کد خبر: 1237831
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۱۹
سيدمحمد غرضی

سرمايه ملی بايد باعث اقتدار ملی و برطرف كردن نياز مردم باشد

كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری اظهار كرد ‌وقتی طرحی در كشور اجرا می‌شود كه به هيچ وجه منفعت مردم در آن نيست، مردم مأيوس می‌شوند، بنابراين سرمايه ملی بايد در جايی مصرف بشود كه اقتدار ملی و نياز مردم را برطرف كند.


گروه سياسی: كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری اظهار كرد: ‌وقتی طرحی در كشور اجرا می‌شود كه به هيچ وجه منفعت مردم در آن نيست، مردم مأيوس می‌شوند، بنابراين سرمايه ملی بايد در جايی مصرف بشود كه اقتدار ملی و نياز مردم را برطرف كند.








به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، سيدمحمد غرضی از نامزدهای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری كشورمان شب گذشته، 12 خردادماه در برنامه دوربين شبكه يك سيما به بيان نظرات خود درباره موضوعات مختلف كشور پرداخت كه متن آن به شرح ذيل است.


بسم الله الرحمن الرحيم، با درود به روح پرفتوح امام (ره) و سلام خدمت مقام معظم رهبری و امت شهيد پرور ايران بسيار مفتخرم كه توفيق زيارت مردم را دارم به عنوان كانديدای دوره يازدهم انتخابات رياست جمهوری ايران.


به عرض ملت شريف می‌رسانم، كه بنده به عنوان يكی از سربازان اين انقلاب به مدت بيش از پنجاه سال در اين مسير با متن مردم بودم. قبل از انقلاب ساليانی فراری بودم و خدمت حضرت امام (ره ) در نجف بودم. به مدت شانزده سال وزير بودم و همچنين استاندار خوزستان، نماينده مجلس و الان هم به عنوان يك خدمتگزار خدمت شما هستم.


