گروه هنر: اجرای طرح تئاتر مدارس يكی از ابزارهای مناسب به منظور تفهيم درست دروس و موارد آموزشی است كه كودكان و نوجوانان در محيط مدارس با آن روبرو هستند و مسائل و موضوعات دينی نيز بخشی از آنهاست و برای پرداخت اصولی به آن، نيازمند نيروهای توانمند و كارشناس هستيم.
|
مريم كاظمی، نويسنده و كارگردان تئاتر كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: هميشه در مباحث فرهنگی و هنری با دو رويكرد، يكی اصولی و علمی و ديگری عرفی روبرو هستيم و از منظر عرفی بايد بگويم كه در زمينه فعاليتهای فرهنگی و هنری برای كودكان و نوجوانان در ايران هيچ تفكيكی وجود ندارد.
وی ادامه داد: متأسفانه در اين زمينه از كمبود منتقدان آگاه نيز رنج میبريم؛ كارشناسانی كه بتوانند با حساس شدن بر روی اين موضوعات به طور مثال بر لزوم تفكيك سنی كار فرهنگی و هنری برای كودك و نوجوان و حتی خردسالان صحه بگذارند و البته حتی به فرض دارا بودن اين پشتوانه و بار پژوهشی و علمی، به لحاظ سختافزاری و امكانات برای عملياتی شدن آنها نيز در مضيقه هستيم.
به فرض توجه به تفكيك سنی در توليد تئاتر، فاقد سالنی ويژه نمايش كودك و نوجوان هستيم
عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر تصريح كرد: پرسشی اينجا مطرح میشود و آن اينكه در حوزه تئاتر برای كودكان و نوجوانان اگر شاهد توليداتی با فرض تفكيك سنی باشيم و اثر نمايشی توليد شود كه ويژگیهايی مختص به مقطع سنی خاصی داشته باشد آيا سالنی كه قابليتهای لازم برای اجرای نمايش را برای اين گروه سنی داشته باشد را داريم؟ سالنی كه بتواند جوابگوی كارهای تجربی، گروهی و خلاق تئاتری كودك و نوجوان باشد!
اين كارشناس و مدرس تئاتر در ادامه گفت: در چنين فضای خلأيی تنها میتوان به نظريهپردازی پرداخت و بر روی يك سری مباحث تئوريك متمركز شد كه حالا براين اساس می توان گفت كودك و نوجوان به واسطه دارا بودن شاخصههای خاص سنی و نيازها و نقشی كه ممكن است در اجتماع ايفا كنند، دو حوزه تحقيقی منفك و جدا از يكديگر هستند كه زيباشناسی خاص خود را دارند و نبايد آنها را با يكديگر جمع بست.
تئاتر بيان معضلات به زبانی قابل درك برای مخاطب است
وی گفت: نظر شخصی من در مورد تئاتر برای كودكان و تئاتر برای نوجوانان اين است كه نفس تئاتر تعليم و تربيت نيست بلكه تعليم و تربيت كار آموزش و پرورش و كار خانوادهها و مؤسسات آموزشی است و تئاتر تنها بيان معضلات موجود در هر حوزهای به زبانی قابل درك برای مخاطب كه در اين بحث میتواند كودك و نوجوان باشد است و با طرح مسئله به زبان تئاتری است كه كار مسئولان و مديران فرهنگی و هنری آغاز میشود كه بايد به بازنگری و اصلاح قوانين خود براساس آنچه كه در تئاتر و يا هر محصول فرهنگی و هنری پرداخته شده است توجه كنند.
كارگردان نمايش «رؤيای ماه» با اشاره به اينكه كودكان و نوجوانان در هر برهه از زمان توقع پاسخی منطقی و قانعكننده به مجموعهای از نيازهای به روز خود دارند گفت: مرزبندی موضوعات مورد طرح برای مخاطبان كودك و نوجوان حتی موضوعات دينی و ارزشی و اينكه قائل باشيم بايد با توجه به امكانات و شرايط، محتوايی را در اولويت طرح برای كودك و نوجوان قرار دهيم كار درستی نيست و هنرمند در مواجهه با يك متن نمايشی و براساس شناختی كه از مخاطب خود دارد، در قالب هنر نمايش به طرح موضوعات روز و آنچه كه مخاطب به آن مبتلا است حال دينی و غير آن میپردازد و هيچكس نمیتواند تشخيص دهد كه اكنون چه چيزی بايد به كودك و نوجوان ارائه شود و چه چيزی شايسته طرح نيست.
ميان اساس تئاتر با تئاتر آموزشی كه در مدارس به عنوان ابزار به كار برده میشود تفاوت وجود دارد
كاظمی گفت: براين اساس ميان تئاتر كودك و نوجوان و تئاتری موسوم به تئاتر آموزشی كه معمولاً برای تفهيم درست دروس آموزش داده شده در مدارس به كار گرفته میشود و بخش مهمی از آن نيز آموزههای دينی را شامل میشود تفاوت است؛ تئاتر آموزشی كه من يكی از طرفداران آن هستم اما با توجه به تجارب تلخی كه در اين زمينه داشتهام بايد بگويم كه برای ورود به اين حوزه نياز به وجود كارشناس مسئول است.
وی افزود: سالها قبل به دعوت از يكی از مدارس نمونه دخترانه، مأمور به تشكيل كلاس آموزش تئاتر شدم تا در صورت موفقيت به عنوان يك شرح درس در مدارس فرهنگسازی شود كه متأسفانه عليرغم سپری شدن دو ترم و 6 ماه وقت مفيد صرف كردن برای اين منظور از آنجا كه شناخت درستی از تئاتر در ميان جامعه حتی فرهنگ ما نيز وجود ندارد بدون دليل قانعكنندهای اين كلاس را تعطيل كردند در صورتی كه مجموعه تجارب شخصی من حاصل از تجربه در اين كلاس و مطالعاتی كه داشتم میتوانست در قالب يك مجلد پژوهشی، قدم مؤثری در ارتقای سطح كيفی آموزش باشد اما با بیتفاوتی مسئولان آن واحد آموزشی حتی به حقوق حقه خود نيز نرسيدم.
كاظمی در پايان گفت: اعتقاد به اين دارم كه نظام آموزش و پرورش نيز توجهی به تأثيرات تئاتر در زمينه آموزش و پرورش و كسب مهارتهای لازم دانشآموزان كه آگاهی از مسائل دينی و شرعی آنها را نيز در برمیگيرد و میتواند كيفيت يادگيری آنها را بالا ببرد ندارد و نتيجه آنكه به شكل محدود و مقطعی پروژه ايجاد تئاتر آموزشی را در اختيار كارگزارانی كه فاقد سواد فرهنگی هستند میگذارد و در يك كلام تا اين امور به متخصص و كارشناس مجرب واسپاری نشود، جای خالی تئاتر آموزشی در مدارس را همچنان حس خواهيم كرد.