گروه هنر: كتاب «بررسی تطبيقی عناصر روايی قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن و سياوش در شاهنامه» از سوی مركز پژوهشهای اسلامی صدا و سيما منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه قم، قصههای قرآن كريم ساختار هندسی عالی، هنری و تكنيك منحصر به فردی دارد و از عناصر روايی به اندازه لازم در جهت اهدافش استفاده شده است. اين كتاب با عنوان «بررسی تطبيقی عناصر روايی قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن و سياوش در شاهنامه» درصدد است تا با تحليل عناصر روايی، مصاديق آنها را در آيات قرآن و ابيات شاهنامه ارائه نمايد و تلاش فردوسی سراينده حكيم شاهنامه را در بهره جستن از قرآن كريم و استفاده از ابزار هنری قصه در جهت اهداف تربيتی، واكاوی نمايد.
در مقدمه اين كتاب میخوانيم: با آفرينش انسان، قصه نيز متولد شد. در ادبيات روايی، شكلگيری قصه از شرق بود؛ زيرا قديمیترين از آنِ هند، مصر، ايران و ... است. شرقيان، مطالب دينی، عرفانی، فلسفی و ديگر گفتههای خود را در قالب قصه ارائه میكردند و غربیها نيز با اقتباس از شرق، به قصه تكامل بخشيدند.
ادبيات داستانی به سبك جديد، در دوره مشروطيت وارد ايران شد و نويسندگان ايرانی، به تقليد از غرب، اين هنر وارداتی را گسترش دادند و گمان كردند حق همين است. بدين ترتيب سخندانی و زيبايی را، و آنچه خود داشتند، از بيگانه تمنا كردند. در عرف ادبيات داستانی جديد، داستان بايد در چارچوبی خاص و با تكيه بر عنصرهای مشخصی ارائه شود تا داستانی هنری و ادبی به شمار رود. با اين حال، با اندك تأملی در قرآن درمیيابيم، خداوند عليم و حكيم برای پاسخگويی به نياز فطری انسان، قصه را ابزاری در جهت هدفهای تربيتی و هدايتی خود، به شكلی كاملاً هنرمندانه به كار گرفته و آن را در قالب تكنيكهای داستانپردازی و ساختار هندسی واقعی، طراحی و ارائه كرده است. در قرآن، با سبكی منحصر به فرد، همه عناصر قصه، در پرتو اهداف، گاه كمرنگ و گاهی پررنگ و برجسته میشوند و گاه به اقتضای همان هدفها، همه عناصر روايی، به بهترين شكل در قصه حضور و ظهور دارند. برای نمونه، در قصه حضرت يوسف(ع) بيشترين عناصر روايی شناخته شده در ادبيات داستانی جديد، مانند طرح و پیرنگ، شخصيت و شخصيتپردازی، كشمكش، شگفتانگيزی، نماد، صحنه و صحنهپردازی، زاويه ديد و درونمايه (انديشه) را میتوان دريافت و آن را تحليل و بررسی كرد.
در اين راستا، هيچ كتابی را توان هماوردی با قرآن نيست، اما در تأسّی بدان، از ديرباز، اديبان به تناسب شناخت و آگاهیشان، در آثار خود، از قرآن، بهرههای فراوان جستهاند كه در اين ميان، حكيم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، با الگوپذيری از قرآن، قصه ها و عناصر روايی را در جهت هدفهای تربيتی خويش به كار گرفته است. برای نمونه، داستان سياوش، در زمينه پاكدامنی، عفت، اخلاق، سيما و توكل كردن بر خدا در برابر دعوت به آلودگی، با قصه يوسف(ع) شباهتهای بسياری دارد، چنانكه سياوش را «يوسف شاهنامه» ناميدهاند. انديشه تطبيقی عناصر روايی حضرت يوسف(ع) در قرآن و سياوش در شاهنامه، از باب مقايسه و مقارنه نيست؛ زيرا درباره جايگاه والا و برتر حضرت يوسف(ع) كه معصوم بود و پيامبر خدا به شمار میرود، جای ترديد نيست. با توجه به اين نكته كه يوسف(ع) اصل است و سياوش، فرع، درصدد بيان شباهت و افتراقها و فرازهايی از زندگانی اين دو شخصيت هستيم كه برخی ويژگیهای ناب عناصر آن برای راهيابی بشر به كمال، میتواند اسوه به شمار آيد.
