چراغ «راهنمای سياست خارجی» جمهوری اسلامی ايران، دارای نوری تركيبی از منافع ملی و ارزشهای انقلابی است كه مانند دو بال پرنده، جايگاه كشورمان را در ميان دولتها و ملتها ارتقا میدهد و هيچكدام قابل چشمپوشی به نفع ديگری نيست.
گروه سياسی: چراغ «راهنمای سياست خارجی» جمهوری اسلامی ايران، دارای نوری تركيبی از منافع ملی و ارزشهای انقلابی است كه مانند دو بال پرنده، جايگاه كشورمان را در ميان دولتها و ملتها ارتقا میدهد و هيچكدام قابل چشمپوشی به نفع ديگری نيست.
مفهوم «منافع ملی» از آغاز پيدايش، تاكنون دستخوش تحولات بسياری شده است و برخی انديشمندان بر كارايی و دقت مفهومی آن خدشههايی وارد كردهاند و در ميان طرفداران اين مفهوم نيز برداشت و تعريف يكسانی از منافع ملی وجود ندارد و دستكم دو برداشت كلی و متفاوت در ميان آنان وجود دارد (قبادی، 1376: 1).
ديدگاه نخست منافع ملی را به مثابه «واقعيتی عينی» میداند كه سياستمداران بايد آن را بشناسند و كشف كنند كه «هانس مورگنتاو» و غالب انديشمندان رئاليست علم روابط بينالملل نماينده اين ديدگاه هستند. ديدگاه دوم با رد عينی بودن منافع ملی، آن را ذيل ارجحيتهای ذهنی تصميمگيران تعريف كرده و معتقد است سياست، محصول چانهزنی ميان گروههای گوناگون درون و برون قدرت است كه از طريق پژوهشهای منظم قابل دستيابی است و در حقيقت، توسط تصميمگيران ايجاد میشود و تحليلگران با بهرهگيری از رهيافت «تصميمگيری» قادر به شناخت آن میگردند (همان).
با مد نظر قرار دادن هر از كدام از دو ديدگاه، در بحث رابطه ميان منافع ملی با منافع اسلامی و آرمانهای انقلابی میتوان سه نوع رابطه «انطباق»، «تباين» و «انعطاف» تعريف كرد كه موضوع اين يادداشت بررسی نكتهای در باب تغييری نسبتاً محسوس در زمينه تشويق و ترغيب مردم به برگزاری هرچه باشكوهتر روز جهانی قدس در جمعه گذشته از سوی برخی نخبگان است كه به نظر میرسيد در آن، رابطه تباين ميان منافع ملی با آرمان اسلامی و انقلابی مفروض گرفته شده بود.
جمهوری اسلامی ايران بهعنوان يك دولت _ ملت در نظام بينالملل همچون ديگر اعضای اين نظام با توسل به قواعد بازی مشروع و پذيرفتهشده پيگير منافع ملی خود میباشد. از طرفی نبايد فراموش كرد كه جمهوری اسلامی ايران حكومت برآمده از نهضت اسلامی مردم مسلمان ايران به رهبری امام خمينی(ره) است كه آرمانهای انقلابیاش از ابتدای مبارزه در سال 1341 به صراحت بيان شده و مردم نيز با دل دادن به اين آرمانها او را در استقرار نظامی مبتنی بر ارزشهای دينی كه يكی از ستونهای ثابت آن استكبارستيزی و مظلومياوری است، ياری كردند.
بنابراين چراغ «راهنمای سياست خارجی» جمهوری اسلامی ايران، دارای نوری تركيبی از منافع ملی و ارزشهای انقلابی است كه مانند دو بال پرنده، جايگاه كشورمان را در ميان دولتها و ملتها ارتقا میدهد و هركدام اهميت خود را خواهند داشت و قابل چشمپوشی به نفع ديگری نيست كه اگر اين چنين شد تعادل سياست خارجی ايران اسلامی را به هم زده و پرنده در حال اوجگيری كشورمان در آسمان نظام بينالملل را بر زمين فرود خواهد آورد.
در وقوف غالب نخبگان سياسی به اين موضوع، شكی وجود ندارد اما نكتهای كه امسال در مصاحبهها و گفتارهای منتشره درباره ضرورت تداوم حفظ عظمت و اهميت روز جهانی قدس مشاهده میشد، تأكيد بيشتری بود كه به جايگاه مسئله فلسطين و مبارزه با رژيم غاصب صهيونيستی از نگاه منافع ملی داده میشد و عامدانه يا غيرعامدانه منجر به كمرنگ شدن بعد ارزشی دفاع از قدس شريف میگرديد.
در علتيابی تغيير ملايم در ادبيات مربوط به روز قدس در كلام بعضی كارشناسان متعهد میتوان احتمال داد كه نوعی خوف ناشی از مؤثر واقع نشدن انگيزههای آرمانی و حتی بشردوستانه در برانگيختن مردم برای حضور در صحنه و فرياد كشيدن عليه حدود هفت دهه اشغال سرزمين مقدس فلسطين و آواره ساختن ساكنين آن بر شماری از نخبگان مستولی شده است.
اين خوف، شايد ريشه در تصور، نسبت به تأثير منفی شگرف فشارهای بينالمللی بر شور و بغض انقلابی مردم هميشه در صحنه ايران داشته باشد و يا برخاسته از نوعی انفعال در برابر گفتمانهای غير انقلابی به تدريج نفوذ كرده در بدنه دانشگاهی كشور باشد؛ همچنين ممكن است برخاسته از نوعی مصلحتجويی برای اقناع اقشار بيشتری از مردم و احتمالاً بيشتر نسل جوان باشد كه به درست يا غلط تصور میشود كه تأكيد نخبگان و مبلغان بر روی محركهای ارزشی و انقلابی، انگيزه لازم را در آنان جهت حضور در صحنه اعتراض به رژيم صهيونيستی را ايجاد نمیكند و يا احساس رضايت قلبیشان را از پافشاری ايران بر حمايت از مقاومت بههمراه نمیآورد لذا اينگونه نتيجه گرفتهاند كه با دادن وزن بيشتر به منافع ملی كه اجماع بيشتری روی آن وجود دارد، اين خلأ را جبران كنند.
بايد توجه داشت كه ظرفيت جهتدهی به سياست خارجی هيچ كشوری نامحدود نيست و آنچه در نهايت بهعنوان حاصل جمع و برآيند منافع گوناگون ملی، ايدئولوژی، صنفی و حزبی در كشورهای گوناگون و در مورد ايران، برآيند منافع ملی و اصولی، بيرون میآيد، خروجیای است كه نتيجه خنثی شدن تعاريف و ديدگاههای متعارض نخبگان و سياستگذاران به مسائل بينالمللی است.
لذا هرچه بر وزن منفعت ملی در قضيه فلسطين بيفزاييم از وزن ارزشی و اسلامی آن كاستهايم كه از آنجا كه صهيونيسمستيزی بهطور ثابت يكی از اصول ثابت نهضت، انقلاب و جمهوری اسلامی بوده است، ناخواسته، مرزهای دينی نظام را به عقب میراند.
مأخذ:
قبادی، خسرو (1376)، بررسی نظری رابطه منافع ملی و ايدئولوژی اسلامی در انقلاب اسلامی ايران، پاياننامه جهت اخذ كارشناسی ارشد روابط بينالملل، دانشكده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران