کد خبر: 1239640
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۰

تعریف درستی از نگاه قرآن و اهل ‌بیت(ع) به آموزش قرآن ارائه شود

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان با بیان اینکه روش تعلیم قرآن باید مبتنی بر کلام الله بودن قرآن باشد، تأکید کرد هنوز تعریف درستی از نگاه قرآن و اهل ‌بیت(ع) به آموزش قرآن ارائه نشده است.


گروه فعاليت‌های قرآنی: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان با بیان اینکه روش تعلیم قرآن باید مبتنی بر کلام الله بودن قرآن باشد، تأکید کرد: هنوز تعریف درستی از نگاه قرآن و اهل ‌بیت(ع) به آموزش قرآن ارائه نشده است.


حسين مرادی‌زنجانی، استاديار دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ایکنا) شعبه قم، گفت: تعلیم قرآن به رغم جایگاه اساسی و اهمیت زیربنایی که دارد، هنوز تعریف و تفسیر صحیح و ماهیت دقیق خود را از نگاه قرآن و سیره معصومین(ع) بازنیافته است و از این رو، به صورت پدیده‏های گوناگونی که اصولا نه از سنخ تعلیمِ عِلم، که از جنس آموزش فن و هنر و مهارت‏ است و با روح تعلیم و قرآنیت قرآن ناهمخوانند، رخ نموده است.


وی ابراز کرد: باید ثابت کنیم که در مکتب قرآن و سیره معصومین(ع)، تعلیم قرآن به هیچ روی، مساوی با آموزش فنون و مهارت‏هایی هم‌چون روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، صوت و لحن، ترجمه، تفسیر و... نیست در این مهارت‏ها ـ که اختصاصی به قرآن ندارند و روی هر متن دیگری می‏توانند پیاده شوند ـ لزوما علمی از معلم به متعلم، منتقل نمی‏شود و تعلیم به معنای حقیقی کلمه (انتقالِ علم) تحقّق نمی‏یابد، بلکه در موفّق‏ترین صورت، صرفا برخی از فنون و مهارت‏ها به شخص مخاطب منتقل می‏شود.


وی ادامه داد: در تعلیم قرآن بنا است خودِ قرآن به عنوان علم، از معلم به متعلّم، به صورت آیه ‏به ‏آیه و سوره ‏به ‏سوره، از طریق اِسماع و استماع و «اقراء و استقراء» منتقل شود نه مهارتِ روخوانی و روان‌خوانی آن، چنانکه از باب نمونه تعلیمِ گلستان سعدی به معنای آموزش مهارت روخوانی یا دکلمه‏خوانیِ آن نیست، بلکه به این معنا است که شخص معلم، حکایت‏های گلستان را تک‏ به ‏تک، هر کدام را به عنوان یک علم، به متعلم منتقل کند، نه اینکه قواعد الفبا و روخوانیِ فارسی را در چند جلسه به او بیاموزد و آنگاه کتاب حجیم گلستان را به دست او دهد، با این گمان که وی گلستان را آموخته است.


لزوم بازنگری جدی در روش‏ها و شیوه‏های آموزش قرآن


مرادی‌زنجانی افزود: بر این اساس، روش آموزش قرآن نیز باید به گونه‏ای باشد که در پرتو آن علم قرآن به متعلم منتقل شود، نه مقولاتی دیگر به نام قرآن، از همین رو، یک بازنگری جدی در روش‏ها و شیوه‏های آموزش قرآن در میان مسلمانان و مقایسه آن‌ها با آموزه‏های قرآن ‏کریم و سیره و سنّت معصومین(ع) و شناسایی آسیب‏ها و انحرافات در این مسیر خطیر، کاملا ضروری است.


وی ابراز کرد: در آموزه‏های اسلامی، معلم، ساختار بسيار ساده و بسيطی دارد و نيازمند گذراندن مراحل و مقاطع گوناگون آموزشی، پرورشی، گزینشی و ... نيست، يك شخص به محض اينكه علم و دانشی را از كسی دريافت كرد، معلم آن علم و دانش می‏شود؛ اين علم می‏تواند يك جمله يا كلمه و حتی يك حرف باشد و در بيان احاديث، تعليم و تعلمِ حتی يك حرف از قرآن نيز مورد تأكيد و تحسين قرار گرفته است تا چه رسد به تعليم و تعلّم يك آيه و يا يك سوره.


