفاوت كه او قادر به فائق آمدن به مشكلات عموماً بدون كمك ديگران است.
وی تصريح كرد: در بحث مطالعات فرهنگی و نظر به سينما از اين ديدگاه كه بايد با دقت در آن به شناخت فرهنگ برسيم در مورد شخصيت روحانی در سينما به اين نتيجه میرسيم كه اين فرهنگ مسلط با پشتوانه تاريخی همراه است و پيشفرضهايی برای آن تبيين شده است و به عنوان يك بررسی تحليلی میتوان از تحليل جانشينی استفاده كرد به اين معنا كه به طور مثال اگر در روايت يك فيلم پيش فرضهايی وجود دارد كه منطبق با سنت به بازنمايی صورتی آشنا از چهره روحانيت منجر میشود میتوان اين پرسش را مطرح كرد كه اگر اين گونه روايت نمیشد چه اتفاقی در روند داستان فيلم رخ میداد؟
راودراد با اشاره به دو فيلم «طلا و مس» و «گهوارهای برای مادر» به بحث تحليل جانشينی پرداخت و گفت: در فيلم «طلا و مس» با شخصيت روحانی برخورد داريم كه برخلاف عرف معمول به زندگی و امور اجتماعی میپردازد و چون كمی دور از عرف هست كارهای او برای تماشاگر خنده دارد به نظر میرسد حال آن كه در فيلم «گهوارهای برای مادر» چون شخصيت روحانی فيلم يك زن است لذا رها كردن درس و پرداختن به مادر مريضش نه تنها كاری خلاف عرف نيست كه يك نوع وظيفهشناسی از ديدگاه مخاطب تلقی میشود.
وی گفت: اين در شرايطی است كه تقريباً به جز موردی كه زن طلبه مجرد است و روحانی فيلم «طلا و مس» زن و بچه دارد ساير موارد اين دو شبيه به هم است اما كار مرد روحانی در مشاركت با همسرش برای انجام كار خانه نه تنها وظيفه محسوب نمیشود بلكه يك نوع لطف و وفاداری وی نسبت به خانواده به حساب میآيد.
اين كارشناس علوم اجتماعی ادامه داد: تحليل جانشينی يعنی ايجاد موقعيتهايی برخلاف فرضيات موجود در روايت يك فيلم كه اگر در مورد اين دو فيلم آن را پياده كنيم خواهيد ديد كه همه معادلات به هم میخورد چرا كه با وجود همه قابليتهايی كه زن شخصيت فيلم به سبب تحصيل درس حوزه در زندگی دارد اما تصميم او برای نگهداری از مادر پيرش به انتخاب او در زندگی و شخصيت روحانيش مربوط نمیشود بلكه او چنين انتخابی داشته است؛ چرا كه بيننده براساس عرف ايرانی چنين توقعی دارد و بايد به خاطر زن بودنش از كار اجتماعی دست كشيده و پرستاری مادرش را بكند.
سخنران دوم اين نشست مسعود كوثری، عضو هيئت علمی دانشگده علوم اجتماعی بود كه در سخنانی به ارائه مقاله خود تحت عنوان «اسطوره بازگشت به مردم (خوانشی بينامتنی از سه فيلم زير نور ماه، مارمولك و طلا مس») پرداخت.
وی به مسئله كنكاش روحانی با جامعه اطراف خود در اين سه فيلم پرداخت و گفت: در صد سال اخير روحانيت با جامعه رابطه خوبی داشته است و در كنار آنها جامعه ميانه را معنا كرده كه در مقاطعی از تاريخ بستنشينی مردم در اعتصابات و اعتراض نسبت به عملكرد دولت و دربار به واسطه روحانيت رهبری شده و مردم در كنار آنها احساس مصونيت میكردند و به تعبيری ديگر روحانی ميانجی بين توده و حكومت بوده است.
