تنوع آراء در مديريت تحول علوم انسانی غيرقابل قبول است و موجب ابهام در جهتگيریها و سياستهای مديريت تحول میشود و برای پرهيز از اين امر بايستی در خصوص توليد و تبيين نظريه پايه تحول علوم انسانی تلاش بيشتری صورت بپذيرد.
حجتالاسلام والمسلمين عليرضا پيروزمند، قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی در باب اسلامیسازی علوم انسانی و مروری بر سير آن و ارزيابی روند اين تحول پرداخت.
پيروزمند با اشاره به اتفاق مبارك انقلاب فرهنگی كه با مطالبه حضرت امام(ره) جرقه آن زده شد، عنوان كرد: اين اتفاق ضرورت خود را روز به روز با نيازمندی درونی نظام به طراحی ساختارهای سياسی و اجتماعی و اقتصادی بيشتر نشان داد و با اينكه از همان زمان تلاشهايی به اين منظور صورت گرفت، نقص اين تلاشها اين بود كه نتوانست شكل فراگيری به خود بگيرد.
وی با اشاره به اينكه تنها جمع قليلی به تلاش مستمر در اين رابطه اهتمام ورزيدند، گفت: در واقع بدنه دانشگاه متوليان اصلی اين مسئله بودند، اما به علت اين كه دانشگاهيان يا اعتقاد به اين تحول علمی نداشتند يا نسبت به اين مسئله بیتفاوت شده بودند. رخوتی علمی در دانشگاههای ما رخ داد و علیرغم اينكه حجم دانشگاهها گسترش و تعداد دانشآموختگان ما در اين عرصه به سرعت رشد پيدا كرد و بر تعداد اساتيد نيز افزوده شد، اما به موازات آن، تدابير لازم برای ايجاد اين تحول، چه از نظر ساختاری و مديريتی و چه از نظر محتوايی، انديشيده نشد.
پيروزمند از جريانات فتنه 88 به عنوان عاملی برای در دستور كار قرار گرفتن مجدد تحول در علوم انسانی ياد كرد و بيان كرد: با مطالبه مقام معظم رهبری و از آن مقطع شاهد اين هستيم كه بحمدالله تحركات بيشتری در اين عرصه در حال جريان است.
مروری بر فعالیتهای مراکز مختلف
قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی از تلاش پيشينهای كه توسط مراكز مختلف حوزوی و دانشگاهی انجام گرفته بود، به عنوان اندوختهای برای قوت يافتن بيش از پيش اين تحرك ياد كرد و افزود: شايد بتوانيم بگوئيم بيشتر تلاشها در رابطه با اسلامیسازی علوم انسانی در قم اتفاق میافتاد و مراكزی مانند مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، فرهنگستان علوم اسلامی از جمله مراكزی بودند و هستند كه در اين جهت تلاشهايی را آغاز كرده بودند و استمرار میدادند.
پيروزمند با اشاره به افزوده شدن اقدامات دانشگاهها و ساير مراكز علمی بعد از مطالبه تحرك جديد در جريان تحول علوم انسانی، عنوان كرد: طبيعتاً طی چند سال اخير جمع قابل توجهی از دانشگاهيان معظم سعی كردند كه تلاشهای خود را سازمانيافتهتر كنند؛ ولو اينكه پيش از اين نيز به صورت فردی اين اتفاق میافتاد يا بعضی دانشگاهها مانند دانشگاه امام صادق(ع) يا دانشگاههای مشابه، تلاشهايی از اين دست را دنبال میكردند.
وی همچنين به فعاليت بسيج اساتيد در دو سه سال اخير اشاره كرد و گفت: بسيج اساتيد سعی كرده است كه نظم و انتظامی به پيگيری موضوع تحول علوم انسانی از نظر محتوايی بدهد و از نقد نظريههای مطرح و اصلی علوم انسانی در رشتههای مختلف شروع كند و يك شبكه از اساتيد محترم را به اين جهت گسيل بدارد. بسيج اساتيد نشستی ساليانه نيز دارند و گزارش تلاشهای انجام گرفته در طول سال را در اين نشست ارائه میكنند؛ هر چند كه در نقطه آغاز راه هستند.
