کد خبر: 1255470
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۲
رايزن فرهنگی ايران در كويت

القاء بازگشت به پيش از بيداری اسلامی از پيامدهای سقوط اخوان‌المسلمين است

پس از سقوط اخوان‌المسلمين، به جهان عرب القاء خواهد شد كه جوامع عربی را به قبل از دوره بيداری اسلامی بازگردانده‌اند و اينكه جوامع اسلامی بلوغ لازم و آمادگی برای پذيرش دموكراسی به نوع غربی را ندارند؛ لذا راه حل همان كودتای نظامی و وجود رژيم‌های ديكتاتوری در جهان اسلام است.


گروه بين‌الملل: پس از سقوط اخوان‌المسلمين، به جهان عرب القاء خواهد شد كه جوامع عربی را به قبل از دوره بيداری اسلامی بازگردانده‌اند و اينكه جوامع اسلامی بلوغ لازم و آمادگی برای پذيرش دموكراسی به نوع غربی را ندارند؛ لذا راه حل همان كودتای نظامی و وجود رژيم‌های ديكتاتوری در جهان اسلام است.








به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، عباس خامه‌يار، رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران در كويت، مؤلف و پژوهشگر در زمينه اخوان‌المسلمين در نشست تخصصی «اخوان‌المسلمين؛ تحولات امروز، چالش‌های پيش‌ رو» كه ديروز، 18 تيرماه، در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، به بررسی علل و پيامدهای سقوط مصر پرداخت.


وی گفت: آنچه كه در مصر اتفاق افتاد، يك تراژدی و رويداد بسيار بزرگی است كه تأثيرات فراوانی را بر انديشه اسلام سياسی اهل سنت خواهد گذاشت و طبيعتاً مورد توجه جهان اسلام قرار خواهد گرفت و با توجه به جايگاه مصر در جهان اسلام، جايگاه اخوان در مصر، جمعيت مصر، الازهر و حضور اخوانی‌ها در بيش از 40 كشور عربی و اسلامی، پيامد بزرگی خواهد داشت و ما شاهد تحولات بزرگی در سال‌های آينده در كل بدنه اخوان و مهم‌تر از همه انديشه سياسی در اسلام سياسی اهل سنت خواهيم بود.


خامه‌يار با اشاره به اينكه نبايد با اين تحول عظيم در مصر برخورد احساسی و عاطفی كرد بلكه بايد ارزيابی واقع‌بينانه و آسيب‌شناسانه از اين مسائل داشته باشيم، گفت: اين پيامدها بخشی از اسلام سياسی و بيداری اسلامی است كه بر ما واجب می‌كند تا تحليل دقيق و درستی از آن داشته باشيم.


وی تأكيد كرد: سقوط يك نفر يا ويترين سياسی تشكل 85 ساله اخوان‌المسلمين، به معنای فروپاشی انديشه اخوان نيست. عده‌ای ساقط شدند، كودتا يا شبه‌كودتا يا كودتای نرمی شد ولی سقوط اين افراد به معنای سقوط انديشه 85 ساله دامنه‌دار در جهان عرب و جهان اسلام نيست. اخوان قديمی‌ترين و سازمان‌يافته‌ترين جنبش اسلامی اهل سنت است. اخوان در طول تاريخ خود فراز و نشيب‌های زيادی را پشت سر گذاشته است. بارها انشعاب‌هايی پيدا كرده اما نهايتاً اين انشعاب‌ها يا به دامان اخوان مادر بازگشته‌اند و يا منحل شدند و اخوان همچنان باقی مانده و به فعاليت ادامه می‌دهد. نه تنها در مصر در باقی كشورهای اسلامی نيز چنين است.


اخوان‌المسلمين از همان ابتدای انقلاب مصر سقوط كرد


رايزن فرهنگی ايران در كويت توضيح داد: اساساً اخوان‌المسلمين از همان ابتدای انقلاب مصر سقوط كرد، يعنی شكست اخوان دقيقاً با پيروزی انقلاب مصر بود. اخوانی‌ها متأسفانه از شيوه سازشكاری استفاده كردند و بلافاصله از مبانی و اصول اعتقادی خودشان با پيروزی انقلاب مصر عدول كردند و اين دليل اوليه سقوط اخوان بود.