استادیار دانشگاه ازاد اسلامی واحد زنجان بیان کرد: آنچه موجب شده كه تعليم قرآن در ميان ما معلم‏پرور و آموزگارپرور نباشد اين است كه اصولا به يك حرف و كلمه و عبارت و جمله و حتی يك سوره از قرآن به ديدِ علم نمي‏نگريم و فراگيرنده آن را عالم نمی‏دانيم و به انتقال آن حرف و كلمه و يا جمله به ديگری ارزشی نمی‏نهيم، از نگاه ما كسی كه تنها سورة «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را فراگرفته است، نه عالم محسوب می‏شود و نه معلّم؛ حتی او را به عنوان كسی كه قرآن فراگرفته است نمي‏شناسيم و بر دانسته او نام قرآن را منطبق نمی‏دانيم و کلمات و جملاتی را كه او فراگرفته است، حداكثر، معادل يك مدادتراش يا مدادپاك‏كن و چيزهايي از اين قبيل ارزيابی می‌كنيم، چنانكه امروزه در غرفه‏های «قرآن بخوان، جايزه بگير» شاهد اين ارزش‌گزاری‌ها هستيم.


وی اظهار کرد: بر اساس معيارها و ترازوهای خفیفی كه ما در مجامع قرآنی‏مان داريم، اگر روزی كودكی يا نوجوانی صرفا به خاطر حفظ سوره حمد و يا سوری فلق بخواهد در مسابقات بين‌المللی حفظ شركت كند و قرآن خود را عرضه كند، مورد خنده و تمسخر همگان قرار می‏گيرد و برای آن كه دلش نشكند، مداد تراش يا كتاب داستانی را به عنوان جايزه دريافت می‏كند.


همه حقایق هستی در سوره حمد نهفته است


وی افزود: شاخص‏ها و ميزان‏های خفيف ما، سوره حمد را كه همه حقايق هستی در آن نهفته است و از تمامی كوه‏های عالم ثقيل‏تر است و بار معارف آن را هفتاد و بلكه هفتاد هزار شتر نمی‏توانند بكشند و سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را كه دست كم معادل ثلث قرآن است، و سوره «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» را كه تعاليم همه كتب آسمانی را در خود گردآورده است و امثال آنها را هموزن يك مدادپاك‏كن یا خط‏كش و چیزهایی از این قبیل می‌دانند و بدين‏سان، به جای افتخار و حس پرواز، آه و كاش و حسرت و ندامت بی‏سوادی در دل مسلمانان می‏پرورند و در نتيجه، موجبات هوان و سبكی و سقوط را فراهم می‏آورند.


وی گفت: در برابر اين معيارها و شاخص‏های سبك، ترازوهای ثقيل و حقيقت‏نمای مكتب پيامبر اكرم(ص) و اهل ‏بيت(ع) قرار دارد كه بر اساس آن‏ها نه يك سوره، حتی تعلم يك آيه نيز انسان را در شمار قرآن‌دانان و قرآن‌خوانان و بلكه معلمان و مبلّغان قرآن در می‏آورد.


وی ادامه داد: در اين مكتب، شخص به راحتی می‏تواند، تنها در پرتو دو سه آيه، عنوان عالم و فقيه قرآني را از پيامبر اكرم(ص) دريافت دارد و در زمره معلمان و مبلّغان قرآن درآيد که مصداق «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ...» است.


مرادی‌زنجانی با نگاهی گذرا به روش آموزش قرآن در سیره معصومین(ع) اظهار کرد: در مکتب معصومین(ع)، آموزش قرآن به هيچ روی و در رابطه با هیچ شخصی خواه عرب باشد و یا عجم به اين معنا نيست كه قرآن‏آموز دوره‏های مختلف روخوانی و روانخوانی را بگذراند و «اَ بَ تَ ثَ ... اِ بِ تِ ثِ ...» و تشديد و مدّ و حروف والی و يَرملون و ... را از يكديگر بازشناسد و در مراحل بالاتر به فنّ تجويد و صوت و لحن نيز دست يابد و با آموزش اين فنون و مهارت‏ها كه اختصاصی به قرآن ندارند و در رابطه با هر متن ديگری می‏توانند به كار روند مصحف 604 صفحه‏ای را به دست‏گيرد و گمان كند كه دانش‏آموخته قرآن شده است و در بسياری از موارد نيز، مانند بسیاری از تحصيل‏كردگان ما مصحف را پس از طی اين دوره‏ها زمين بگذارد و طی ده‏ها سال آن را نگشايد و سطوری از آن را هم نخواند و با استناد به قواعد روخوانی كه آموخته است، همچنان خود را باسواد قرآنی و دانش آموخته قرآن داند؛ حال آن كه در واقع دانشی از قرآن به وجود او منتقل نشده است.