اين كارشناس شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره فعاليتهای اين شورا نيز گفت: قبل از مطالبه اخير رهبری نيز ستاد تحول علوم انسانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود داشت اما بعد از مطالبه ايشان اين ستاد با قوت بيشتری كار خود را استمرار داد و با تقويت اعضای آن شورا با مسئوليت آقای حدادعادل كار خود را با استمرار و انگيزه بيشتری دنبال كرد.
پيروزمند در مورد فعاليتهای اين ستاد عنوان كرد: اين ستاد تلاش كرده است كه در رابطه با رشتههای اصلی علوم انسانی كارگروههايی را تشكيل دهد و زبدگان آن رشته علمی را گرد هم جمع كرده است تا هر گروه از صاحبنظران، طرح تحول علوم انسانی را در رشتههای خود مانند مديريت، اقتصاد، جامعهشناسی، روانشناسی و ... ارائه كنند؛ كه اين كار هم البته با مقداری تفاوت، در بعضی از رشتهها با قوت بيشتر و در بعضی كندتر پيگيری و دنبال شده است؛ كه اصل اين ساختارسازی و پيگيری پديده لازم و مباركی بوده است كه بايد با قوت بيشتر تعقيب و دنبال شود.
وی افزود: اين كارگروهها گزارشهايی را از دو سه سال فعاليت خود هم به شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم به مقام معظم رهبری دادهاند و تمهيداتی نيز در نظر گرفته شده تا بتوانند با قدرت بيشتری كار خود را دنبال كنند.
پيروزمند ادامه داد: همزمان با اين مراكز پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی وابسته به وزارت علوم نيز كه مسئوليت آن را آقای آيتاللهی برعهده دارند ساليانی است كه در رابطه با اصلاح سرفصلهای درسی علوم انسانی مشغول فعاليت هستند و تلاش خود را در سالهای اخير جدیتر و مستمرتر دنبال كردهاند و وزارت علوم هم انگيزه جدیای برای اصلاح سرفصلهای دروس علوم انسانی به خرج داده است.
مطالعات طرح تحول علوم انسانی میتواند عقلانیت را پشتوانه مدیریت تحول این علوم کند
مسئول گروه علمی و قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به فعاليتهای مطالعاتی و تحقيقاتی راجع به طرح تحول علوم انسانی در برخی مراكز، از جمله در فرهنگستان علوم اسلامی، در كنار فعاليتهای مذكور، بيان كرد: اين مطالعات كه هم اكنون نيز در حال انجام است میتواند عقلانيت قابل قبولی را پشتوانه مديريت تحول علوم انسانی كند.
وی افزود: علاوه بر اينها نشريات و مقالاتی نيز در گرايشهای مختلف علوم انسانی در اين رابطه و در راستای تحول علوم انسانی در حال جريان بوده و هست و آنها هم تحرك و نشاطی را در اين عرصه ايجاد كرده است.
کاستیهای روند تحول علوم انسانی
پيروزمند در كنار اين تحركات قابل قبول و لازم و مؤثر انجام گرفته، روند تحول علوم انسانی را دارای كاستیهايی نيز دانست و با تأكيد بر لزوم تلاش برای رفع سريعتر اين كاستیها، عنوان كرد: يكی از اين كاستیها اين است كه همچنان درك غالبی نسبت به چيستی و چگونگی تحول علوم انسانی و اين كه اين تحول به چه كيفيت محقق میشود، در جامعه نخبگان ما وجود ندارد.
تنوع آراء در مديريت تحول علوم انسانی غيرقابل قبول است
كارشناس شورای عالی انقلاب فرهنگی تنوع آراء در مديريت تحول را غيرقابل قبول دانست و بيان كرد: اصل اينكه تنوع انظار در اين زمينه وجود داشته باشد امر نامباركی نيست، اما اين كه اين تنوع آراء تا عرصه مديريت دانش هم كشيده شود و در جهتگيریها و سياستهای مديريت تحول ابهام ايجاد كند، اين به نظر میآيد كه قابل قبول نباشد و مستلزم اين است كه در خصوص توليد و يا تبيين نظريه پايه تحول علوم انسانی تلاش بيشتری صورت بپذيرد و نظريههای مختلفی كه در باب تحول علوم انسانی وجود دارد مقايسه شود تا نظام بتواند به نظريه برتر از طريق برگزاری كرسیهای آزادانديشی دست پيدا كند.
