گاهی از دشمن ضربه میخوريم، گاهی از دوست، اما واقعيت اين است كه ما هميشه از خود ضربه میخوريم. اين خودزنیها گاهی اجتماعی، تاريخی، مالی، روانی و گاهی هم فرهنگی است. خودزنیهای فرهنگی كه مداوم و عادی شده است، به خصوص وقتی حرف از فكر، علاقه، باور و زندگی بچهها به ميان میآيد!
|
رؤيا و خيالپردازی جزء جدايیناپذير دوران كودكی است؛ بچهها با خيالبافی بچگی میكنند و خوراك اين خيالپردازی تصاوير زيبا، رنگارنگ، پرتحرك و هيجانانگيز اطرافشان است.
اگر بچههای دهه 60 با عكسبرگردانهای فوتباليستها و كارتونهای آن دوره خيالبافی كرده و بزرگ شدهاند، بچههای امروزی دهها و صدها موجود میشناسند كه هر كدام از آنها بخشی از كودكیشان شده است.
باور اين مسئله سخت است، اما واقعيت اين است كه بخش قابل توجهی از مردم ما هنوز به قدرت تصوير باور ندارند و نمیدانند تصاويری كه بچهها در كارتونها، عكسها، اسباببازیها، عروسكها و ... خود میبينند چه خراشهای عميقی در ذهن، احساس و فكر آنها ايجاد میكند؛ خراشهايی كه زخمش میماند.
چرا كودك ما اينگونه شده؟
بچهها قدرت كلامی پيشرفته برای بيان آنچه فكر و احساس میكنند، ندارند و پدر و مادرها راضی از سكوت آنها و عدم مزاحمت برای بزرگترها اجازه میدهند هر تصويری وارد ذهن كودكانشان شده، بر آنها تأثير بگذارد؛ تأثيری كه در آينده بزرگترها را متعجب كرده از خود خواهند پرسيد، چرا كودك ما اينگونه شده؟
| بچهها قدرت كلامی پيشرفته برای بيان آنچه فكر و احساس میكنند، ندارند و پدر و مادرها راضی از عدم مزاحمت بچهها برای بزرگترها اجازه میدهند هر تصويری وارد ذهن كودكانشان شود |
و باز هم در آستانه مهر، تكرار قصه تكراری لباس، كيف، كفش و لوازمالتحرير دانشآموزان و فرياد مسئولان فرهنگی در خصوص عدم توليد، توزيع و خريد لوزامالتحرير و وسايل مدرسه با تصاوير غير ايرانی.
اما در سال جاری اتفاق جديدی رخ داد. اتفاقی كه با اين تيتر رسانهای شد: « 500 قلم لوازم التحرير با طرحهای ايرانی ــ اسلامی رونمايی شد» و در پی آن بالغ بر۵۰۰ قلم لوازمالتحرير با طرحهای ايرانی ــ اسلامی روز سهشنبه ۲۹ مرداد سال جاری در سالن سوره حوزه هنری و با حضور خانوادههای شهدای هستهای، نمايندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان و مديران فرهنگی، جمعی از فعالان فرهنگی انقلاب اسلامی و اصحاب رسانه رونمايی شد.
|
لوازمالتحريری با چهرههای شاخصی همانند شهيد مصطفی احمدی روشن، شهيد مجيد شهرياری، شهيد عباس بابايی، شهيد باقری، جهان پهلوان تختی، اميركبير، ميرزا كوچكخان جنگلی، پوريای ولی، ابوعلی سينا، فردوسی و تصاوير كارتونهای ايرانی نظير خانه مادربزرگه، قصههای مجيد و بچههای آسمان.
آيا بازار لوازم التحرير ايران كه به طور كلی در دست كاراكترهای غربی بود، تكان خورد؟
و اينك بازار لوازم التحرير ايران كه به طور كلی در دست كاراكترهای غربی بود، شايد كمی تكان خورد. شايد!
اما بچههای شما كدام دفتر را خواهند پسنديد؟ دفتری كه بر روی آن تصوير كاملاً آشنای پسری سبز پوش با قدرت خارقالعاده هست؟ يا پسری كه با پوشيدن يك لباس تار میتند، پرواز میكند و قهرمان میشود؟ يا دختری بسيار لاغر، زيبا، بلوند، بلند، با صورت و موهای آرايش كرده و لباسهای كوتاه؟ همانهايی كه تمام تابستان را با كارتونهايشان شب و روز گذراندهاند، يا دفتری كه بر روی آن عكس پرسنلی يك مرد و يا زن كه در هيچكدام از كارتونها و كتاب داستانهايشان نيست را؟ بچه شما طالب كدام دفتر خواهد بود؟
| اگر قرار است كسی قهرمان بچگی بچهها باشد، اين قهرمان بايد در كتابهای داستانها، كارتونها، كارت پستالها، عكس برگردانها، بر روی جلد دفترها و كتابها و لوزام التحرير، كيف، كفش، لباس و همه چيز آنها حضور داشته باشد |
دفتری با جلدی شاد و پر از رنگ، با انيميشنی جذاب، كه بر روی تصوير آن فكر و سپس با مهارت طراحی شده است، تصويری كه تخيل را میجنباند و به دور دستها میبرد يا دفتری كه فقط يك عكس صرف است؟
بچهها میفهمند، احساس میكنند، تشخيص میدهند و انتخاب میكنند پس برای توليد محصولی كه بتواند نظر آنها را جلب كند بايد آنها را شناخت، به آنها احترام گذاشت و بهترينها را توليدكرد و نمیتوان به صرف چاپ يك عكس بر روی كيف آنها تحولی بزرگ در فرهنگ بزرگسالان آينده ايجاد كرد. اگر قرار است كسی قهرمان بچگی بچهها باشد، اين قهرمان بايد در كتابهای داستانها، كارتونها، كارت پستالها، عكس برگردانها، بر روی جلد دفترها و كتابها و لوزام التحرير، كيف، كفش، لباس و همه چيز آنها حضور داشته باشد، برای آنها آشنا باشد. دليل قهرمان بودنش را بدانند و با او همزادپنداری كنند، آن شخصيت را وارد رؤياهايشلان كنند، با او بخندند، با او گريه كنند.
كار فرهنگی كاری مداوم و همهجانبه است. با مصوبه ممنوعيت واردات، توليد و توزيع نمیشود موفق شد، واقعيت اين است كه توليدكنندگان ما بدون فكر، طراحی و تفكر به راحتی به چاپ عكس شخصيتهای كارتونی بر روی كيف و لوازمالتحرير دانشآموزان اقدام میكنند، خانوادهها هم اين محصولات آشنا برای كودكانشان را میخرند، بچهها هم از خريد آنها لذت میبرند، يعنی هم توليد كننده، هم خريدار و هم مصرف كننده راضی است.
و برای يافتن جايگزين فرهنگی برای چنين بیفرهنگی بايد همه جانبه و كارشناسانه انديشيد. توليد لوزامالتحرير و وسائل مدرسه بچههای ايرانی با نشانها و نمادهای ايرانی بعد از مدتها شايد آغاز شده باشد، اما آيا تداوم خواهد داشت؟ آيا كسی تارهای عنكبوت تنيده شده بر روی تفكر و علايق بچههای ايران را پاره خواهد كرد؟
قرآن فرموده است، عنكبوت لرزانترين خانه را دارد، پس بايد اميدوار بود.