گروه هنر: در طی ساليان اخير اصرار دولت به انجام مجموعهای از كارهای مقطعی و گذرا با هدف ارائه آمار و بيلان كاری اعتماد جامعه تئاتری را از خود سلب كرده است و دولت آينده بايد با افزايش نقدينگی، ايجاد فضای نمايشی مطلوب و انجام كارهای زيربنايی، آينده جامعه تئاتری را به عنوان هنر فاخر تأمين كند.
در آستانه انتخابات يازدهمين دوره رياستجمهوری همچنان تكاپوی جسته و گريخته گروههای نمايشی برای حضور در جشنوارههای متعدد تئاتری پيش رو، اجراهای متعدد و متنوع صحنهای در سالنهای نمايشی پايتخت و شهرستانها و بسياری ديگر از فعاليتهای مربوط به هنر نمايش را شاهد و ناظر هستيم و شايد به دليل اين مشغله فكری و كاری است كه هر چه تلاش شد تا از فعالان اين عرصه در مورد مطالباتشان از دولت آينده در مورد اوضاع تئاتر جويا شويم، آن را برای طفره رفتن از پاسخ بهانه كردند.
تئاتر به عنوان يكی از هنرهای هزينهبر برای دولت، همواره وابستگی خود را به جذب حمايتهای دولتی به اثبات رسانده است و به دليل ساختار مديريتی و البته به دليل اقتضائات نظارتی آن كه مبادا مغاير با تفكرات و باورهای دينی و ايرانی باشد هيچگاه نتوانسته است به قطع اين وابستگی بيانديشد.
البته نبايد از نظر دور داشت كه در هيچجای دنيا تئاتر بینياز از يارانه فرهنگی دولتهاست و حتی در كشورهای اروپايی مهد تئاتر هم دولت با اتخاذ ساز و كارهای حمايتی، سعی در تأمين نياز هنرمندان شاغل در اين عرصه كرده است و تنها وجه افتراق ميان تئاتر ايران با ساير كشورهای پيشرفته دنيا در اين است كه ميان عرضه و تقاضا، توليد آثار تئاتری با ميزان سختافزار و نرمافزار تئاتری در ساير كشورها تعادلی وجود دارد كه ايران يا فاقد آن است و يا در راه نائل آمدن به اين توفيق فرهنگی و هنری است كه تا رسيدن به آن نياز به صرف هزينه و زمان فراوانی است.
شايد يكی از دلايلی كه هنرمندان تئاتری حاضر به بيان مطالبات و خواستههای بحق خود از دولت آينده نيستند اين مسئله باشد كه سياستهای اتخاذ شده از سوی همه دولتهای به روی كار آمده تا به اين لحظه به غير از مقاطعی آن هم به طور نسبی كه منجر به رونق اين عرصه شد همگی يكسان و واحد بوده و همگی آنها با اصرار نسبت به پياده شدن همان سياستهای كهنه و نخنما به شكلی كاملاً سليقهای اقدام به كارهايی كردهاند كه يا تئاتر را به پيشرفت نسبی رساند و يا موجب پسرفت آن شد.
به هر تقدير تئاتر به عنوان هنری فاخر و مؤثر در تبيين ارزشهای والای انسانی به شرط كاربرد ساختاری و محتوايی برنامهريزی شده از ديرباز مطرح بوده و بیترديد همه دولتمران از تأثيرات شگرف آن در تغيير در نوع ديدگاه كلان فرهنگی جامعه و فرهنگسازی براساس باورهای ايرانی و اسلامی، اشراف و وقوف كامل دارند و به نظر میرسد علاوه بر تغيير در ماهيت ساختارهای مديريتی و مترقی كردن آن بايد دولت آينده به فكر اعتمادسازی بيشتر ميان جامعه تئاتری برای توفيق در برنامههای آتی فرهنگی خود داشته باشد.
در ادامه تنها به عنوان تذكر به ذكر پارهای دغدغهها و معضلات جامعه تئاتری كه در سالهای اخير به دليل غفلت برخی از مسئولان دچار آن شده و البته نه شتابزده بلكه با درايت و مديريت جامع فرهنگی و هنری بايد سعی شود تا در آيندهای نزديك آنها را مرتفع كرد در چند بند ارائه میشود:
1- توجه به گسترش فضای تئاتری و تجهيز امكانات نمايشی يكی از موارد و شايد مهمترين آنها باشد كه همواره دغدغه اصلی فعالان تئاتری بوده است چيزی كه متأسفانه در برخی مقاطع شاهد تحقق نسبی و در بيشتر مواقع توقف و مسكوت ماندن آن بوديم؛ به هر حال با گسترش افراد شاغل در عرصه تئاتر و بروز و عرضه قابل توجه توليدات تئاتری بايد ظرفيتهای موجود در زمينه سختافزار و فضاهای نمايشی نيز افزايش يابد كه در سالهای اخير به غير از چند نمونه كوچك، شاهد اقدام اساسی در اين زمينه نبودهايم.
اين در حاليست كه چند سال پيش در جريان دولت نهم زمزمههای ايجاد ساختمانی تحت عنوان «نينوا» به عنوان تئاتر شهر (2) در منطقه جنوبی تهران و مشخصاً انبار نفت با هدف تمركززاديی از مركز شهر و رفع محروميت از سرانههای فرهنگی جنوب شهر شنيده شد و حتی به دست رئيسجمهور كلنگ آن نيز زده شد اما با وجود گذشت چند سال پيشرفت ساختمانی آن را احساس نكرديم.