وی افزود: بحث وحدت اسلامی و انديشه‌های وحدت‌گرايانه و ديگری مسئله فلسطين دو هدف استراتژيك برای اخوان‌المسلمين بود كه عمكرد ضعيف در اين حوزه‌ها سبب سقوط اخوانی‌ها شد. «حسن البنا»، بنيانگذار سازمان اخوان‌المسلمين در مصر همواره بر دوری جستن از اختلافات مذهبی تأكيد داشت و اين مقوله اساسی و گفتمان حسن البنا در همه دوره‌ها بود و همه مرشد‌ها و دبيركل‌های اخوان هم همين مشی را به پيش گرفتند اما در زمان زمامداری مرسی اين مقوله اساسی اخوان مغفول ماند و آنان فكر كردند حال كه قدرت را در دست دارند، می‌توانند با زد و بند حكومت كنند و چهره زشتی را كه در تاريخ چندهزار ساله مصر بی‌سابقه بود به نمايش گذاشتند.


وی ادامه داد: به عنوان مثال كشتن آن 4 شيعه و قطعه قطعه كردنشان در خيابان آنقدر دردناك بود كه از يك جامعه محب اهل بيت مصر و مردم ساده اين كشور بعيد بود اما باعث تبليغات و جوسازی‌های گسترده در بحث تفرقه شيعه و سنی شد و شخص مرسی مسئوليت بزرگی را در اين رابطه داشت زيرا در جمع‌هايی نشست كه در آن جمع‌‌ها عليه شيعيان توهين‌های زيادی می‌شد اما وی سكوت می‌كرد. مرسی در حقيقت يك روند واگرايی را در جامعه مصر و در كل جوامع عربی و اسلامی دميد و به شدت دنبال كرد.


اين كارشناس مسائل مصر ادامه داد: در مورد فلسطين نيز بايد بدانيم كه اساساً اخوان‌المسلمين با فلسطين زنده است. نگاهی به انديشه‌ها و اهداف اخوان از همان ابتدا و قبل از مهاجرت فلسطينيان، قبل از بيرون راندن فلسطينيان در سرزمين‌های اشغالی، قبل از تشكيل دولت اسرائيل، نشان می‌دهد كه فلسطين نقش مهمی برای اخوان داشت.







 عباس خامه‌يار:
طرح ايجاد خاورميانه جديد بر اين اصل استوار است كه همه جوامع قدرتمندی كه امكان دارد كه خطری برای اسرائيل قلمداد شوند بايد از هم بپاشند و فرصت مقاومت را نداشته باشند. اتفاقی كه در عراق و سوريه افتاد و تا ساليان سال اين كشورها قادر به حل مسائل، بازسازی و بازيابی انسجام خود نيستند، بر همين اساس است

خامه‌يار افزود: قبل از انقلاب مصر دو حادثه بزرگ در فلسطين رخ داد كه يكی جنگ 33 روزه بود كه ابعاد گسترده‌ای در دنيا و در جهان عرب داشت و سيدحسن نصرالله محبوبيت يافت و بعد وقوع جنگ و پيروزی در غزه بود. پس از انقلاب مصر همه انتظار داشتند كه حلقه سومی تشكيل شود كه مكمل اين پيروزی‌‌های گذشته شود اما چنين اتفاقی نيفتاد. همه منتظر بودند سفارت اسرائيل در مصر تعطيل شود، حداقل قرارداد كمپ‌ديويد تعديل شود، بندهای ظالمانه تحميلی عليه مردم مصر در مناطق سينا و ... مورد تجديدنظر قرار گيرند، اما چنين نشد.


وی خاطرنشان كرد: نامه ننگين مرسی به شيمون پرز كه در ابتدای آن نوشته شده بود «صديق العظيم» و در پايان «صديقك الوفی» آورده بود و در وسط نامه هم آرزوی توفيق و سعادت و سربلندی ملت اسرائيل را كرده بود، شوك عظيمی بود، عده زيادی از انقلابيون و همه مقاومت‌ها و همه فلسطينيان از قطار آقای مرسی پياده و نااميد شدند. البته بعد توجيه شد كه اين يك نامه كليشه‌ای و برخورد ديپلماتيك بود اما تنها مسيرهای اميد فلسطينيان را نابود كردند.


رايزن فرهنگی كشورمان ادامه داد: بحث واسطه‌گری اخوان و اينكه هر مشكلی كه در مصر پيش می‌آمد به گردن فلسطين می‌انداختند تا جايی‌كه حتی مشكل كمبود دارو را نيز به گردن مردم فلسطين و مردم غزه می‌انداختند و مسائل مختلف و ضربه نهايی اخوانی‌ها قطع رابطه با سوريه به جای قطع رابطه با اسرائيل بود. سوريه‌ای كه در طول تاريخ مصر يار و ياور مصری‌ها بود. هيچكدام از اين اقدامات با آموزه‌ها و اهداف اخوان همخوانی نداشت و لذا با صراحت می‌توانيم بگوييم كه اين‌ها غير اخوانی هستند.