وی ابراز کرد: نوآموزان ما در نخستین کلاس درس باید با گوش خود، صدای خدا را بشنوند، ماهیت حقیقی تعلیم قرآن همین است و جز این، همه گمراهی است، از این معنا نباید درگذشت و همه مسائل و مشکلات مربوط به قرآن و فعالیت‏های قرآنی از جمله آموزش قرآن را در رابطه با همین معنا باید حل و فصل کرد.


استادیار دانشگاه آزاد اسلامی زنجان بیان کرد: امام رضا(ع) تأکید می‏کنند که از کلام الله بودن قرآن عبور نکنید و روی آن هر چه می‏توانید تمرکز نمایید، امام رضا(ع) ماهیت اصلی قرآن را کلام الله بودن آن معرفی می‏نمایند و روی آن پای می‏فشارند و آن را مبنای هرگونه مواجهه با قرآن می‏دانند.


وی ادامه داد: روش تعلیم قرآن نیز باید مبتنی بر کلام الله بودن قرآن باشد و متعلّم قرآن در همان آغاز باید احساس و بلکه یقین کند، خداوند با او سخن می‏گوید، نه اینکه به جای صدای زنده و مستقیم ربّ العالمین و کلمات و جملات او، صدای «اَبَ تَ ثَ ...» را استماع ‏کند و به جای اینکه نبوت را تجربه نماید با قواعد و علائم گوناگون و ملال‌آور روخوانی کلنجار ‏رود؛ به جای اینکه صدای خداوند در اعماق جان متعلّم طنین اندازد که: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ»؛ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»، ...، همواره صدای معلّم را بشنود که از حرف مدّ و سبب مدّ و قواعد ادغام و حروف یرملون و ... سخن می‏گوید.


وی افزود: در تعلیم قرآن باید کاملاً توجه داشت که قرآن با کدام ماهیت مورد تعلیم قرار می‏گیرد و با کدامین اسماء و اوصاف آموزش داده می‏شود و آیا این ماهیت و این اسماء و اوصاف با این روش‏های تعلیم و آموزش، هم‏خوان و هم‏آوا هستند یا نه؟ آموزش قرآن با این ماهیت و اسماء و اوصاف، چه لوازم و خصوصیاتی باید داشته باشد؟


تعلیم قرآن باید عالم و حامل قرآن بپرورد


وی ادامه داد: از نگاه قرآن و حدیث، کلاس تعلیم قرآن ولو در یک جلسه باید عالم و حامل قرآن بپرورد؛ تعلیم قرآن آنسان که گمان می‏رود نه صرفاً گام نخست، بلکه گام آغازین و واپسین در سلوک طریق معارف و حقایق قرآن است و تمامی مراتب علمی و عملی و ایمانیِ یک مسلمان وابسته به آن است. مرادی‌زنجانی تأکید کرد: اما در نگاه رایج، شخص مسلمان ابتدا باید روخوانی قرآن را بیاموزد و سپس روان‏خوانی آن را فراگیرد، آنگاه در کلاس‏ها‏ی ترجمه قرآن شرکت کند و معانی کلمات را یاد بگیرد، در مرحله بالاتر باید به مطالعه تفسیر آن بپردازد و یا در جلسات و کلاس‏های تفسیر شرکت کند و پس از طی همه این دوره‏ها، اگر مجالی یابد، به تدبر و تفکر در قرآن بپردازد و در نهایت به آنچه آموخته است عمل کند.


وی افزود: معنا و مفهوم و مصادیق ختم قرآن نیز، همچون بسیاری دیگر از مفاهیم مربوط به قرآن کریم، در سیره و سنّت معصومین(ع)، با آنچه در تصور ماست، متفاوت است؛ در این سیره پرنور و مکتب سراسر «تیسیر»، مفهوم ختم قرآن بستگی به میزان قرآنی دارد که در دل قرآن‏آموز جای گرفته است؛ اگر کسی صرفاً سوره ناس را فراگرفته باشد، ختم قرآنِ او عبارت از خواندن همان سوره است؛ اگر کسی دو سوره آموخته باشد، خواندن آن دو سوره یک ختم قرآن برای او به شمار می‏آید؛ و اگر کسی همه سوره‏ها را فراگرفته باشد، ختم قرآن درباره او وقتی تحقق می‏یابد که همه آنها را بخواند.


وی در خاتمه تأکید کرد: این تعریف و تصور از ختم قرآن در این جمله امام صادق(ع) خطاب به اسحاق بن عمار، به وضوح قابل دریافت است: «ختم القرآن الی حیث تعلم»؛ یعنی ختم قرآن در مورد تو، عبارت از این است که تا آنجا که فراگرفته‏ای بخوانی.

captcha