آنچه كه خدمتتان عرض می‌شود اين هست كه صد سال گذشته ايران را كم و بيش می‌شناسم و می‌خواهم ان‌شاءالله صد سال آينده ايران را هم به نحوی كه ملت بپسندد تصوير كنم. در دو بخش صحبت های بنده ارائه می شود؛ يكی در بخش جمهوريت و يكی در بخش اسلاميت. قضيه در بخش اسلاميت قضيه ما در صد سال گذشته گرفتاری كه داشتيم هميشه دولت‌هايی را با آن مواجه بوديم كه همراه تورم بوده. تورم يعنی دست در جيب فقرا كردن و به نفع اغنياء عمل كردن. علت اينكه كشورهايی در تنگنا وسيع اجتماعی قرار می‌گيرند اين است كه بيش از حد البته اسلاميتش اين است كه صفر باشد دست كردن در جيب فقرا، ولی بيش از حد دست در جيب فقرا می‌كنند. پايگاه اجتماعی آن دولت‌ها سست می شود ، ما ظرف صد سال گذشته هميشه با اين مسئله روبرو بوديم. يك دلاری كه در ابتدای روی كار آمدن رضا خان سه ريال بود، وقتی كه رضا خان از ايران می‌رود پانزده ريال است، متفقين وقتی وارد كشور می‌شوند، پنج ريال به نفع خودشان مصادره می‌كنند و می‌شود بيست ريال و بعد از كودتای بيست و هشت مرداد می‌شود سی و پنج ريال و در سال چهل و دو می‌شود به شصت و هشت ريال، در ابتدای انقلاب اين مطلب می‌شود تا دوره‌ای كه آقای بنی‌صدر مسئول كشور است می‌شود سيصد ريال؛ يعنی سی تومان و بعد در دوره دفاع مقدس ما دلار می‌رسد به صد و پنجاه تومان و بعد در دوره سازندگی می‌رسد به چهارصد و پنجاه تومان؛ در دوره اصلاحات می‌رسد به نهصد هزار تومان و در اين دوره هم می‌رسد به سه هزار و پانصد تومان؛ يعنی پانصد برابر نسبت به ابتدای انقلاب، و هزار و پانصد برابر نسبت به دوره مصدق اضافه می شود. كشور وقتی سامان پيدا می‌كند كه پول ملی ارزش خودش را برای هميشه نگه دارد. پدران ما بالاخص در سيصد سال دوره صفوی، يك پول رايج بين‌المللی بود كه در تمام دنيا معامله می‌شد و علت اينكه آن موقع تجارت شكل پيدا كرد اين بود كه در مركز اصفهان اين پول ضرب می‌شد و به مسكو، چين، هند، خاورميانه، عثمانی و به همه جا می‌رفت و تجارت سامان داشت؛ اين اتفاقی كه در نظام اسلامی ما افتاده است و دولت‌های محترمی كه آمدند دولت‌های خدمتگزاری بودند و زحمات زياد كشيدند. من از نسل خودم می‌گويم. ما يك نسلی هستيم كه سه تا كار انجام داديم؛ انقلاب كرديم، جنگيديم و سازندگی كرديم، اما محصول اين كارها به صورت فيزيكی بسيار خوب است؛ يعنی آمار و ارقام بسيار خوبی را داريم. در ابتدای انقلاب تعداد انشعابات گاز خيلی كم است؛ امروز بيست و دو ميليون است؛ برق هفت هزار مگاوات داشتيم، الان هفتاد هزار مگاوات داريم. انقلاب خدمات فيزيكی بسيار زيادی كرده، اما اينكه بايستی اصل حكومت بتواند پول ملی را حفظ كند، در اين مورد يك مقدار تغافل شده، غفلت از اين است كه فكر می‌كردند حكومت‌ها كه اگر كار بكنند و تورم ايجاد بشود كشور تثبيت می‌شود. يك بيانيه بسيار ساده‌ای می‌گويد كه سازندگی همراه تورم پايدار نمی‌ماند. ظرف صد سال گذشته كشور طوری محتاج شده كه امروز كره وارد می‌كند، امروز گندم وارد می‌كنيم، همه چيزمان را از خارج وارد می‌كنيم؛ اين نتيجه چی است؟ اين نتيجه اين است كه جيب فقرا خالی شده، فقرا توان زندگی ندارند. دولت بايستی كه كمكشان كند كه زندگی كنند وقتی كه كمكشان بكنند و پول در جيبشان نماند آنها اشتغال نخواهند داشت كشوری كه اشتغال ندارد فقير است، حالا شما همه چيز داشته باشيد اتومبيل داشته باشيد، موبايل داشته باشد، سفرهای نوروزی برويد، ولی وقتی كه پانصد برابر پولتان ارزشش كم شده استعداد كشور به سمت نزولی حركت كرده، همراه تورم، بايد اشتغال هم باشد اگر تورم همراه اشتغال باشد به اين صورت است كه تعريف می‌شود. تورم پايين، اشتغال بالا، دولت را بسيار بسيار موفق نشان می‌دهد. تورم همراه اشتغال دولت بدی نيست، ولی تورم بدون اشتغال دولت قابل قبولی نيست. ما بزرگانی كه داشتيم در اين كشور مسئوليت گرفتند، همه‌شان زحمت كشيدند ولی اصول كشورداری را رعايت نكردند، غفلت از موضوع جيب فقرا بزرگ‌ترين مسئله‌ای است كه بايد در آينده به آن نگاه كنيم و كشور دارای معضلات زيادی است.