با توجه به ديباچه شاهنامه كه از همان آغاز از توحيد و نبوت و ولايت ائمه اطهار سخن میگويد و اينكه حاضر است در اين راه جان بدهد؛ میتوان گفت فردوسی نيز همانند قهرمانان داستانهايش میتواند اسوه انديشمندان قرار گيرد. از اين رو، نبايد افراد كمآگاه يا دگرانديش، برخی سخنان شخصيتهای داستانهای شاهنامه را دستاويزی عليه انديشه وی قرار دهند، بلكه بايد با تأمل، رموز آن را دريابند؛ زيرا آن كتاب، دروغ و افسانه نيست.
درباره پيشينه اين موضوع، با توجه به بررسی نسبتاً وسيع صورت گرفته در تحقيق، بايد گفت جز مواردی نادر، گذرا و جزئی، كتاب خاصی يافت نشد. روش گردآوری اطلاعات، كتابخانهای است، اما به دليل آنكه اين موضوع از سويی، ريشه تاريخی دارد و از سوی ديگر، جنبه تحليلی و تطبيق بر اساس اطلاعات و تحليلها صورت گرفته است؛ روش تحقيق، توصيفی ـ تحليلی به شمار میآيد.
كتاب بررسی تطبيقی عناصر روايی قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن و سياوش در شاهنامه در چهار فصل شامل كليات و ادبيات تحقيق، روايت يوسف(ع) و سياوش، بررسی تحليلی و بررسی تطبيقی عناصر روايی حضرت يوسف(ع) و سياوش تدوين شده است. كليات و ادبيات تحقيق عنوان فصل نخست است كه شامل بخشهای واژهشناسی قَصص و قصه، جايگاه و اهميت قصص در قرآن، اهداف قصههای قرآن، نقش الگوها در قصههای قرآن، داستان و نكات تأملبرانگيز آن در شاهنامه، محورهای مهم داستانهای شاهنامه، تنوع آموزهها در داستانهای شاهنامه و انديشه دينی در شاهنامه فردوسی است.
فصل سوم اين كتاب نيز «بررسی تحليلی» نام دارد كه در دو بخش بررسی تحليلی عناصر روايی حضرت يوسف(ع) و تحليل عناصر داستانی سياوش تنظيم شده است. در قسمتی از اين فصل میخوانيم: آنچه در قصههای قرآن، در درجه نخست اهميت دارد، هدفهای تربيتی و هدايتی است. قصههای قرآن در پی ارضای غرايز بشری نيستند. به همين دليل، در همه آنها لزوماً از همه عناصر روايی استفاده نمیشود، بلكه آن عنصر پيش از هر چيز در خدمت هدف و پيام تربيتی و هدايتی قصه است. بنابراين، از عناصر روايی به اندازهای بهره گرفته میشود كه هدف تأمين شود.
«بررسی تطبيقی عناصر روايی حضرت يوسف(ع) و سياوش» عنوان فصل چهارم است كه شامل بخشهای بررسی تطبيقی عناصر روايی حضرت يوسف(ع) و سياوش، بررسی دو روايت از نظرگاه ساختار، بررسی مشابهتهايی از عناصر روايی يوسف(ع) و سياوش، بررسی تفاوتهای عناصر روايی حضرت يوسف(ع) و سياوش و مقايسه اجمالی عناصر دو روايت است.
علاقهمندان به تهيه كتاب بررسی تطبيقی عناصر روايی قصه، حضرت يوسف (ع) در قرآن و سياوش در شاهنامه در قم میتوانند به آدرس بلوار امين، مركز پژوهشهای اسلامی صدا و سيما مراجعه كنند و يا با شماره تلفن 11-32915510 با پيش شماره ۰۲۵ تماس حاصل نمايند.
همچنين آن دسته از علاقهمندان اين كتاب كه مايل به دريافت آن در تهران هستند، میتوانند به نشانی خيابان جام جم، ساختمان شهيد رهبر، طبقه زير زمين مراجعه كرده و يا با شماره تلفن ۲۲۰۱۴۷۳۸ با كد ۰۲۱ تماس حاصل نمايند.