كوثری تصريح كرد: با وقوع انقلاب اسلامی روحانيت وارد فاز جديدی در عرصه سياست شد كه تنها به وعظ و خطابه منحصر نمیشد و فعاليت سياسی روحانيت موجب شد كه آرام آرام شكاف ميان اين طبقه با مردم بيشتر و بيشتر شود و با نگاه اجمالی به سه فيلم مورد نظر می توان به راحتی به اين مسئله پی برد كه سازندگان آنها به دنبال آن هسند كه موجب احيای رابطه مفيد و مؤثر روحانی و مردم شوند.
اين مدرس دانشگاه گفت: روحانيت در اين سه فيلم يك دغدغه اساسی دارد و آن اينكه چگونه میتوانند ميان جامعه مدرن و مذهب ارتباط برقرار كنند و آشتی جوانها در اين فيلمها با دين يك هدف مهم جلوه میكند و در كنار اين مسئله مطرح شدن مسجد به عنوان يك خاستگاه جامعه كه میتواند موجب وحدت و يكدلی مردم شود به راهكار تلقی میشود.
وی افزود: پرداختن به سبك زندگی ايرانی و اسلامی در هر سه فيلم به عنوان يك اصل مطرح میشود؛ الگوی اسلامی كه به دليل افراط گرايی در سبك زندگی از مدار خود خارج شده است و قصد دارد به اين موضوع بپردازند كه تفريح، مصرف، عشق و محبت نيز در كنار عبادت اهميت دارد.
وی در پايان سخنان خود گفت: مردم، روحانی، اخلاق، ارتباط با جنس مخالف، كمك به مردم نيازمند، جدا كردن لباس از فرد، عشق، زن و حجاب از جمله مباحث مهمی هستند كه در اين فيلمها مطرح می شوند و به اين نكته متذكر میشود كه اين مسائل ربطی به لباس ندارد و بايد شخصيت در اصالت معتقد و روحانی باشد.
مجيد سليمانی، دانشجوی دكترای علوم ارتباطات سومين سخنران اين نشست بود كه مقاله خود را با عنوان «تحليل نشانهشناسی كاراكتر روحانی در فيلمهای سيدرضا ميركريمی» ارائه كرد و گفت: ميركريمی در فيلمهای خود كه عبارتند از «زير نور ماه»، «خيلی دور خيلی نزديك»، «به همين سادگی» و «يه حبه قند» توجه درخوری به شخصيت روحانی دارد.
وی با طرح مبانی نظری در مورد شخصيت و شخصيتپردازی در سينما براساس انديشههای دو نظريه پرداز به نامهای پروپ و اوبرسفلد گفت: شخصيتهای اصلی درام به شخصيت اصلی، دشمن اصلی،دوست، مشاور و مرشد، دشمن ثانويه و حامی پيشبينی نشده تقسيم میشوند و ساختار داستان يك فيلم براساس قراردادهای روايتی يا حديث نفس است و يا شرح ماوقع.
سليمانی ادامه داد: ميركريمی در اغلب فيلمهای اشاره شده حتی در فيلم «خيلی دور خيلی نزديك» كه تنها در يك تك سكانس به شخصيت روحانی پرداخته است به خوبی توانسته در بازنمايی روحانی در يك فيلم سينمايی موفق عمل كند و تنها در يك فيلم سينمايی به نام «به همين سادگی» كه در آن روحانی در قاب تلويزيون حاضر میشود و اسم فيلم نيز از صحبتهای روحانی اخذ شده است به دليل كمرنگ بودن اثر روحانی آسيب اين وضعيت را در انحطاط يك زن جلوهگر میكند.
در پايان اين نشست نيز حجتالاسلام علی جعفری، مجری مراسم به دوگانههايی در زمينه بازنمايی حضور روحانی در سينما اشاره كرد و گفت: دوگانه انذر و تبشير به تقليد از هاليوود، آئين تشرف و يا پساتشرف كه سينما به اولی بيش از دومی اهميت قائل است و به اين توجه نمیكند حال كه روحانی به لباس روحانی ملبس شده است بايد چه كند، «كژ كاركردهای» روحانی در سينما كه در خوشبينانهترين حالت او را تبديل به يك مددكار اجتماعی كرده است از جمله آسيبهای مهم حضور روحانی و تصوير كردن او در سينماست.