من آن چند تايی كه می‌توانم به شما توضيح بدهم عبارت از اين است كه يكی موضوع اين هست كه اشتغال در كشور سرنگون شده چرا؟ برای اينكه توليد سرنگون شده، چرا توليد سرنگون شده؟ می‌گوييم تورم بيست درصد موجود است. كسی كه می‌خواهد سرمايه‌گذاری كند، بانك‌ها وقتی پول به مردم می‌دهند كه بيش از تورم سود ببرند. تمام دنيا هزينه سرمايه‌گذاری برای پول يك درصد، دو درصد، سه درصد است، وقتی هزينه سرمايه‌گذاری بشود بيست و پنج درصد، توليد بيش از پنج درصد هفت درصد سود نمی‌دهد. صدها كارخانه، هزاران سوله و ده‌ها هزار آدم ظرف اين صد سال به توليد روی آوردند، هيچ آثاری از آنها نيست. توليد بايد تداوم داشته باشد. تمام كارخانجات نساجی كه در دوره پهلوی اول درست شد، در اصفهان، تهران، تبريز و در جاهای ديگر هيچ اثری از آنها نيست و نساجی از بين رفت؛ نه اينكه نساجی از بين رفت، هر توليدی از بين رفت. برای اينكه كشورهای مولد مثل چين، هند، اسپانيا، پرتغال، كشورهای اروپايی آمريكايی هزينه سرمايه‌گذاری را می‌آيند روی يكی دو درصد. ما چون هزينه تورم‌مان بالاست اگر بخواهيم هزينه سرمايه‌گذاری را بياوريم پايين موفق نمی‌شويم. در مواقعی كه دولت كمك كرده به توليد پول داده، زمين داده، برق داده، آب داده، دلار هفت تومان داده، دلار شصت تومان داده، اينها يك مدتی كار كردند و بعد از بين رفتند، چرا ؟ برای اينكه نمی‌توانند دوام بياورند در مقابل توليدات خارجی. شما هر چه كه در داخل توليد می‌كنيد گران‌تر از خارجی است، برای اينكه سال‌های سال ملت‌ها زحمت كشيدند تورم را آوردند پايين و بعد سرمايه توانسته در آنجا با نرخ كم به بهره برسد. ما به اين موضوعيت نپرداختيم به آن، غفلت كرديم از آن. وقتی اشتغال نباشد جوان بيكار است؛ وقتی بيكار باشد ازدواج نمی‌تواند بكند؛ وقتی نباشد خيلی گرفتاری برای كشور به وجود می‌آيد.


تورم دو تا نتيجه دارد؛ يكی اينكه جيب فقرا را خالی می‌كند؛ يكی اينكه جيب اغنياء را پر می‌كند و هر دو برای كشور گرفتاری دارد. فقرا نمی‌توانند كار كنند، نمی‌توانند به سرمايه ملی اضافه كنند، نمی‌توانند از استعدادهايشان استفاده كنند، اغنياء هم پول‌های هنگفتی به دستشان می‌آيد و اعتياد رفتن به خارج از كشور را هزينه كردن‌های بسيار زيادی را در اختيار می‌گيرند. هر مشكلی كه در كشور باشد و شما به آن بپردازيد بدون اينكه موضوع تورم را حل كنيد موفق نمی‌شويد، موضوع فرهنگ، موضوع انسجام سياسی، موضوع كشورداری، ‌موضوع احزاب و ديگر و ديگر ‌كه همه‌اش ملموس به اين می‌شود كه كشور نمی‌تواند ثبات اقتصادی پيدا بكند؛ می‌گوييم آينده چه هست؟ می‌گوييم بايستی برويم. حالا من به عنوان يك ندادهنده يك كسی كه آمده اين مسئوليت را پذيرفته، می‌گويم من اقتصاد كشور را خيلی خوب می‌شناسم، من در اين كشور كارهای بسيار زيادی انجام دادم؛ از شبكه گاز، از شبكه پست، از شبكه مخابرات، از شبكه برق، از شبكه‌های نظام‌مهندسی. تمام اينهايی كه ما انجام داديم در دوره‌ای بوده كه جنگ بوده، در دوره جنگ اين سرمايه‌گذاری‌های عظيم شده؛ يعنی همان وقت هم گرفتاری فروش نفت بود، ولی چرا آن موقع شد اين كار را انجام بدهيم؟ برای اينكه به دولت تكيه نكرديم. اين موضوع كه استفاده از سرمايه‌های دولتی توان و تاب ماندگاری را ندارد، می‌گوييم پول دولت بركت ندارد، ولی وقتی كه می‌رويم سراغ مردم و می‌رويم هزينه‌های خدمات را از آنها می‌گيريم. حالا نسل جوان با من آشنايی ندارد، ولی نسل گذشته آنهايی كه يك قدری با انقلاب همراه بودند همه‌شان يادشان هست كه يك شبكه تلفن فرسوده بود ‌و اين تبديل شد به پيشرفته‌ترين شبكه تلفن، ‌ولی از كيسه دولت استفاده نكرد. مردم صاحبان اصلی شدند. الان صد و پنج ميليون مشترك داريم، ‌اينها همه سرمايه ملی است؛ برای اينكه نياز مردم را برطرف می‌كرد. سرمايه‌گذاری بايد نياز مردم را برطرف كند.