ناتوانی و نداشتن برنامه منسجم و سازشكاری؛ عوامل سقوط اخوان‌المسلمين


وی توضيح داد: سقوط سياسی حاصل يك عامل تنها نيست مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم می‌دهند و شرايطی را به وجود می‌آورند اما در اين ميان يكی از اين عوامل می‌تواند كليدی‌تر از بقيه باشد. سقوط اخوان‌المسلمين نيز مجموعه عوامل داخلی، خارجی و درون‌سازمانی و فردی و درون‌منطقه‌ای داشت.


عباس خامه‌يار گفت: پيش از مرسی خيرت الشاطر و ابوالفتوح قرار بود كه كانديدای اخوان‌المسلمين باشند اما نهايتاً مرسی بود كه اين سمت را عهده‌دار شد و او ضعيف‌ترين عنصر اخوان بود. مرسی با بی‌تجربگی و ويژگی‌های شخصی خود، شيوه سازشكارانه و تساهل حد اعلا را به كار گرفت و می‌خواست همه را راضی نگه دارد.


وی ادامه داد: سازشكاری اخوان به جز با اسرائيل، در برخورد با سران عربستان هم مشهود بود. مرسی در اولين سفر خود تحت عنوان عمره به عربستان رفت و دست ملك فيصل را بوسيد و اعلام كرد كه به دنبال آن هستيم كه يك ائتلاف سنی ميانه‌رو به رهبری عربستان ايجاد كنيم. بعد اين روند را ادامه داد و خواست با سلفی‌ها بازی كند و فراموش كرده بود كه اساساً تفكر سلفی و تفكر وهابی با تفكر اخوان فاصله ديرينه‌ای دارد و امكان ندارد اين‌ها باهم جمع شوند و ديديم زمانيكه بيانيه ارتش خوانده می‌شد و كودتا اعلام شد نمايندگان و دبيركل‌های احزاب سلفی همراه با افسر اعلام كننده بيانيه ايستاده بودند. در مقابل هم با شيعيان، فلسطينيان و جمهوری اسلامی ايران با وجود حمايت‌های ما، اينگونه برخورد كردند.


اين كارشناس مسائل مصر در ادامه تأكيد كرد: مسائل درون‌سازمانی خود اخوان نيز از ديگر عوامل مؤثر در سقوط اين رژيم بود. مقامات اخوان خود اذعان داشتند كه نه طرحی، نه برنامه‌ای و نه مانيفستی برای اداره كشور نداشتند. يكی از رهبران اين جنبش اذعان می‌كرد كه همينكه ما بتوانيم حرف خود را بزنيم و همينكه در زندان نيستيم، دستاورد ما از اين انقلاب است. پيش از اين، اخوان چهره پاك و مظلومی داشت و چون همواره مورد تعقيب رژيم‌های گذشته بودند، سيمای خوبی نزد افكار عمومی مردم مسلمان داشت و سبب شد كه مردم به آن‌ها رأی دهند اما متأسفانه آن‌ها اينگونه موج سواری كردند و اميدها را از بين بردند.







 رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران در كويت:
جنگ اسرائيل با جهان اسلام جنگ تمدنی است و همانطور كه ديديم در عراق همه موزه‌ها را به تاراج بردند، در سوريه 4000 ميراث اسلامی را تخريب كردند. اين روند بسيار خطرناكی است و هدف اصلی اسرائيلی‌ها است. بعد هم سراغ مصر آمدند و بحث دوقطبی يا سه‌قطبی كردن مصر را پيش گرفتند و پس از آن در لايه‌های بعدی به سراغ عربستان و ديگر كشورها خواهند رفت

خامه‌يار گفت: پيش از انقلاب مصر شرايط بسيار سختی در اين كشور به لحاظ معيشتی و امنيتی وجود داشت كه منجر به اين انقلاب شد، اين انقلاب در حال زايش طبيعی بود اما متأسفانه اخوان‌المسلمين با همكاری نظاميانی كه امروز عليه وی اقدام كردند و البته آمريكا در روند طبيعی اين انقلاب اختلال ايجاد كرده و فرزند ناقص‌الخلقه‌ای پديد آورند كه عمر چندانی نداشت. پس از انقلاب مشكلات مالی، بيكاری، قطع توريسم و قطع كمك‌های كشورهای خليج فارس شرايط سختی را ايجاد كرد كه مرسی قول حل آن در 100 روز را داد و نتوانست به هيچ كدام از آن‌ها رسيدگی كند.


