کد خبر: 1231066
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۶

قلمی به قداست يك سوگند/ بازندۀ حراجش يك ملت

قلم و هر آنچه می‌نويسند، مقصود سوگند الهی در قرآن قرار گرفته است، سوگندی كه اگر به عظمتش می‌انديشيديم، بسياری از قلم‌به‌دستان امروز قلم‌هايشان را می‌شكستند، روزگار غريبی‌ست، قدرتمندان قلم‌ می‌خواهند و قلم‌ به دستان، نان و در اين ميان وجدان سرگردان.


گروه اجتماعی: قلم و هر آنچه می‌نويسند، مقصود سوگند الهی در قرآن قرار گرفته است، سوگندی كه اگر به عظمتش می‌انديشيديم، بسياری از قلم‌به‌دستان امروز قلم‌هايشان را می‌شكستند، روزگار غريبی‌ست، قدرتمندان قلم‌ می‌خواهند و قلم‌ به دستان، نان و در اين ميان وجدان سرگردان.








«ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ؛ نون سوگند به قلم و آنچه مى‌‏نويسند»(آيه اول سوره قلم) و اين يعنی قلم تو و هر آنچه كه تايپ می‌كنی و می‌نويسی، چنان مهم است كه مقصود سوگند الهی قرار گرفته است.


قدر مسلم اين است كه هيچ‌كدام از خبرنگاران ما در دوره‌های آموزشی دانشگاهی و غيردانشگاهی خود هرگز با مفاهيم دينی مربوط به خبر آشنا نشده‌اند و بدتر از آن هرگز به اين فكر نكرده‌اند كه ممكن است خبر ارتباط مستقيمی با باورهای دينی آنها داشته باشد.


آنچه همه ما آموخته‌ايم اين است كه تعريف خبر چيست، كدام مسئله خبر است و كدام خبر نيست، از چه چيزی بايد خبر ساخت و خبر چه كسی مهم‌تر است. برای چه كسی بايد جنجال كرد و چه كسی را بايد رها كرد تا در سكوت بماند.


همه ما آموخته‌ايم چگونه يك خبر را برجسته كنيم، چطور از يك برنامه كسل‌كننده يك گزارش جالب بنويسيم، همه می‌دانيم سخنان بی‌ارزش يك فرد را چگونه می‌توان با ارزش، مهم و حتی حياتی جلوه داد. همه می‌دانيم مخاطب كيست و چگونه می‌توان او را اقناع كرد، می‌دانيم می‌توان چنان دروغ بزرگی گفت كه هيچ كس جرأت باور نكردن آن را نداشته باشد.





حتی اگر نانت را دادند، وجدانت را نفروش باور كن نانی كه از حراج وجدان كسب شود، آتش است كه فرو می‌بری، زبانه‌اش شايد اكنون نه ولی به زودی دامنت را می‌گيرد

همه مراحل ترغيب و ترويج يك فكر و انديشه جديد را می‌دانيم و ... خلاصه می‌دانيم چگونه می‌توان طوری دروغ گفت كه همه باور كنند راست است و همه اين‌ها را فقط و فقط با يك خودكار می‌توان انجام داد. كافی است كه خودكار را برداری و برپايه آنچه آموخته‌ای با كنار گذاشتن وجدانت بنويسی.


راستی قيمت وجدان چند است؟ در روزگاری كه قيمت همه چيز هر لحظه افزايش پيدا می‌كند، فكر می‌كنی قيمت وجدان چند رقمی ‌شود؟ بهايی دارد؟ يا چون نمی‌توان شكم زن و بچه را با آن سير كرد، حراجش كرده‌اند؟


وقتی يك تاجر وجدانش را حراج می‌كند، دودش می‌شود سياهی سفره تعدادی از مردم، وقتی يك معلم وجدانش را حراج می‌كند، دودش می‌شود تيره روزی تعدادی از بچه‌های مردم، اما وقتی يك خبرنگار وجدانش را حراج می‌كند، دودش می‌شود نگون‌بختی يك ملت. چون فقط يك خبرنگار است كه قلمی در دست دارد به هيبت سوگند الهی و اوست كه از يك سياست‌مدار بد، انسان خوب می‌سازد.


باور كن قلمی كه خداوند به آن قسم خورده همين ابزار نگارش در دستان توست و «آنچه می‌نويسند» همان كلماتی است كه تو تايپ می‌كنی. حتی اگر نانت را دادند، وجدانت را نفروش، باور كن نانی كه از حراج وجدان كسب شود، آتش است كه فرو می‌بری، زبانه‌اش شايد اكنون نه ولی به زودی دامن خودت، خانواده‌ات و وای بر تو دامن فرزندانت را خواهد گرفت.


زهرا ايرجی

captcha