قسمت اسلاميت كار را توضيح دادم. قسمت جمهوريتش را هم توضيح بدهم مبنی بر اينكه تا وقتی كه كار به مردم واگذار نشود، هزينه‌های دولت از درآمدش بيشتر خواهد بود. مردم بلد هستند كه چه كار انجام بدهند، برای اين كار من تصميمم اين است كه در صورتی كه شما رأی بدهيد دولتی تشكيل بدهم كه در آن اتفاقات گذشته ان‌شاءالله نيفتد. هر دولتی آمده سر كار مسئولين دولت‌های قبل را خانه‌نشين كرده. در سه چهار دوره متوالی هر كسی در اين كشور مسئوليت داشته تبديل شده به يك آدمی كه دولت بعد از او نه اينكه استفاده نكرده، بلكه خَلقيات و خُلقيات او را هم به اصطلاح استهزاء كرده. برای اينكه يك كسی آمده يك جايی هشت سال ده سال يك جايی كار را ياد گرفته بعد آن می‌رود و يك رفيق ستادی آن دولت جديد می‌آيد و هزينه‌های كشور می‌رود بالا. اميدوارم ان‌شاءالله دولت‌های بعد از اين روش استفاده نكنند و اميدوارم ان‌شاءالله كشور بتواند از نواميس خودش استفاده كند. مقصود از تغيير، تعويض است. تغيير بلی، ‌ولی تعويض نه. تغيير به قانون می‌گوييم دولت مكلف است قوانين را تغيير بدهد، نه اينكه آدم‌ها را تغيير بدهد. قوانين هستند كه می‌توانند حاكميت را استحكام ببخشند. آدم ها وقتی عوض می‌شوند حاكميت را سست می‌كنند، هزينه كشور می‌رود بالا. با توجه به اين پنجاه ساله‌ای كه من تجربه دارم و با توجه به اين سی سالی كه در نظام جمهوری اسلامی خدمت كردم يك نكته‌ای را تقديم مردم عزيز می‌كنم، اگر پسنديدند به اين مسئله بپردازند. از اول انقلاب تا حالا سيصد و سی استاندار عوض شده، يعنی هر سالی ده تا استاندار عوض شده، حداكثر استان‌ها دو و نيم سال، سه سال يك استاندار داشتند. متوسط و حداقل يك و نيم سال؛ بعضی از استان‌ها بيست و يك استاندار عوض كردند؛ يعنی هر يك سال و نيمی يك استاندار. شما خودتان تصور كنيد كه خانه‌تان را يك سال و نيمه اداره كنيد، بعد يكی ديگر بيايد مسئوليت اداره را بپذيرد. يك كارخانه‌ای را، يك سيستمی را. اينكه تهران بزرگ شده و استان‌ها كوچك شدند. نتيجه تغيير آدم‌هايی است كه مسئوليت داشتند. مردم استان می‌خواهند رجوع كنند؛ اگر گرفتاری داشته باشند بروند پهلوی يك مديركلی، مديركل او را رجوعش می‌دهد به معاون وزير، ‌معاون وزير رجوعش می‌دهد به وزير، ‌وزير رجوعش می‌دهد به رئيس‌جمهور؛ اين در دنيا منسوخ است. بايستی كه در هر استان جواب‌گوی مردم خود استاندار باشد، نه اينكه اين اتفاق سوء بيفتد كه همه ديگر تهران‌نشين بشوند. برای اينكه كسی به شكايتشان رسيدگی نمی‌كند. ‌ما بايد يك روزی سی تا تهران داشته باشيم. اينكه يك تهران داشته باشيم به اين بزرگی و به اين گرفتاری، شأن كشور نيست. می‌گوييد راه حل چه هست؟ می‌گويم استاندار را طبق قانون وزير كشور معرفی بكند، دولت تأييد می‌كند و اين راه را باز می‌گذارد برای اينكه به سرعت استاندارها عوض بشوند. ‌اگر شما به من رأی بدهيد من استاندار هر استانی را به رأی ملت می‌گذارم؛ يعنی می‌گويم استاندار به رأی ملت به مدت چهار سال می‌تواند بيايد استاندار بشود. شخصيت آن آدم در صورتی كه شصت، هفتاد، هشتاد درصد رأی مردم را داشته باشد مردم با آن همراهی می‌كنند؛ فقط يك شرط من برای آن استاندار می‌گذارم؛ اينكه خدايی نكرده ذهنيت تجزيه‌طلبی در وی نباشد كه اگر باشد از همان اول معزول است؛ اما سی و يك استان، اگر مردم به استاندارشان رأی بدهند و آن استان را خوب اداره كند، رضايت مردم در وی باشد، من اختيارات رئيس‌جمهور را در حدی كه قانون تعيين می‌كند حتماً به استاندار واگذار می‌كنم.


