|
صدام در جلسهای كه كمتر از يك هفته پيش از آغاز جنگ برگزار شد، ابراز خوشبينی كرده بود كه با تجمع نظاميان عراقی در مرز، نيروهای نظامی ايران دچار وحشت شوند و مقاومت چندانی نكنند.
بر اين اساس، واكنش گسترده نيروی هوايی ايران به حمله عراق و بمباران تأسيسات مهمی چون نيروگاه اتمی در حال احداث اوسيراك (تموز-۱) در نزديكی بغداد بهگونهای بود كه برای صدام قابل باور نبود و آن را به ارتش اسرائيل نسبت داد.
او در جلسهای كه چند روز پس از آغاز جنگ برگزار شد، در اشاره به اين حمله گفت: اين كار اسرائيل است. اسرائيل چند ماه بعد به اين نيروگاه حمله كرد و آن را منهدم كرد.
شامگاه هفده سپتامبر ۱۹۸۰ (بيست و ششم شهريور ۱۳۵۹)، درست پنج روز پيش از آنكه جنگ تمامعيار عراق عليه ايران آغاز شود، نمايندگان مجمع ملی عراق برای تشكيل جلسهای فوقالعاده دعوت میشوند. صدام، رئيسجمهوری عراق، خود را برای ايراد يك سخنرانی طولانی و تاريخی آماده میكند. او در لباسِ فرمانده كل قوا پشت تريبون میرود و چنان با غرور و نخوت سخن میگويد كه گويی جمال عبدالناصر، رهبر مصر است و ملی شدن كانال سوئز را اعلام میدارد.
صدام با پوشيدنِ لباسِ رزم و برگزاری جلسه فوقالعاده مجمع ملی عراق از همان ابتدا مشخص میسازد كه اعلان جنگی در راه است، جنگی كه او باوری قاطع داشت بر شكوه و قدرتش در چشم ملتهای عرب و جهان غرب میافزايد و نامش را در فهرست فاتحان بزرگ تاريخ قرار میدهد.
| ذهن صدام تمايل زيادی به دشمن پنداشتن ديگران داشت، در درك روابط ديپلماتيك در خارج از خاورميانه ضعيف بود و به رغم در سر داشتن بلندپروازیهای متعدد برای كشورش دچار اشتباههای بزرگی شد |
صدام با افتخار گفته بود: من (صدام) به كمك هيچ كشور عربی برای فتح ايران نياز ندارم، روح سعد بن ابیوقاص در من حلول كرده است و بار ديگر، با اقتدار شكستی تاريخساز را عليه فارسها آغاز خواهم كرد.
صدام پس از حمله به كويت به او گفته بود كه به اين دليل از پوشيدن لباس نظامی پس از فتح كويت خودداری كرده كه در جنگ با اين كشور، مردی را در برابر خود نمیبيند و آنچه باعث شد، او لباس نظامی در جنگ برابر ايران بپوشد، اين بود كه با مردانی بسيار آهنين و جنگی رودررو بودم.
ذهن صدام تمايل زيادی به دشمن پنداشتن ديگران داشت
ذهن صدام تمايل زيادی به دشمن پنداشتن ديگران داشت، در درك روابط ديپلماتيك در خارج از خاورميانه ضعيف بود و به رغم در سر داشتن بلندپروازیهای متعدد برای كشورش دچار اشتباههای بزرگی شد.
اشتباه ديگر صدام، برداشت غلط از ماجرای موسوم به ايران – كنترا در سال ۱۹۸۶ بود.
بر اين اساس، صدام ماجرای فروش تسليحات آمريكايی به ايران را در راستای توطئه عليه عراق برآورده كرده بود در حالی كه اين موضوع به گفته مقامهای ايالات متحده كمترين ربطی به اين كشور نداشت.
صدام گاهی فكر میكرد آمريكا به ايران علاقه بيشتری دارد
به نوشته نيويورك تايمز، دولت رونالد ريگان با هدف كمك به آزادسازی گروگانهای غربی در لبنان، تلاش برای برقراری يك كانال ارتباطی با جمهوری اسلامی و كسب درآمد برای كمك به شورشیهای نيكاروگوئه، به ايران تسليحات فرستاده بود. اما صدام و مشاورانش برداشت ديگری از اين ماجرا داشتند.
اسناد منتشر شده به نقل از طارق عزيز، وزيرخارجه و معاون نخست وزير وقت عراق نقل قول میكند كه صدام احتمال داده كه هدف آمريكا، انتقامگيری از حمايت اين كشور از تلاش صورت گرفته برای استقلال پورتوريكو از ايالات متحده است. صدام در يكی از جلسات ديگر ادعا كرده بود كه آمريكا به اين ايران علاقه بيشتری دارد.
اين روزنامه اضافه میكند كه بخش ديگری از اشتباههای صدام مربوط به دخالت او در برنامهريزی و طراحی تاكتيكهای جنگ با ايران بود، بدون اين كه با اين تاكتيكها يا تسليحات آشنايی داشته باشد. او همچنين از زياد بودن تلفات ابايی نداشته است.
از ديگر موارد سوء برداشت صدام مربوط به ماجرايی است كه به اعدام فرزاد بازفت، خبرنگار ايرانی روزنامه آبزرور بريتانيا منجر شد.
آقای بازفت كه در مارس ۱۹۹۰ در عراق به دار آويخته شد، در حال تهيه گزارش از يك انفجار مشكوك در جنوب بغداد بود كه به ظن جاسوسی برای اسرائيل بازداشت شد.
صدام شخصا در پرونده او دخالت كرد و خواستار تعجيل در اعدام او شد تا تنبيهی برای مارگارت تاچر، نخست وزير وقت بريتانيا باشد كه او گمان میكرد در توطئه عليه عراق نقش داشته است.
هال برندز، استاد دانشگاه دوك آمريكا كه آرشيو منتشر شده را مطالعه كرده است، میگويد اين اسناد نشان میدهد شخصيت صدام در طول زمان براساس رخدادهای زندگی سياسی او شكل گرفته است. آقای برندز گفت: او از راه توطئه چينی به قدرت رسيد و فكر میكرد همه مشغول همين كار هستند.