|
| «طهماسب صلحجو» |
طهماسب صلحجو، كارگردان مستند عاشورايی «عزای نيمروز» در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) با بيان اينكه ساخت اين فيلم مستند برايش يادآور خاطرات جوانی است، اظهار كرد: اين فيلم مستند برای من خيلی عزيز است، چون در سال 55 و زمانی كه 24 ساله بودم آن را ساختم. در اين مستند به مراسم تعزيه در روستای آورزمان توجه میشود. در اين ميان سعی داشتم با تصاويری كه به مستند سال 55 اضافه كردم در قالب عكس به تعزيه در زمان حال نيز بپردازم، اما همانگونه كه گفتم بحث اصلی در اين فيلم تصاويری بود كه سیوهفت سال پيش آن را گرفته بودم. درباره «عزای نيمروز» بايد اين نكته را هم اضافه كنم كه كمترين امكانات در اختيارم بود، هرچند بايد از كمكهای چند تن از فيلمسازان جوان ملاير كه مرا در اين كار ياری رساندند تشكر كنم.
وی درباره ويژگیهای تعزيه گفت: آيين تعزيه يك طرح و ايده ثابت ندارد، به نحوی كه بين هر فرهنگ و قومی به شكلی خاص اجرا میشود، حتی میتوان گفت كه لهجهها و گويشهای محلی در شكلگيری تعزيه هر منطقه نقش حائز اهميتی ايفا میكند، بنابراين ما قادر نيستيم درباره واقعی بودن يا نبودن آن به درستی نظر دهيم.
اين كارگردان ادامه داد: تعزيه را بايد نوعی نمايش دانست كه آن چنان متكی به متن نيست، البته از متن استفاده میكند، اما بداهه هميشه در فرم و ساختار تعزيه حرف اول را میزند. نكته ديگر اينكه تعزيه چون نمايش است، زياد با واقعيت همخوانی كامل ندارد. برای همين در برخی مواقع میبينيم كه اتفاقهايی در تعزيه تصوير میشود كه در تاريخ واقعی قادر نيستيم نشانی از آن بيابيم.
وی در پاسخ به اين سوال كه حفظ تعزيه به عنوان هنری دينی چه پيامدهايی برای هنر كشورمان دارد، بيان كرد: اولا بايد بگويم هنر تعزيه را ما فيلمسازان يا هنرمندانی كه درباره ان فيلم میسازيم حفظ نمیكنيم، بلكه اين مردم هستند كه حافظ تعزيه هستند. در اين ميان كسانی كه علاقمند به اين هنر آيينی هستند تلاش میكنند با توليداتشان آن را ثبت كنند. نكته ديگر اينكه، اگر هنرمندی ظرفيت تعزيه را به درستی بشناسد بهتر قادر است از آن استفاده كند.
الگوبرداری سینما از تعزیه
وی درباره تاثيرات تعزيه در سينما گفت: فيلمها يا سريالهايی كه در حوزه تاريخ صدر اسلام ساخته میشود در بخشهای مختلف، الگوهای خود را از تعزيه وام گرفتهاند. اين رويكرد از طراحی صحنه و ميزانسن شروع شده و تا ديگر بخشها هم ادامه پيدا میكند.
اين فيلمساز در پاسخ به اين سوال كه تعزيه سال 55 را به لحاظ كيفی بهتر میداند، يا تعزيههايی كه هم اكنون اجرا میشود؟ بيان كرد: به لحاظ ريز كارهايی كه ما سينماگران آن را درام میناميم، تعزيههای قديم از كيفيت بهتری بهره میبردند، چون به اصالت تعزيه نزديكتر بودند، اما اين مسئله را نبايد از ياد برد كه در زمان حال نمیشود تعزيه را آن گونه كه 40 سال پيش اجرا میشد، برگزار كرد.
صلح جو افزود: بسياری از اين تغييرات هم خود خواسته نيست، برای مثال در گذشته تعزيهخوانها تنها با يك بلندگو دستی برنامه اجرا میكردند، اما در زمان حال بلندگوهايی بزرگ و قوی جای آن را گرفتهاند، به نحوی كه اجازه نمیدهند صدای مردم شنيده شود. نكته ديگر اينكه نقش مردم در تعزيههای دهه 50 بسيار جدیتر بود، اما سيستمهای صوتی ديگر اجازه اين همراهی را از مخاطبان گرفته است.
واقعنگری شاخصه اصلی «عزای نیمروز»
اين منتقد سينمايی درباره استفاده از تمثيل در «عزای نيمروز» گفت: من با نيت قبلی از تمثيل در «عزای نيمروز» استفاده نكردم، پس هر آنچه در كار مشاهده میشود آنچه است كه در عالم واقع روی داده، در اين ميان ممكن است برخی مسائل پيش بيايد كه اين نكته را در ذهن تماشاگر ايجاد كند كه كارگردان در فلان تصوير در پی تمثيلی بوده است، اما آن تصور، برداشتی بوده كه خود وی داشته و به پيش زمينههای فرهنگیاش برمیگردد.
وی به مطلب فوق اضافه كرد: مثالی درباره توضيح ارائه شده میزنم. در سكانسهايی از «عزای نيمروز» میبينيم كه در سپاه كوفه افرادی هستند كه لباس فرنگی پوشيدهاند، امری كه نشان دهنده فرهنگ آن منطقه و نگاهی است كه به غربيان دارند. اين نوع نگاه به سپاه كوفه ممكن است در جای ديگر وجود نداشته باشد يا اينكه به شكل ديگری ديده شود.
اين منتقد در بخش ديگری از اين گفتوگو درباره برخی تصويرسازیها در تعزيه چنين توضيح داد: معتقدم در بحث نمايش بيشتر بايد جنبههای نمادين آن را مد نظر قرار داد، چون اگر اينگونه به آن بنگريم نمیتوانيم به آن عنوان خرافه را اطلاق كنيم، زيرا در بحث تعزيه، نماد متكی بر واقعيت صرف نيست. در اين حالت است كه نمیشود به برخی نگاهها در تعزيه عنوان خرافه اتلاق كرد. در ضمن اتلاق عنوان خرافه به برخی آيينهای مذهبی مشكلی را حل نمیكند، بلكه تنها ما را از داشتن هنری غنی محروم میسازد كه بخش عمدهای از فكر و اعتقاد تودههای مردم را شكل داده است.