حجتالاسلام محمدرضا دائیزاده، با اشاره به مشكلات اسارت از جمله دوری خانواده، شكنجههای عراقیها و فشارهای روحی، گفت اگر كسی میخواست دوام بياورد، واقعاً به جز پناه بردن به قرآن و اهلبيت(ع) راهی نبود.
گروه سياسی: حجتالاسلام محمدرضا دائیزاده، با اشاره به مشكلات اسارت از جمله دوری خانواده، شكنجههای عراقیها و فشارهای روحی، گفت: اگر كسی میخواست دوام بياورد، واقعاً به جز پناه بردن به قرآن و اهلبيت(ع) راهی نبود.
حجتالاسلام محمدرضا دائیزاده، آزاده كرمانی حافظ كل قران كريم در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه كرمان، گفت: هفده ساله بودم كه اواخر سال 61 بهعنوان بسيجی عازم جبهه شدم و طبق معمول جبهه كه بعد از سه ماه مأموريت بايد به مرخصی برمیگشتيم، من به خانه برنگشتم.
وی با بيان اينكه در دوران ابتدایی اسارت در منطقه دشت عباس و تپههای دليجان بوديم، افزود: در عمليات والفجر مقدماتی قرار بود ما از شب دوم عمليات وارد عمل شويم كه بهدليل عدم پيشروی رزمندگان ما هم وارد عمل نشديم.
حجتالاسلام دائیزاده تصريح كرد: در بازی فوتبال با رزمندهها از ناحيه پا دچار آسيب شدم و به همين علت چند روز برای مداوا به كرمان برگشتم و دوباره عازم جبهه شدم.
وی با بيان اينكه 21 فروردينماه سال 62 عمليات والفجر يك آغاز شد، نحوه اسارت خود در 22 فروردين را اينگونه توصيف كرد: قرار بود سه تيپ، سه تپه منطقه موسيان را فتح كنند كه همه تپهها داخل خاك عراق بود و در شب عمليات تيپ ما(تيپ ثارالله) جلو رفت اما دو تيپ ديگر ماندند و بهدليل عدم موفقيت عمليات، همان شب دستور عقبنشينی داده شد، اما خبر به ما نرسيد.
حجتالاسلام دائیزاده افزود: بيشتر نيروها برگشته بودند و ما 9 نفر بوديم كه شب متوجه حضور عراقیها در تپهها نشديم و فردای آن روز آنها را در حالیكه در محاصره عراقیها بوديم، دیدیم.
وی ادامه داد: به يك سنگر عراقی رسيديم و مدارك شناساييمان را در سنگر پنهان كرديم، در آن شرايط حساس آرامش عجيبی داشتم و بالاخره در همان روز 22 فروردين ماه 62 اسير شديم.
اين آزاده سرافراز با اشاره به سختیهای اسارت در زندان موصل اظهار كرد: پخش موسيقی با صدای بسيار بلند از همه بلندگوهای زندان بهطور تكراری(شايد يك موسيقی ساعتها پخش میشد)، سه وجب جا برای هر نفر و ... از جمله مشكلاتی بود كه رزمندگان را اذيت میكرد.
وی با بيان اينكه هفت سال و نيم اسير بودم، ادامه داد: در طول دوران اسارت غذای رزمندگان فقط يه وعده در شبانهروز بود كه شايد در همه سالها به اندازه يك وعده غذای سحری كه مردم در ماه مبارك رمضان میخورند، نشده باشد.
حجتالاسلام دائیزاده با اشاره به ضعف جسمانی رزمندگان و اينكه بدن انسان در فصل سرد سال نياز به انرژی بيشتری دارد، افزود: از ابتدای پاييز تا آخر فصل بهار كمتر كسی در زندان بود كه شبها از شدت گرسنگی بتواند بخوابد.
وی تصريح كرد: بهدليل كمبود غذا و ضعف جسمانی بسياری از رزمندگان مريضیهای عجيبی گرفتند، همه 2 هزار نفر اسيری كه در اردوگاه بودند دچار بيماری شده و زبانشان شكاف برداشته بود و زمانیكه غذا میخوردند بهخاطر نمك و يا ترشی غذا دچار سوزش شده و بچهها غذا را به سرعت قورت میدادند و اشك میريختند.
