گروه هنر: ضعف در امكانات سختافزاری، نبود مرزبندی مشخص برای گروه سنی كودك و نوجوان و همچنين نازل بودن كيفيت محتوای نمايشی را میتوان به عنوان معضلات عرصه نمايش اين دو گروه سنی معرفی كرد كه استمرار و نظارت در رفع آنها میتواند موجب توفيق اين عرصه به ويژه در طرح مسائل دينی شود.
|
بيستمين جشنواره بينالمللی تئاتر كودك و نوجوان در حالی تا بيش از يك ماه ديگر به ميزبانی همدان برگزار میشود كه همچنان يكی از موضوعات كارشناسی مورد نظر برگزاركنندگان آن بحث تفكيك سنی گروههای مخاطب برای توليد تئاتر است و امسال برای نخستينبار است كه علاوه بر تفكيك دو گروه سنی كودك از نوجوان، اين جشنواره بخشی را نيز به عنوان تئاتر خردسال در نظر گرفته است.
به اين بهانه ايكنا در سلسله مصاحبههای خود با كارشناسان، كارگردانان و فعالان تئاتر سعی داشت به اهميت اين موضوع پرداخته و لزوم اين تفكيك به منظور هر چه كيفیتر و تخصصی شدن اين حوزه را مورد بررسی قرار دهد كه در مجموع اين گفتوگو و اظهار نظرهای كارشناسی مشخص شد كه اين مسئله مورد درخواست همه كارشناسان و فعالان حوزه تئاتر كودك و نوجوان بوده است و بايد از زمانی خيلی پيشتر به آن توجه میشد.
البته در صحبت اغلب اين كارشناسان مسئلهای كه مورد توجه بود اينكه بحث تفكيك سنی كودك و نوجوان و حتی خردسال در توليد تئاتر تنها به عنوان يك بحث نظری قابل طرح است كه تا همينجا هم كه طرح مسئله میشود میتواند چشمانداز مطلوب و روشنی را برای توليد آثاری مناسب و درخور كودك و نوجوان به وجود آورد وگرنه كه محقق شدن چنين ايدهآلی منوط به صرف زمان زياد و هزينهای بلندمدت و هدفدار است.
بيشترين توجه كارشناسان در بعد تحقق اين مسئله به شكل عملياتی ناهمخوانی امكانات سختافزاری با مجموعهای از نظريهپردازیهايی است كه به عنوان يك مطلوب هر از چند گاهی و به طور مثال به بهانه برگزاری جشنواره و رويداد تئاتری پا میگيرد كه شايد امكانات جشنواره به سبب محدود بودن زمان برگزاری آن بتواند اين مهم را عملی سازد اما اگر قرار باشد اين تفكيك به شكلی بلندمدت در نظام اجرايی تئاتر كودك و نوجوان نهادينه شود آن زمان است كه كمبود امكانات، نبود و يا عدم تجهيز سالنها و از همه آنها مهمتر فقدان نقدينگی مناسب قادر نخواهد بود از پس اجرايی شدن آن برآيد.
ملاك و شاخصی نظاممند برای تفكيك كارشناسی گروههای سنی وجود ندارد
مسئله ديگری كه در اين حوزه قابل تأمل است و هر از گاهی از سوی مصاحبهشوندگان اين سوژه مورد مداقه قرار میگرفت، نبود ملاك و شاخصی نظاممند در مورد قائل شدن محدود سنی به منظور تفكيك كارشناسی گروههای سنی خردسال، كودك و نوجوان بود كه براين اساس آنچه را كه ما به عنوان ملاك برای خطاب قرار دادن گروهی به نام خردسال، كودك و يا نوجوان مورد توجه داريم در اغلب موارد مغاير با استانداردهای جهانی است و اين خود موجب همپوشانی و مشخص نبودن مرز سنی به منظور توليدات تخصصی در اين عرصه است.