ايجاد سالنهای نمايشی در محلات شهر به منظور دسترسی آسان ساكنان آن به توليدات نمايشی كه بتوانند ساعاتی از اوقات فراغت خود را بدون سفر درون شهری و دچار شدن به دغدغه ترافيك كلان شهری به ديدن تئاتر بنشينند كه جرقه اين امر سال گذشته زده شد و شاهد افتتاح خانه نمايش(2) در منطقه 6 تهران و يكی از محلههای خيابان شهيد مطهری بوديم كه البته متأسفانه به دليل استجاری بودن ساختمان اين فضای فرهنگی و عدم توانايی معاونت هنری در پرداخت به موقع اجارهبها، تعطيل شد.
نكته مشخص در مورد اين اقدام معاونت هنری در دولت دهم اين است كه در طی اين سالها شاهد اجرای طرحهای مقطعی و بدون مطالعه در حوزه تئاتر بودهايم به شكلی كه به عنوان نمونه خانه نمايش (2) كه اساساً برای حمايت از اجرای نمايشهای ارزشی و دينی تأسيس شده بود، با صرف هزينههای گزاف در امر تجهيز سالن نمايش همراه بود اما به دليل بیتدبيری و نبود سياست مدون در زمينه گسترش سرانه فضاهای فرهنگی، چنين فضاهايی كه نمونههای آن در كشور نيز كم نيست پس از چند ماه فعاليت از چرخه ارائه خدمات فرهنگی و هنری دولتی خارج شدند.
اين امر در استانها با نام اجرای طرح ايجاد تئاتر شهر در مراكز استانی در حال پيگيری است كه البته اعتبارات آن با توجه به اهتمام ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامی هر استان غير از آن چيزی است كه در مورد خانه نمايش (2) شاهدش بوديم اما هيچ تضمينی وجود ندارد كه بنا به دلايلی از جمله معطوف شدن بودجه فرهنگی و هنری به موارد ديگر اين فضاهای فرهنگی در مراكز استانی نيز به تعطيلی كشيده شوند.
2- يكی ديگر از اركان هنرهای نمايشی كه البته از مصاديق وابستگی اين هنر به دولت است موضوع پرداخت دستمزد به فعالان اين عرصه است كه البته بنا به سوابق گروه و فرد نمايشگر، نوع نمايشی كه توليد میشود و قصد به روی صحنه رفتن دارد متغير است كه دولت در اين سالها با ارائه ساز و كاری سعی در پرداخت منصفانه و عادلانه آن داشته است.
اجرای طرح قرارداد تيپ كه متناسب با درجه هنری گروه و شخص كارگردان و براساس نمايشی كه توليد میشود اختصاص میيافت شايد يكی از مؤثرترين اين راهكارها بود كه با پيشنهاد مسئولان خانه تئاتر اميد به اجرايی شدن آن میرفت اما از آنجا كه اداره كل هنرهای نمايشی و معاونت هنری خود را محق در امر تصديگری همه امور نمايشی میدانستند لذا مسكوت باقی ماند و به جای آن با تشكيل شورای حمايت از آثار نمايشی زير نظر معاون هنری ارشاد تصميم گرفته شد ميزان بودجه اختصاص يافته به هر اثر نمايشی در اين شورا مورد بحث و ارزيابی قرار گيرد.
نتيجه اين امر اعمال سليقه، تضييع حقوق هنرمندان تئاتر و سرانجام نارضايتی اغلب آنها بود كه همچنان هم ادامه دارد و جامعه تئاتری از دولت آينده اين درخواست را دارد كه اگر احيای طرح قراردادتيپ ميسر نيست حداقل در اصلاح بندهای شيوهنامه اين شورا برای تبعيض قائل نشدن ميان هنرمندان و گروههای تئاتری كوشا باشد.
3- استقرار گروههای نمايشی شهرستانی از ديگر طرحهای معاونت هنری در مورد بسامان كردن اوضاع گروههای تئاتری شهرستانی بود، طرحی كه نويدبخش آيندهای خوش برای تئاتر شهرستانی به عنوان يكی از ظرفيتهای مؤثر در امر تئاتر حرفهای است اما بايد واقعبينانه اين نكته را متذكر شد كه با بودجه اختصاص يافته دولتی به امر تئاتر كه بسيار ناچيز است تنها دادن ارقام و آمار كه نشان از استقبال گروههای شهرستانی از اجرايی شدن اين طرح دارد نمیتواند به رونق تئاتر شهرستانی منجر شود چرا كه با استقرار اين گروهها كه گفته میشود تعداد آنها از 400 گروه در سراسر نيز فراتر رفته است بايد بودجه مكفی دولت در اختيار مسئولان تئاتری قرار دهد تا آنها بتوانند از عهده حداقل مطالبات بحق مالی آنها برآيند.
با اين تفاصيل به نظر میرسد ايجاد و تجهيز فضاهای نمايشی و افزايش نقدينگی تئاتر به دو مقوله اساسی پيشروی دولت آينده تبديل شده است كه حداقل دولت در چهار سال آينده كاری خود حتی با وجود تحقق يافتن آنها میتواند گفتمانی را ايجاد كند كه در آن مسئولان با تشريك مساعی و در ميان گذاشتن آراء و نظرات كارشناسی، زمينه را برای تحقق مطلوب آن در آينده نه چندان دور فراهم آورند.
سجاد دبيريان