حجتالاسلام دائیزاده گفت: در زمان اسارت حفظ كردن هر مطلبی بسيار سخت بود، در روزهای اول اسارت در تمام زندان 2 هزار نفری فقط يك جلد قرآن كوچك جيبی وجود داشت كه رزمندگان برای قرآن خواندن نوبت میگرفتند و در زمان خواب بهدليل اينكه مجبور بوديم حتماً دراز بكشيم، بهصورت خوابيده در زير پتو قرآن میخوانديم.
وی اظهار كرد: بعد از مدتی به اسراء قرآن دادند و من در سال 65 شروع به حفظ قرآن كردم و در مدت يك سال كل قرآن را حفظ كردم
اين آزاده دفاع مقدس با اشاره به مشكلات اسارت از جمله دوری خانواده، شكنجههای عراقیها و فشارهای روحی، بيان كرد: اگر كسی میخواست دوام بياورد، واقعا به جز پناه بردن به قرآن و اهل بيت(ع) راهی نبود.
وی ادامه داد: كسانیكه در اسارت با قرآن و اهل بيت بودند تا آخر ماندند اما كسانی كه فاصله گرفتند، در زير بار مشكلات غلتيدند.
حجتالاسلام دائیزاده تأكيد كرد: اگر میخواهيم جامعه و جوانان را حفظ كنيم نبايد بگذاريم آنها از قرآن و اهل بيت(ع) فاصله بگيرند.
وی بيان كرد: انگيزه من برای حفظ قرآن در اسارت همين موضوع بود زيرا من با توجه به اينكه حفظ سورههای كوچك قرآن را در روزهای اول حضور در جبهه در تپههای دشت عباس آغازكرده و بركات حفظ قرآن را ديده بودم، اين كار را شروع كردم.
حجتالاسلام دائیزاده گفت: سال 69 اسارت من تمام شد و من متوجه شدم در كشور خبری از حفظ قرآن نيست، به ذهنم رسيد اين كار را دنبال كنم، نخستين جزوه حفظ قرآن را در كشور نوشتم و آموزش حفظ قرآن را از سال 70 با بچههای زير دبستان و گروهی از خانمها آغاز كردم.
وی ادامه داد: كارمان را در دو اتاق استيجاری آغاز كرديم و بعد كه مردم متوجه شدند، هجوم آوردند و به فكر توسعه فضا افتاديم و ساختمان اجاره كرديم.
حجتالاسلام دائیزاده كه دارالتحفيظ القرآن كريم استان كرمان را راهاندازی كرده است، گفت: از سال 70 تاكنون 15 هزار كلاس آموزش قرآن كريم در رشتههای حفظ، ترجمه، مفاهيم، تفسير و ... برگزار كردهايم.
وی تصريح كرد: تاكنون حدود يك هزار نفر حافظ يك تا پنج جزء قرآن كريم، 500 نفر حافظ يك تا 15 جزء، 300 نفر حافظ يك تا 20 جزء و 200 نفر حافظ يك تا 25 جزء آموزش دادهايم و 50 نفر حافظ كل قرآن كريم داريم.
حجتالاسلام دائیزاده با اشاره به اينكه اين مركز توسط كمكهای مردمی و خيران اداره میشود، گفت: در هر مقطعی اعم از روخوانی، روانخوانی، تجويد، صوت و لحن و در گروه دختران و پسران 5 هزار نفر آموزش ديدهاند.
وی با اشاره به اينكه به افراد چهار سال به بالا آموزش قرآن كريم میدهيم، تصريح كرد: 300 نفر خانم بالای 40 سال در دارالتحفيظ داشتيم كه بی سواد كامل بودند، اما در حال حاضر كمترينها میتوانند قرآن بخوانند، بعضی از آنها روانخوانی آموخته و بعضی ديگر با تجويد قرائت میكنند كه اين كار در كشور بی نظير است.
حجتالاسلام دائیزاده خاطرنشان كرد: محور و اساس كار ما در اين مركز سبك زندگی قرآنی است و پايه كار ما در حفظ قرآن كريم همان نكاتی است كه در اسارت برای حفظ انجام دادم.