اينكه كشور بايستی از شكل متمركز خارج بشود و بايستی كه حتماً كار به مردم واگذار بشود اولين قدمش اين است كه ما ان‌شاءالله ظرف بيست سال، سی سال آينده، سی تا تهران داشته باشيم. مردم خودشان تشخيص بدهند، خودشان بدانند چگونه است قانون را اجرا كنند. اينكه من يك ستادی تشكيل بدهد و بعد بيايم رئيس‌جمهور بشوم و بعد ستادم بخواهد برود استاندار بشود، وزير بشود، وكيل بشود، اين در شأن جمهوری اسلامی نيست. هر كسی هم كرده شكست خورده. ‌با توجه به تجربه گذشته می‌گوييم كه كسانی كه كار معنادار می‌توانند بكنند، نه كسانی كه روابط معنادار دارند. كار معنادار يعنی كاری كه مورد تأييد مردم باشد. مردم بتوانند در سرنوشت خودشان دخالت كنند و بعد بتوانند حقوق خودشان را كسب كنند. اينكه دولت‌های ما ظرف اين سی سال هيچ‌كدام اعتبار اجتماعی قابل دوام‌گير نياوردند، بخاطر اين است كه اين دولت‌ها با ستادهايشان كار كردند. دولتی كه با ستاد خودش كار كند ، بنيه اجتماعی‌اش كم است؛ وقتی بنيه اجتماعی دولت كم باشد توان فهم قضايايش كم است، وقتی توان فهم قضايايش كم باشد، هزينه‌اش می‌رود بالا؛ وقتی هزينه‌اش رفت بالا، تورم ايجاد می‌شود؛ وقتی تورم ايجاد شد، مردم از نظام حكومتی فاصله می‌گيرند. می‌گوييم چه اتفاقی افتاده؟ می‌گوييم در انقلاب بيست و دو بهمن، نود و هشت و دو دهم درصد آراء مردم را داشتيم، امروز چقدر بايد فعاليت بكنيم كه مردم بيايند پای صندوق‌های رأی و هميشه تيغ دشمن را تيز كنيم مبنی بر اينكه اگر مردم نيامدند پای صندوق‌های رأی مردم از انقلاب چشم پوشيدند. چرا مردم فاصله می‌گيرند؟ برای اينكه آسيب می‌بينند، ‌برای اينكه فقرا استقرار پيدا نمی‌كنند، برای اينكه هر كسی صاحب زحمت كشيدن خودش نيست، برای اينكه يك ارز سه ريالی، هزار و دويست و نود و نه، تبديل شده به يك ارز سی و پنج هزار ريالی سال هزار سيصد و نود و دو. می‌گوييم تجربه گذشته را به كار بگيريم. مردم بيايند رأی بدهند به دولتی كه تورم ندارد، تا اين راه برای صد سال آينده كشور راه احراز شده‌ای باشد.


