گروه هنر: حسين باهر با تأكيد بر اينكه در پخش پيامهای بازرگانی از رسانه ملی بايد اصل را بر برائت بگذاريم، يعنی دستورات خلاف دين را انجام ندهيم، گفت: در بعد اعتقادی و از منظر نگرش اسلامی، ما چيزی به عنوان تبليغات نبايد داشته باشيم و اين واژه بايد به ابلاغات تغيير ماهيت بدهد.
|
حسين باهر، پژوهشگر علوم دينی و قرآنی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با بيان مطالب فوق گفت: رسانه ملی مسئوليت خطيری دارد و آن فرهنگسازی عمومی است كه طبق فرمايش امام راحل «تلويزيون بايد دانشگاه باشد» لذا در اين دانشگاه نبايد شاهد بدآموزی باشيم و اگر غير اين صورت باشد اثرات سوء خود را بر پيكره جامعه خواهد گذاشت.
وی ادامه داد: يكی از خروجیهای رسانه ملی در امر فرهنگسازی عمومی پخش تبليغات بازرگانی است كه البته در مواردی شاهد تبليغات منفی هستيم كه تنها به دليل درآمدزايی پخش میشوند و اين خود دو اشكال ايجاد میكند؛ يكی اينكه اساساً تلويزيون به دليل اينكه بودجه دارد نيازی به پرداخت بیرويه به گيشهسازی ندارد و ثانياً آن كه همواره كيفيت فدای كميت میشود و تبليغات ناخودآگاه ضدفرهنگی خواهد بود.
خروج از كميتگرايی در توليد پيامهای بازرگانی با ايجاد تلويزيون خصوصی
باهر تصريح كرد: راهكار برونرفت از چنين معضلی آن است كه در كنار تلويزيون ملی و مردمی به ايجاد تلويزيونی خصوصی نيز بيانديشيم كه براين اساس رسانه ملی و مردمی كه با بودجههای دولتی تأمين میشود اختصاص به اخبار و مسائل مختلف مردم داشته باشد و تلويزيون خصوصی هم همانند همه جای دنيا به هر نحو كه صلاح میداند و البته براساس چارچوبهای آئيننامهای به برنامهسازی و توليد و پخش پيامهای بازرگانی بپردازد تا در صورت بدآموز بودن، اثرات آن در سطح كلان جامعه تسری پيدا نكند.
اين كارشناس علوم رفتارشناسی با اشاره به اينكه استقلال رسانه ملی از حاكميت شدنی است گفت: استراتژی ما در امر رسانه بايد بر اصل برائت باشد و اين مسئله به هيچوجه ساختارهای كلی قانون اساسی را مخدوش نمیكند و منجر به ناهنجاری اجتماعی نمیشود كما اينكه ما از آنجا كه در كشور اسلامی زندگی میكنيم و حاكميت ايرانی و اسلامی داريم در نتيجه ضروری نيست هر آنچه كه انجام میدهيم طبق آئين ايران و مذاهب اسلامی باشد بلكه بايد تنها سعی كنيم آنچه انجام میدهيم خلاف دستورات دينی نباشد؛ درست مثل اينكه در اسلام دستور به پرهيز از دروغگويی داده شده است اما هيچگاه و در هيچجايی به اين موضوع برنمیخوريم كه گفته شده باشد حتماً هم بايد راست گفت.
استفاده از اهالی فن و كارشناسان ارتباطات راه جلوگيری از توليد پيام بازرگانی ضدارزشی است
اين استاد مردمشناس ادامه داد: اگر در ساخت تبليغات بازرگانی از هنرمندان و اهالی فن و آشنا به علوم ارتباطات استفاده شود به مشكلی ضد ارزشی برنخواهيم خورد چرا كه معضل درست از جايی شروع میشود كه با استفاده از افراد نابلد تنها به صرف بعد مالی و جنبههای اقتصادی برای ساخت و پخش تيزر استفاده میشود كه آنها نيز با تقليد كوركورانه از رسانههای غربی و بدون كوچكترين خلاقيت، محصولی را توليد میكنند كه پيامدی غير از توليداتی نوعاً ضدارزشی نخواهند داشت هرچند كه همه تبليغات بازرگانی غربی نيز مستهجن نيست.
وی تأكيد كرد: به اعتقاد من در بعد اعتقادی و از منظر نگرش اسلامی، ما چيزی به عنوان تبليغات نبايد داشته باشيم و اين واژه بايد به ابلاغات تغيير ماهيت بدهد چرا كه تبليغ يعنی مبالغه كردن در امری و ما در شريعت اسلام حتی در مورد نماز نيز مجاز به مبالغه نيستيم دليل هم آنكه مبالغه افراط میآورد و اين مغاير با دين اسلام كه دينی اعتدالگرا محسوب میشود است در حالی كه ابلاغات يعنی اطلاعرسانی كه قضاوت در انتخاب و اختيار آن به عهده مردم است.
باهر ادامه داد: من به عنوان مدرس علوم رفتارشناسی در بخش مديريت صنعتی گاه شاهد هستم كه دوستان با صرف هزينههايی كارشناس و استاد از غرب میآورند و همايشهايی تحت عنوان مديريت برند میگذارند در صورتی كه كه ما در اسلام كاری با مظاهری اقتصادی همچون برند نداريم و اين كار از اساس اشتباه است؛ برند ما اصالت فرهنگی و دينی ماست و پرسشی كه اينجا مطرح میكنم اين است كه مگر تبعات طرح يك برند بازرگانی چيزی جز ظهور مدگرايی و به تبع آن دلباختن به ويژه جوانان به يك مارك و نام بازرگانی غربی و خودباختگی فرهنگی آنها هم هست؟