حتی از نگاه برخی كارشناسان كه در فرايند اين سوژه با آنها گفتوگو شد اين موضوع كه شرايط محيطی، تربيتی جامعه در مشخص شدن مرز تفكيك سنی حائزاهميت است نيز بحث شد و لذا نمیتوان آنچه كه به عنوان يك قانون در كل جهان به عنوان تفكيك سنی كودك از نوجوان و يا خردسال فرض میشود را در ايران به عنوان يك جامعه رو به توسعه، تعميم داد هر چند كه حتی در داخل كشور نيز اين مسئله همچنان قانونمند نشده است و ميان آنچه تفكيك سنی براساس كد «الف تا دال» ادبيات به عنوان پايه توليد آثار نمايشی برای كودك و نوجوان در نظر گرفته میشود با آنچه توليد يك اثر نمايشی و يا سينمايی براساس تفكيك سنی است تفاوت فاحشی وجود دارد.
موضوع ديگر در زمينه تئاتر كودك و نوجوان و لزوم توليد اين آثار براساس تفكيك سنی، مبحث محتوايی آن است و اينكه پرداختن به چه موضوعاتی براساس اين تفكيك میتواند برای مقاطع سنی مختلف اين قشر از جامعه مناسب باشد كه در اين مورد هم با توجه به اينكه ساختار ذهنی و ميزان درك كودك و نوجوان با يكديگر متفاوت است لذا بايد اقدام اساسی در توليد محتوا و نگارش نمايشنامه مناسب اين سنين صورت گيرد كه تاكنون برای اين مسئله فكری نشده است.
| بيان غيرمستقيم طرح مسائل دينی در قالب قصههای عاميانه و آموزنده، كوتاه بودن زمان نمايش برای خردسالان و نيمهبلند بودن آنها برای كودكان و طرح مباحث جدیتر برای نوجوانان در توليد محتوا بايد موردنظر بوده كه به دليل مشخص نبودن مرزهای سنی و همچنين عدم تناسب امكانات سختافزاری با ظرفيتهای توليدی فعلاً شاهد اختلاط نمايشی هم از نظر موضوعی و هم اجرايی و ساختاری برای كودك و نوجوان هستيم |
به هر حال هدف از طراحی اين سوژه به بهانه طرح مسائل دينی و قرآنی به زبان نمايش برای كودك و نوجوان بود و اينكه چه مباحثی را میتوان در اين حوزه و از طريق تئاتر به كودك و نوجوان انتقال داد كه در عين وجه سرگرم كننده به عنوان يكی از مؤلفههای اساسی تئاتر كودك و نوجوان بتواند بر ميزان دانستگی و آگاهی آنها از اين مسائل نيز مؤثر باشد و نتيجه آنكه تا تفكيك ساختاری براساس گروه سنی و توان ذهنی مخاطب كودك و نوجوان به شكلی مطلوب و كارشناسی صورت نگيرد، نخواهيم توانست به موضوعات مناسب مبتنی بر انديشه دينی و اعتقادی نيز پرداخت.
از جمله مواردی كه از سوی كارشناسان در اين زمينه مورد توجه قرار گرفت اينكه بيان غيرمستقيم طرح مسائل دينی در قالب قصههای عاميانه و آموزنده، كوتاه بودن زمان نمايش برای خردسالان و نيمهبلند بودن آنها برای كودكان و طرح مباحث جدیتر برای نوجوانان در توليد محتوا بايد موردنظر بوده كه به دليل مشخص نبودن مرزهای سنی و همچنين عدم تناسب امكانات سختافزاری با ظرفيتهای توليدی فعلاً شاهد اختلاط نمايشی هم از نظر موضوعی و هم اجرايی و ساختاری برای كودك و نوجوان هستيم.
و سخن آخر اينكه مطرح شدن اين اصل يعنی تفكيك سنی گروه سنی كودك و نوجوان برای توليدات نمايشی آن كه به ابتكار ستاد برگزاری جشنواره تئاتر كودك و نوجوان حداقل در موسم برگزاری اين جشنواره اجرا میشود میتواند الگويی مناسب برای فعالان اين عرصه برای بيان تخصصیتر تئاتر و توليد آن به منظور ارائه به اين گروه سنی در درجه اول و حسننظر مسئولان و مساعی آنها برای احداث و تجهيز سالن و امكانات سختافزاری مورد نيازی باشد كه اين اصل بر پايه ساختاری آن ايجاد و قوام يابد.