گروه اجتماعی: روز مبعث، روز برانگيختن خردهايی است كه در تابوت خرافهگرايی، هوسپرستی و جهلپيشگی دفن شده بود، روز تولد عاطفههايی كه در رقص شمشيرها زخمی میشد و در جنگل نيزهها جان میباخت.
|
روز مبعث، روز مرگ قساوتها و شرارتها بود، روز مرگ كرامتهايی كه به پای بتها قربانی میشد؛ روز مرگ جهل و شرك و پرستشهای ناروا بود، آن روزها، دختركان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاك میخفتند، جوانان بلندقامت، در جنگ جهالتها، جان به بارش تيرها میدادند و زنان بیپناه، در بند اسارت میزيستند، چه خارهايی به پای بشريت میخليد و چه زخمهايی دل عاطفهها را میخَست اما در روز مبعث، بذر عشق و مهر ورزيدن و مهربان زيستن در دشت تفتيده دلها پاشيده شد و هزاران گل عاطفه از آن روييد. لبخند بر لبها نشست دست گرم نوازش بر سر يتيمان كشيده شد، شمشيرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود.
حضرت محمّد(ص) سفير خداوند بود بر بندگان تشنه حقيقت و محبّت، و هدف نهايی او برای خلقت همه هستی، محبوبی كه با جمال سيرت و صورت خود، همه پردههای تاريك جهل و حجابهای خودخواهی را كنار زد و در سير معراج خود از جبرئيل، امين وحی الهی، پيشی گرفت؛ دلسوزی كه تا دم آخر، رنجها و دردها را تحمّل كرد تا نشان زيبايی «رحمةً للعالمين» را از دست بخشنده خدا، دريافت كند.
آبشار نور، جاری بود، آسمان پولكهای زيبايش را به رخ تماشاگران میكشيد و ماه بر چشم نظارگران جمالش رنگ نقره میپاشيد، عطر شفابخش بهار در فضا میپيچيد و اميد زندگی در جان موجودات جهان میجوشيد، در آسمان نيلگون مكه، دمادم ستاره میشكفت. آن شب نبض كائنات از انتظاری مقدس، میتپيد، از بلور ماه، لبخند مهر میتراويد و غار حرا تجلّیگاه نور بود. جبرئيل امين، گلواژههای وحی را منتشر میكرد.
در آن شب، حضرت محمّد(ص) بر سريری مینشست كه عرش نبوّت بود، او در آن جغرافيای زمين، راه تاريخ را میگشود و چراغ خورشيد را میآويخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد، فرشتهای از طرف خدا، مأمور شد آياتی چند بهعنوان طليعه و كتاب هدايت و سعادت، برای امين قريش بخواند تا او را به كسوت نبوّت مفتخر سازد، آن فرشته جبرئيل و آن روز، روز مبعث بود، در آن روز فرشتهای با لوحی فرود آمد و آن را در برابر او گرفت و به او گفت: «بخوان». او از آنجا كه درس نخوانده بود، پاسخ داد من توانايی خواندن ندارم، فرشته وحی دوباره او را به خواندن فراخواند ولی همان جواب را شنيد. فرشته بار ديگر سخن خود را تكرار كرد. ناگهان حضرت محمّد(ص) احساس كرد میتواند لوحی را كه در دست فرشته است بخواند. در اين موقع، آياتی را كه در حقيقت ديباچه كتاب سعادت بشر است، خواند.
حضرت محمّد(ص) راز خلقت زمين و گل سرسبد عالم هستی است؛ اولين نور، آخرين فرستاده، برترين انسان و محبوبترين خلق خداست، او عصاره همه انبيای الهی است، در وجود او خُلق آدم، نيروی نوح، طاعت يونس، وقار الياس، صبر ایّوب، صدای دلكش داوود، عظمت سليمان، محبت دانيال، عصمت يحيی، كردار خليل، قول اسماعيل، صورت يوسف، شكيب موسی و زهد عيسی، تجلّی يافته است.
افق اجتماع مردم در حجاز هم چنان تاريك بود. آشفتگی، اوضاع مردم را ناملايم كرده بود و امنیّت جانی و مالی و ناموسی نداشتند، از علم و حكمت خبری نبود، فضيلت آنها فقط در شعرسرايی و قصهپردازی بود، ابرهای سياه جهالت سراسر آن محيط را در تاريكی فرو برده بود، ناگهان از شهر مكه نور پاكی همچون بارقه آسمانی فضای عالم را روشن كرد، اين نور پاك كه حضرت محمّد(ص) بود محيط زندگانی عقلانی بشر را برای هميشه منور گردانيد.
روزی كه پيامبر بزرگ الهی حضرت محمّد(ص) برای هدايت بشر برانگيخته شد، ندايی آسمانی از مشرق كوه حرا، بلند شد و در دنيای بشريت طنينانداز گرديد. اين آهنگ ملايم طبع بشر بود و مردم جهان در انتظار چنين آهنگی بودند، و با افق فكر و خرد خردمندان سازگار گرديد. اين لحن فرحبخش بر دل انسان نشست و سطح انديشه او را بالا برد، آخرين برگزيده الهی قانونی آورد كه از مبدأ آفرينش شروع میشود، تا منتهای سير آدمی، ادامه میيابد. شريعتی كه با روحيه بشر سازگار و با طبيعت او عجين و آميخته شده بود، دينی كه فطری و قانون اجتماعی بود، رسول خدا(ص) در سير رسالت الهیاش قانونی معتدل و به دور از افراط و تفريط آورد و به ماديت يهود و رهبانيت نصارا خاتمه داد؛ دينی كه بين روح و بدن جمع و انسانی جامع تربيت كرد.
مبعث روزی است كه نهضت معنوی شروع و انقلابی عظيم در عالم بشری به وجود آمد كه هنوز بركات آن ادامه دارد و اين انقلاب عبارت است از توجه به حقيقتی واحد كه خداوند يكتای بیهمتاست كه با فرستادن آخرين رسول خود ـ كه رهبر اين انقلاب بود ـ پايههای انقلاب را پیريزی كرد، در روزگاری كه بشريت دچار سهمگينترين بحرانها بود، زندگی به صورت جهنمی درآمده بود.
از ستم، اختلاف، قتل، غارت، تجاوز، حق كشی، بیايمانی؛ جهان چون زورقی بیبادبان بر سر امواج خطرناك اقيانوس طوفانی تاريخ از سويی به سويی میافتاد اگر از گردابی برون میآمد، به گردابی ديگر فرو میرفت، حضرت محمّد(ص) از ميان مردم آن روز، انسانهايی آزاده و پاك و بزرگ و قهرمان تربيت كرد و قومی پراكنده و كينهتوز و بیايمان را به مردان و زنانی فداكار و مؤمنانی با اخلاص و مجاهد بدل ساخت.
یادداشت از: نرگس همتی