گامهای ضروری در جهت رسیدن به طرح تحول علوم انسانی
وی قدم بعد از نظريه پايه را دستيابی به طرح تحول در علوم انسانی عنوان كرد و افزود: طرح تحول علوم انسانی خود مستلزم برداشتن گامهايی مانند تبيين الگوی تحول علوم انسانی، تبيين شاخصهای تحول علوم انسانی، انجام مطالعات محيطی برای ارزيابی و سنجش تحول انجام گرفته و تحولاتی كه بايد انجام بگيرد، خواهد بود.
جای خالی نگاه فراگير و نظام سياستگذاری جامع برای تحول علوم انسانی
پيروزمند به جای خالی نگاه جامع و فراگير نسبت به تحول علوم انسانی نيز اشاره و بيان كرد: همه آن چه گفته شد امكان اين را فراهم میكند كه يك نظام سياستگذاری جامع برای تحول علوم انسانی، هم در عرصه محتوا و هم در عرصه مديريت اتفاق بيفتد، اما در شرايط فعلی يك نگاه جامع و فراگير نسبت به تحول علوم انسانی كه بتواند مجموعه فعاليتها و تدابير در رشتههای مختلف را با هم هماهنگ كند وجود ندارد و لازم است كه در اين جهت هم تلاش بيشتری صورت بگيرد و اهتمام بيشتری توسط شواری عالی انقلاب فرهنگی اتفاق بيفتد تا تلاش گسترده و پیگيرانهای كه دارند بتواند بهتر به بار و به ثمر بنشيند.
میزان فراگیری تحول در علوم انسانی در گرو ميزان مرتبط شدن اساتيد و مديران دانشگاهها با اين موضوع
وی ميزان توفيق اين حركت را در گرو ميزان مرتبط شدن اساتيد و مديران دانشگاهها به اين موضوع و به شكلی فراگيرتر دانست و عنوان كرد: هر چه اساتيد و مديران دانشگاهها بتوانند خود را با موضوع تحول در علوم انسانی بيشتر درگير كنند و در مورد آن احساس مسئوليت كنند اين موضوع جديتر، فراگيرتر و اثرگذارتر دنبال خواهد شد و اين امر نيز مستلزم اين است كه هم امكانات لازم و علاوه بر آن مشوقهای لازم در اختيار آنان قرار بگيرد و هم به نرمافزار و منطق لازم برای نقد نظريههای گذشته و توليد نظريههای اسلامی تجهيز شوند و به ميزانی كه اين اتفاق بيفتد ما میتوانيم اميدوار باشيم كه اين حركت به ثمر خواهد نشست.
هشدار نسبت به تقلیل اهداف اسلامیسازی علوم انسانی
مسئول گروه علمی و قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی تذكری را نيز نسبت به تقليل اهداف تحول و اسلامیسازی علوم انسانی مطرح كرد و گفت: اين گونه نبايد تصور شود كه اسلامیسازی علوم انسانی به اين است كه برای مثال در بين گرايشهای مختلف مديريت يك گرايش مديريت اسلامی ايجاد كنيم يا در بين گرايشهای مختلف اقتصاد و جامعهشناسی يك گرايش اسلامی؛ نه، بحث بر سر اين نيست كه دانشی در كنار دانشهای موجود به عنوان يك گرايش مطرح شود و پا به ميدان بگذارد؛ بلكه مباحث اسلامی بايد در همه گرايشهای علوم انسانی جريان پيدا كند و روح و اساس و پيكره اين علوم را تحت جاذبه خود قرار دهد و اگر يك چنين هدفگذاریای داريم بايد توجه كنيم كه با برخی تدابير، موضوع فراموش نشود و يا تقليل پيدا نكند.