وی افزود: در مقابل جبهه مخالف آنقدر سازمان‌يافته و منسجم شدند و آنقدر سطح توقعات را بالا بردند كه مرسی قادر به حل آن نبود و به اين ترتيب بسياری از اسلام‌گرايان را نيز با خود موافق كردند و ناراضيان را جذب كردند و با استفاده از همان نيروی نظامی و قضايی و سازمان‌ اطلاعات و همان دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها كه اخوان نتوانست تغييری در آن‌ها ايجاد كند، عليه او كودتا كردند.


پيامدهای سقوط اخوان‌المسلمين در مصر


رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران در كويت گفت: سقوط اخوان پيامدهای زيادی خواهد داشت. بايد منتظر باشيم، ببينيم آيا اخوان موفق به بازگشت خواهد شد و نظاميان چقدر می‌توانند سر كار باقی بمانند، تا بتوان جمع‌بندی جامعی از اين قضيه داشت ولی تا اين مرحله می‌توان گفت كه اين سقوط پيامدهايی منفی به دنبال خواهد داشت.


وی افزود: آسيب‌ديدگی اين جريان معتدل و وسطيه اخوان در اهل سنت يك نوع دلزدگی و مشكلات زيادی را برای جريان‌های اسلامی اهل سنت به لحاظ انديشه‌ای و حضور در صحنه پيش خواهد آورد و برای ما نيز چالش جديدی خواهد بود، از آن طرف هم جايگزين اين‌ها قطعاً ميانه‌روها نخواهند بود و تندروهای سلفی، القاعده و طالبان اين شكست را عاملی برای صحت ادعاهای خود قلمداد خواهند كرد.


خامه‌يار پيش‌بينی كرد: اين شكست همچنين زمينه را برای تأكيد مخالفان بر ناكارآمدی اسلام سياسی فراهم می‌كند و در جهان عرب اين مسئله مطرح خواهد شد و بسياری از كسانی را كه هنوز راه خود را انتخاب نكرده‌اند به سمت سكولاريسم بكشاند و گريز از اسلام‌گرايی به وجود آيد.


وی گفت: نكته سوم اين است كه در دهه‌های گذشته به خصوص بعد از فروپاشی شوروی و كاسته شدن از شعارهای افراطی ناسيوناليسم و كمونيسم، به‌گونه‌ای يك آشتی ملی به وجود آمد اما اين سقوط باعث بروز يك واگرايی شد كه تك تك كشورهای عربی و اسلامی را هدف قرار می‌دهد.


عباس خامه‌يار گفت: پيامد بعدی اين است كه القا خواهد شد كه جوامع عربی را به قبل از دوره بيداری اسلامی بازگرداندند و القا می‌كنند كه ما از اول می‌گفتيم كه جوامع اسلامی بلوغ لازم و آمادگی برای پذيرش دموكراسی به نوع غربی را ندارند و اين ذهنيت ايجاد شود كه راه حل همان راه‌حل‌های نظامی و كودتای نظامی و وجود رژيم‌های ديكتاتوری است.


وی خاطرنشان كرد: پيامد آخر اين سقوط كه بسيار خطرناك هم هست، بحث دوقطبی يا چندقطبی كردن جوامع عربی است كه از سوی اسرائيل و همدستانش در حال اجرا است. اسرائيل اولين كسی است كه از اين جريانات سود می‌برد و اساساً طرح ايجاد خاورميانه جديد بر اين اصل استوار است كه همه جوامع قدرتمندی كه امكان دارد كه خطری برای اسرائيل قلمداد شوند بايد از هم بپاشند و فرصت مقاومت را نداشته باشند. اتفاقی كه در عراق و سوريه افتاد و تا ساليان سال اين كشورها قادر به حل مسائل، بازسازی و بازيابی انسجام خود نيستند، بر همين اساس است. اساساً جنگ اسرائيل با جهان اسلام جنگ تمدنی است و همانطور كه ديديم در عراق همه موزه‌ها را به تاراج بردند، در سوريه 4000 ميراث اسلامی را تخريب كردند. اين روند بسيار خطرناكی است و هدف اصلی اسرائيلی‌ها است. بعد هم سراغ مصر آمدند و بحث دوقطبی يا سه‌قطبی كردن مصر را پيش گرفتند و پس از آن در لايه‌های بعدی به سراغ عربستان و ديگر كشورها خواهند رفت.


عباس خامه‌يار در پايان با اشاره به ناكامی رقبا در ايجاد اين سرنوشت برای جمهوری اسلامی ايران گفت: صحنه انتخابات اخير در ايران، كمكی الهی بود كه همه نقشه‌ها را در مورد ما نقش بر آب كرد اما ما و همه كشورهای منطقه بايد با هوشياری تمام مراقب سرنوشت كشور خود باشيم.

captcha