کد خبر: 1247167
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۲
در «تركيب التقاط و ترور» می‌خوانيم؛

اعتراف يكی از اعضای گروهك فرقان درباره نحوه ترور نافرجام امام خامنه‌ای

بخشی از كتاب «تركيب التقاط و ترور» مربوط به ماجرای ترور آيت‌الله‌العظمی خامنه‌ای است كه در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر اتفاق افتاد.


گروه ادب: بخشی از كتاب «تركيب التقاط و ترور» مربوط به ماجرای ترور آيت‌الله‌العظمی خامنه‌ای است كه در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر اتفاق افتاد.








به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، «تركيب التقاط و ترور» عنوان كتابی است كه به بررسی عملكرد و اسناد گروه فرقان اختصاص دارد كه محمدحسن روزی‌طلب، نويسنده اثر با مرور چگونگی تشكيل شدن گروه فرقان در سال 1355 و زمينه‌های به وجود آمدن و اقدامات ترورريستی اين گروه در مصاف با انقلاب اسلامی و ملت ايران می‌پردازد. ترور كردن و به شهادت رساندن برخی از علما و انديشمندان اسلامی از قبيل شهيد مطهری، شهيد مفتح و ... در كارنامه ننگين اين گروهك منحرف ثبت شده است.


اكبر گودرزی، رهبر فرقان كه عامل فريب جوانان كم‌تجربه اين گروهك بود، در سوم خرداد 1359 به مجازات رسيد. او به عنوان يكی از مصاديق بارز مفسدين فی‌الارض، بهترين بندگان خدا را كه غالباً از ميان علما و دانشمندان دين و مجاهدان در راه خدا بودند، به قتل رسانده بود.


باقی مانده گروه فرقان در قبال اعدام اكبر گودرزی، واكنش تندی از خود نشان داد و وی را ششمين شهيد ايدئولوژيك ناميد. فرقان شماره 25 نشريه را به اكبر گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصويری از وی در ذيل عكس، عبارت «مجاهد تشيع مظلوم، شهيد ششم ايدئولوژيك شيعه اكبر گودرزی!» را درج كرد و در ابتدای يادنامه نوشت: «با ياد زندگی سراسر درد و محروميتش و فريادهای آغازين از جان برخاسته‌اش كه جوانان محروم و پاك را ابوذر‌وار به رويارويی با غارتگران خلق و ملك‌های ظالم بر می‌شوراند».


پس از اين اعدام‌ها، محمد متحدی كه از اصلی‌ترين عناصر گروه فرقان بود، گروه كوچكی را كه در تبريز شكل داده بود و ترور آيت‌الله قاضی‌طباطبايی توسط اين گروه شكل گرفته بود، به تهران منتقل كرد و كوشيد تا انتقام اعدام‌شدگان گروه فرقان را بگيرد.


محمد متحدی با همكاری امير‌مسعود تقی‌زاده كه قاتل شهيد آيت‌الله قاضی‌طباطبايی بود، نقشه ترور عبدالمجيد معاديخواه، سيدعبدالكريم موسوی‌اردبيلی، آيت‌الله ربانی‌شيرازی و آيت‌الله سيدعلی خامنه‌ای را طراحی و اجرا كردند كه دو عمليات اول با ناكامی كامل مواجه شد و عمليات‌های بعدی با مجروح شدن آيت‌الله ربانی و آيت‌الله خامنه‌ای به اتمام رسيد.


امير‌مسعود تقی‌زاده در اعترافاتش درباره نحوه ترور آيت‌الله خامنه‌ای در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر می‌گويد: «طرح استفاده از ضبط صوت برای عمليات از قبل توسط مهدی(محمد متحدی) مطرح شده بود، چون من برای يك خبرنگار ژاپنی كار می‌كردم، چند بار برای مصاحبه مطبوعاتی پيش بهشتی هم می‌رفتند و معمولاً خبرنگارها ضبط صوت را روی ميز می‌گذاردند.


اين فكر به نظر مهدی(محمد متحدی) رسيده بود. البته حسن به دليل از ياد بردن هدف اصلی و حل شدن در كار خبرنگاری با نظر مهدی از آنجا دست كشيد، ولی اين طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقيت در كارهای معاديخواه با موسوی‌اردبيلی خيلی فكر مهدی را مشغول كرده بود.


يك طرحی را برای من كشيده بود كه از روی آن يكی را درست كنم و آن يك مكعب مستطيل بود كه در آن چند سوراخ به نظر 9 ميلی‌متری با فواصل مساوی تعبيه شده بود و سپس بعد از تهيه آن كه من به يك تراشكاری دادم و حتی وی مشكوك شده بود و او گفته بود كه اين برای اسلحه است و من با هزار مكافات و توجيه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز كار روی آن چيزی درست كرده بود به قرار زير، كه چهار تا فشنگ در سوراخ‌ها قرار می‌داد(در هر سوراخ يك عدد) و سپس يك صفحه را كه چهار ميخ به آن وصل كرده بود و توسط يك محور وسط اين صفحه را به سمت مكعب مستطيل می‌كشيد كه اگر ضامن را كشيده و صفحه را به عقب برده و رها می‌كرديم، ميخ‌ها بر روی فشنگ‌ها خورده و آنها هم عمل می‌كردند. البته به نظر درست بود، ولی وقتی من و رضا در جاده سوليقان آن را هر چه امتحان كرديم عمل نكرد.


