کد خبر: 1243188
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۶
داريوش ارجمند عنوان كرد

تقليد دوره‌ای از سينمای ديگر كشورها؛ آسيب هنر هفتم در ايران

يك بازيگر و پيشكسوت سينما و تلويزيون، تقليد دوره‌ای سينما از سينمای ديگر كشورها از جمله هند و تركيه را از آسيب‌های جدی هنر هفتم در كشورمان عنوان كرد و در ادامه از ناآگاهی برخی از سينماگران از نمادهايی كه در پوسترها و تبليغات فيلم‌هايشان به‌كار می‌رود انتقاد كرد.


گروه هنر: يك بازيگر و پيشكسوت سينما و تلويزيون، تقليد دوره‌ای سينما از سينمای ديگر كشورها از جمله هند و تركيه را از آسيب‌های جدی هنر هفتم در كشورمان عنوان كرد و در ادامه از ناآگاهی برخی از سينماگران از نمادهايی كه در پوسترها و تبليغات فيلم‌هايشان به‌كار می‌رود انتقاد كرد.







«داريوش ارجمند»

داريوش ارجمند، بازيگر سينما و تلويزيون در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، درباره علل كم كاری خود در سينما گفت: برای كم كاريم در سينما و تلويزيون دو دليل دارم؛ ابتدا اينكه سينما به نوعی تعطيل شده، پس طبيعی است كه پيشنهادات به حداقل خود برسد. دليل ديگر اينكه پيشنهادات ارجاعی به اندازه‌ای ضغيف و بی‌كيفيت است كه من به شخصه هيچ‌گاه حاضر به نقش‌آفرينی در آنها نيستم.


وی افزود: من حدودا 40 سال است كه به اندازه نوك سوزن برای خود آبرويی در سينما كسب كرده‌ام، بنابراين راضی نمی‌شوم با قبول هر نقشی اين اعتبار را از بين ببرم، البته اين بدان معنا نيست كه كارهای ضعيف نداشتم، بلكه منظور اين است كه تمام نقش‌هايم شريف و قابل دفاع است، حتی برخی از نقش‌هايم در سينمای ايران قابل تكرار نيست. فيلم‌های ناخدا خورشيد، سگ‌كشی، پرده آخر، آدم برفی، كشتی آنجليكا، راه آبی ابريشم تنها نمونه‌هايی از كارهايی است كه در آن نقش‌آفرينی كرده‌ام.


اين بازيگر درباره آفت‌های سينما توضيح داد: پذيرش هر نقش به بهانه كسب درآمد، پذيرش نقش در مهمانی‌ها يا پذيرش نقش به واسطه رابطه‌های پشت پرده‌ از آسيب‌های سينماست. نكته ديگر اينكه عموم فيلمنامه‌هايی كه برای سينمای ما نگاشته می‌شود جدا از آسيب به كليت سينما به اعتبار بازيگران هم صدمه می‌زند. برای مثال در كارهايی كه به اسم طنز ساخته می‌شود ما به هيچ وجه شاهد يك كمدی خوب نيستيم، تنها نوعی مسخره كردن افراد است كه سعی دارند به هر قيمت، تماشاگر را بخنداند. در اين رابطه من خود زخم خورده هستم چون يك بار در دام چنين فيلم‌هايی گرفتار آمدم.


وی ادامه داد: اين قبيل ضعف‌ها تنها به فيلم‌های كمدی خلاصه نمی‌شود، چون ملودرام‌های ما نيز دستخوش چنين آسيب‌هايی شده است. بدين معنا كه زمانی به تقليد از سينمای هند فيلم‌های اشك انگيز و بی‌كيفيت می‌ساختيم و در زمان حال نيز به پيروی از سريال‌های سطحی تركی كارهای به اصلاح ملودرام توليد می‌كنيم. اين قبيل تقليدها حتی در بين بازيگران ما هم تعميم پيدا كرده و آنها سعی می‌كنند در حالات و حركت‌های خود ادای بازيگرانی چون آميتا پاچان يا شاهرخ خان را در آوردند.


ارجمند در ادامه ورود بازيگران جوان به سينما را اجتناب‌ناپذير دانست و گفت: ورود بازيگران جوان در سينما امری طبيعی است، چون سينما نياز به بازيگر جوان دارد. برای مثال بازيگرنی چون رابرت دنيرو در زمان حال ديگر نمی‌توانند «راننده تاكسی» را بازی كند و بايد در زمان حال در كارهايی چون «ملاقات والدين» نقش‌آفرينی كند، اما مهم اينجاست كه در هر دو فيلم رابرت دنيرو است و از كيفيت كارش كاسته نمی‌شود. منظور از اين گفته اين است كه جوانان بايد در سينما حضور داشته باشند به شرطی كه از طريق درست وارد سينما شوند.







 ارجمند:
مضامين دينی در سينمای ما تنها در سطح خلاصه شده است، چراكه فرهنگ «درون بنگر را حال را» از بين رفته است.

وی در بخش ديگری از سخنان خود درباره عدم اگاهی برخی فيلمسازان توضيح داد: برخی مواقع از شاخصه يا سمبل‌‌هايی در فيلم‌ها يا پوسترهای سينمايی استفاده می‌شود كه معنای خاص خود را دارد و كارگردان از آن بی‌خبر است و بدون آگاهی از آن استفاده می‌كند. برای مثال در فيلمی (...) می‌بينيم كه عكس زنی با كفش قرمز روی پرده سينماست. رنگ كفشی كه نشانه شيطان و فحشاست، اما اين كار به اسم فيلم دينی در سينمای ما به نمايش در می‌آيد و فروش چند ميلياردی می‌كند. در اين قبيل آثار كه در آنها به وفور حرف‌های شبه مذهبی زده می‌شود، ما به واقع تنها رفتار غير اخلاقی مشاهده می‌كنيم. در اين ميان ممكن است فيلمساز يك فرد متدين باشد، اما من كيفيت كار هر فرد را با اثرش می‌سنجم نا به خصوصيات فردی فيلمسازش.


وی به مطلب فوق افزود: عمر اين قبيل فيلم‌ها در سينمای جهان به ويژه سينمای رئاليسم ايتاليا هم به پايان رسيده است. فيلم‌هايی كه در آن فردی فاسد دلبسته يك روحانی يا كشيش می‌شود، منتها در سينمای ما تازه به آن پرداخته می‌شود. درباره موفقيت اين قبيل فيلم‌ها هم در كشورمان بايد بگويم، چون نسل ما چنين كارهايی را تا به حال در سينما نديده به موفقيت‌های چشمگيری در سينما دست پيدا می‌كند.


اين بازيگر در پاسخ به سؤال پايانی مبنی بر اينكه معنا و مفهوم دين در سينمای ما چه جايگاهی دارد، خاطرنشان كرد: اينگونه مضامين در سينمای ما تنها در سطح خلاصه شده است؛ چراكه فرهنگ «درون را بنگر و حال را» از بين رفته است.

captcha