پيشنهاد من اين است كه به غرضی رأی ندهيد، ولی به دولتی رأی بدهيد كه با تورم مبارزه كند و تورم را به صفر برساند، تا اينكه نتايجش بسيار وسيع بشود. تورم وقتی كه به صفر برسد توليد شكل می‌گيرد، توليد شكل بگيرد اشتغال می‌گيرد، اشتغال شكل بگيرد جوان‌ها اميدوار می‌شوند، جوان‌ها اميدوار بشوند توسعه در كشور سامان پيدا می كند؛ اين جوانان هستند كه می‌توانند توسعه بدهند، اين جوانان هستند كه می‌توانند اقتدار ملی را حفظ كنند؛ اين جوانان هستند كه می‌توانند بجنگند، هم جنگ نظامی، هم جنگ اقتصادی، هم جنگ تكنيكی. شما ملاحظه می‌فرماييد كه در اين كشور در حال حاضر جوان‌های ما توانايی تكنيكی بسيار قوی دارند، ولی نمی‌توانند خدماتشان را عرضه كنند؛ برای اينكه اروپايی، آمريكايی، همان خدمات را ارزان‌تر، منظم‌تر و سامان‌يافته‌تر می‌آيد می‌دهد؛ برای اينكه در آنجا تورم پايين است اينجا تورم بالاست. پيشنهاد می‌كنم بياييم با هم يك عقد اخوت ببنديم برای اينكه سعی كنيم حالا اگر اين دولت هم نشد دولت‌های بعدی بالاخره كشور هست، هزار سال، ده هزار سال عمر می‌كند، ‌اما اينكه ما از گذشته نتيجه بگيريم كه بايستی اين مسئله را حل كنيم. در همين دولت بياييم حل كنيم، بياييم پنجاه و پنج ميليون پای صندوق‌های رأی كه ‌دو خاصيت بزرگ دارد؛ خاصيت اولش اين است كه هر دولتی روی كار بيايد می‌گويد مردم به ضد تورم رأی دادند بايد حواس خودش را جمع بكند و خاصيت بعدی‌اش اين است كه آمريكايی‌ها از اينكه فكر كنند می‌توانند با تيغ سياسی، با تيغ اداری، با تيغ نظامی، ايران را يك كشور پر اغتشاش و پردردسر درست كنند. منصرف شدند، بيشتر منصرف می‌شوند. می‌گوييم كه خصوصيت ملت ايران بر اين است كه توانايی اداره كشور را خودش دارد؛ هرگز كشور مستعمره نشده، هرگز كشور دچار عقوباتی كه كشورهای ديگر اطراف ما شدند نشده، چرا؟ برای اينكه ملت زنده است و زنده بوده است. می‌گوييم برای اينكه تمام استعدادها به كار گرفته بشود چه بايد بكنيم؟ می‌گوييم دولت بايد در مقابل مردم متعهد باشد، نه ملت در مقابل دولت. يك دولت پاسخگو تشكيل خواهم داد. دولت‌های عزيز گذشته ما دولت‌هايی بودند كه خدمتگزار بودند؛ خدمت بسيار خوب است، كفايت نمی‌كند. اگر خدمت باعث تورم بشود فقرا فقيرتر می‌شوند، اگر دولت پاسخگو باشد بايستی كه جانب مردم را بگيرد. جانب مردم گرفتن به اين معناست كه بتواند پول ملی ارزش خودش را حفظ كند و سبد خانوار متورم نشود. دولت بايستی كه سياستی به خرج بدهد كه تورم برود روی مسائل ديگر، تا خانوار بتواند در سر جای خودش تثبيت بشود. اگر شما خانوار را در جای خودش تثبيت نكنيد خانواده تثبيت نمی‌شود. انضباط فكری جامعه منوط به انضباط فكری دولت است، انضباط فكری دولت، مسئوليت دارد كه بتواند جامعه را در وحشت نگه ندارد. اين دو تا انضباط با هم يك معنا می‌دهد؛ يك ملت، يك دولت، يك سيستم. ما بايستی كه از گذشته درس بگيريم. برای آينده بياييم بايستيم بگوييم اين كشور همه چيز دارد؛ مديريت‌های اداری سياسی‌اش بسيار بسيار ضعيف عمل كرده. از وقتی كه قانون اجباری آمده در كشور اين قانون‌ها عمل نكرده. قانونی، قانونی است كه علاوه بر اينكه تأييد مجلس شورای نگهبان را داشته باشد بايد تأييديه عامه را هم داشته باشد. يعنی قانون بايستی كه توسط مردم استقبال بشود. چرا مردم ماليات نمی‌دهند؟ چرا وقتی ماليات ارزش افزوده مطرح می‌شود بازارها بسته می‌شود؟ مگر اين كشور مال اين ملت نيست؟ مگر اين ملت خود انقلاب نكرده است؟ مگر اين مجموعه توسط مردم اداره نشده است؟ به يك دليل بيشتر نيست؛ مردم احساس نمی‌كنند مالياتی كه می‌دهند هزينه توسعه می‌شود. مردم احساس می‌كنند مالياتی كه می‌‌دهند در يك جاهايی هزينه می‌شود كه به نفع كشور نيست. ‌وقتی كه يك طرحی در كشور اجرا می‌شود كه به هيچ وجه منفعت مردم در آن نيست، مردم مأيوس می‌شوند، ‌هرز می‌شود. سرمايه ملی بايد در جايی مصرف بشود كه اقتدار ملی و نياز مردم را برطرف كند. من دو تا مثال می‌زنم؛ يكی مثال شبكه گاز و مخابرات كه اين دو شبكه در ابتدای انقلاب خيلی ضعيف بوده يا نبوده