اولين دفعه با ماشين رفتيم، حسين هم بود كه عمل نكرد. وقتی دفعه دوم كه مهدی می‌گفت حتماً ضامنش را نكشيده‌ايد، با رضا رفتيم باز هم نتيجه نداد. به اين ترتيب مسئله مانده بود تا اينكه مهدی طرحش را تغيير داده و اين بار به جای چهار سوراخ يك سوراخ گذاشته بود.


قسمتی با قطر بزرگ و اين همان طرحی بود كه در ضبط (ترور آيت‌الله) خامنه‌ای استفاده شد؛ البته اين را امتحان كرده بودم و خوب هم عمل كرده بود. البته به غير از من مهدی خودش امتحان كرده بود و اين دفعه در انتهای سوراخ كه قطرش حدود يك سانتی‌متر بود يك سوراخ كه منتهی می‌شد و سيم چاشنی برق از آنجا خارج می‌شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ريخته و سپس هم تعدادی ساچمه بلبرينگ روی آن ريخته و دايره پلاستيكی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می‌كردند.


اين ضبط در مرحله اول برای موسوی‌اردبيلی در نظر گرفته شده بود كه هر شب جمعه در مسجد كنار خانه‌اش سخنرانی و تفسير داشت و مهدی به حسن گفته بود كه چون او تفسير قرآن می‌كند كار در آن زمان از نظر بيرونی خيلی تبليغ بدی می‌شود، به همين دليل دفعه بعد من رفتم و ديدم كه امكان دارد كه كار با ضبط انجام دهيم، بنابراين برای هفته بعد مهدی ضبط را تهيه كرده بود، ولی درست همان هفته وی بنابر يك عزا يا عيدی به مشهد رفته بود و نشد.


تا اينكه مطلع شديم (آيت‌الله) خامنه‌ای در محل يك برنامه پرسش و پاسخ دارد. من روز قبل برای شناسايی مسجد رفته و فردايش با ضبط به محل رفتم. قبلاً مهدی آن را با چراغ امتحان می‌كرد و خوب عمل می‌كرد، ولی روز عمل صبحش كه من چند دفعه آزمايش كردم، متوجه شدم كه زياد هم قابل اعتماد نيست و با كمی تكان از حالت معمولش بيرون می‌آيد. به هر حال من ظهر به مسجد رفتم و ديدم كه يك نماز به امامت خود (آيت‌الله) خامنه‌ای خوانده‌اند و نماز بعدی را هم من شركت كردم و سپس وقتی وی برای سخنرانی به پشت ميز بزرگی كه قرار داشت رفت، من بعد از يكی، دو دقيقه ضبط را به كار انداخته و جلوی وی گذاشتم.


البته چون ميز بزرگ بود، او برای برداشتن كاغذ سؤال‌ها به آن طرف و اين طرف خم می‌شد، من امكان اينكه به هدف بخورد را زياد نداشتم و ديگر اينكه چون ترس داشتم، قبل از رسيدن نوار به آخر بمب عمل كند هر چه سريع‌تر به كناری رفته و و جوراب‌هايم را پوشيدم و سپس به توالت رفتم و از آنجا خارج شدم و از كوچه پشتی به ميدان ابوذر كه فولكس را آنجا گذاشته بودم، رفتم و از محل دور شدم.»


پس از عمليات ششم تير كه موجب زخمی شدن آيت‌الله خامنه‌ای شد، نيروهای دادستانی انقلاب توانستند ردهايی از گروه فرقان را در مشهد بيابند و در شهريور 1360 محمد متحدی به جز چند خط سخنی نگفت و در دادگاه نيز حاضر به دفاع از خود نشد. دادگاه انقلاب تهران به رياست آيت‌الله محمدی‌گيلانی اين دو را پس از محاكمه به اعدام محكوم كرد و حكم اعدام در تاريخ هشتم بهمن 1360 در محل برگزاری نماز جمعه به تبريز به اجرا درآمد.


البته پس از ريشه‌كنی رهبری و شاخه نظامی گروه فرقان، با تصميم دادگاه انقلاب صرف به عضويت در گروه فرقان برای افراد غيرزندانی در حكم محاربه به حساب آمد و دادگاه‌های انقلاب در سال 1360 برخورد سختی با اعضای گروه رهروان فرقان داشتند.


البته بعدها اسنادی به دست آمد كه نشان می‌داد محمد متحدی پس از اعدام اكبر گودرزی با اعضای سازمان مجاهدين خلق در تماس بوده و به سفارش آنها دست به ترور می‌زد.

captcha