من در هر دو مشاركت داشته‌ام؛ امروز اين دو شبكه بيست و دو ميليون مشترك گاز دارد و صد و پنج، صد و ده ميليون مشترك تلفن دارد. مردم سرمايه‌گذاری كردند، مردم احساس كردند كه شبكه گاز آمده در خانه‌شان، پولش را دادند احساس كردند شبكه مخابراتی به نفعشان هست. ‌الان به حمدالله و والمنه، تمام بچه‌ها و جوان‌های ما يك موبايل، دو موبايل در دست و بالشان هست و تمام كشور متنعم به اين كار است. اين از سرمايه‌گذاری مردم است. مردم وقتی كه ديدند اين مفيد است استفاده كردند، سرمايه‌گذاری كردند. الان هم متعلق به مردم است كه من در قضيه مخابرات يك اشكالاتی هم دارم كه اگر شما رأی داديد در موقع مقتضی خدمتتان می‌گويم. اما يك مورد ديگر هم هست و آن اتومبيل است؛ الان نزديك به پنجاه، شصت سال است كه ما اتومبيل توليد می‌كنيم. اگر سالی ده ميليارد دلار ندهيد به آن، اين گرفتاری‌هايی كه ملاحظه می‌فرماييد به وجود می آيد؛ چرا؟ برای اينكه مردم استفاده از اتومبيل را برای زندگيشان با توجه به قيمت، با توجه به قطعه يدكی، با توجه به همه چيز، خيلی استقبال نمی‌كنند؛ احساسشان اين است كه اين پول هدر می‌رود، احساسشان اين است كه اين قضيه سامان پيدا نكرده. من به همه صنعت‌گران، بالاخص اتومبيل‌سازان، قطعه‌سازان درود می‌فرستم. می‌گويم كه اگر كه می‌خواهيد خير دنيا و آخرت داشته باشيد، طوری رفتار كنيد كه حتماً رضايت مشتری را جلب كنيد. اگر شما بخواهيد با تورم زندگی كنيد، تورم از سر شما عبور می‌كند، كما اينكه ظرف اين يك سال اخير از سر شما عبور كرد و يك واحدی كه می‌تواند سالی يك، يك و نيم ميليون توليد كند؛ بخاطر اينكه كيفيت ندارد، بخاطر اينكه تورم دارد، بخاطر اين چيزها خب می‌خورد زمين. اين ملت همان ملت هستند، شبكه آب، گاز، برق، تلفن همه چيز را استقبال می‌كند، استفاده می‌كند، هزينه‌اش را می‌دهد، ولی در مورد صنعت متأسفانه اينطور نيست. چرا برای اينكه آن كيفيت حياتی سامان ندارد، مردم استقبال نمی‌كنند و توانايی اداره كشور را به زير سؤال می‌برند و واردات اتومبيل را بر خريد اتومبيل داخلی ترجيح می‌دهند. ما شأن‌مان اين نيست. نه شأن قطعه‌ساز اين است، نه شأن مصرف‌كننده اين است، نه شأن كشور اين است كه بعد از اين پنجاه سال ما هنوز نتوانيم كل صنعت كشور و كل قضايای مربوطه را حل كنيم.


ان‌شاءالله، ‌اگر شما بزرگان، شما ملت، به بنده رأی داديد، من شروع می‌كنم به تشكيل يك دولت ضد تورمی و وارد ميادين مصداقی برای رفع مشكل می‌شوم. اميدوارم ان‌شاءالله توانايی درست گفتن را داشته باشم و اميدوارم ان‌شاءالله با هدايت و راهنمايی شما توانايی درست كرداری را هم داشته باشم. به روح پرفتوح امام(ره)، به سلامتی رهبر، به ارواح شهدای انقلاب و برای اينكه خانواده‌های شهدا و معلولين و مجروحين از ما راضی باشند و برای اينكه ان‌شاءالله جوان‌ها به اين حرف‌ها توجه كنند و به ميدان عمل بيايند.

captcha