کد خبر: 1294889
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۱

بررسی نسبت فلسفه اصالت وجود و نوميناليسم در «نوميناليسم و فلسفه صدرايی»

«نوميناليسم و فلسفه صدرايی» نوشته علی علم‌الهدی كه توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده است، به سنجش نظريه وجودشناختی و نظريه معرفت‌شناختی ملاصدرا و پاسخ‌گوئی به اين سؤال پرداخته كه آيا فلسفه اصالت وجود به نوميناليسم منجر می‌شود؟









به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، كتاب «نوميناليسم و فلسفه صدرايی» نوشته علی علم‌الهدی كه توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده است، به سنجش نظريه وجودشناختی و نظريه معرفت‌شناختی ملاصدرا و پاسخ‌گوئی به اين سؤال پرداخته كه آيا فلسفه اصالت وجود به نوميناليسم منجر می‌شود؟


بنا بر اين گزارش، مبحث كتاب حاضر از اين مسئله آغاز می‌شود كه اگر حركت واقعيت داشته باشد و موجودات و اشياء اطراف انسان دچار دگرگونی و تغيير می‌شوند، چگونه می‌توان مطمئن بود كه شناخت و درك بشر از اشيا منطبق بر آنها است؟ به عبارت ديگر با توجه به اينكه محيط پيرامون ما پيوسته در تغيير است، چگونه مطمئن هستيم كه شناخت ما از اين محيط منطبق بر آن می‌باشد؟ اين پرسش هسته و كانون بروز شك‌گرايی در دوره پيش از سقراط است و ارسطو در مقام پاسخگويی به اين معضل، هستی موجودات را به دو قسمت ذات و غيرذات (عرض) تقسيم می‌كند و حركت را در عرض می‌داند و ذات را امری ثابت و بدون تغيير بر می‌شمارد كه دچار حركت نمی‌شود و حركت را تنها در مقولات عرضی محقق می‌داند. بر اين اساس تنها علم به ذات (كه همان هويت حقيقی شیء است و دچار تغيير نمی‌شود) علمی يقينی است و بنابراين «ماهيت» در فلسفه ارسطويی و تمام انديشمندانی كه در چارچوب فكری اين فيلسوف انديشه ورزيده‌اند (با توجه به اين كه حد تام و برهان دو روش برای تحصيل علم تصوری و تصديقی به ذات اشيا می‌شوند) اين كاركرد معرفت‌شناختی را می‌يابد كه موجب تحصيل معرفت يقينی و ضروری نسبت به عالم خارج می‌شود.


فلسفه ملاصدرا، اما، انقلابی در برابر تفكر ارسطويی است. اين انديشمند نابغه در واقع همانند متفكرانی مانند اكام و مونتنی كه بر استيلای فكری ارسطو در مغرب‌زمين پايان دادند، پايانی بر سلطه فكری فلسفه يونانی بر متفكران مسلمان است. اما مسئله اصلی اين تحقيق از همين جا آغاز می‌شود. آيا همانگونه كه انديشمندان غربی با نقّادی ذات و كلی ارسطويی راه را برای ظهور يك شك‌گرايی ديگر فراهم كردند، در حكمت متعاليه نيز با نقد ماهيت و محوريت دادن به وجود، اين فلسفه دچار معضل ياد شده، خواهد شد؟





عليرغم تلاش‌های آخوند، فلسفه وی ذات و ماهيت را طرد می‌كند و هيچ جايگزين مناسبی كه بتواند كاركرد مهم معرفت‌شناختی آن را داشته باشد، به دست نمی‌دهد

پژوهشگر و محقق نويسنده كتاب «نوميناليسم و فلسفه صدرايی» جهت پاسخگويی به اين مسئله در اين نوشتار، نخست به بررسی جايگاه ماهيت در انديشه متفكران مسلمان تا پيش از ملا صدرا پرداخته است. با توجه به اهميت شيخ الرئيس، بررسی مذكور از ايشان شروع شده و تا ميرداماد ادامه می‌يابد اما از آنجا كه ماهيت در نزد اين انديشمندان دارای دو حيثيت وجودشناختی و معرفت‌شناختی است (كه ديدگاه‌های اين متفكران در هر يك از اين دو حوزه بر ديدگاه ايشان در حوزه ديگر تأثير مستقيم نيز دارد)، در فصل نخست از اين تحقيق ابتدا به بررسی ويژگی‌های وجودشناختی ماهيت نزد اين انديشمندان و سپس به بررسی ويژگی‌های معرفت‌شناختی ماهيت پرداخته شده است.


هدف از طراحی اين فصل آن بوده است كه ويژگی‌های ماهيت نزد انديشمندان مسلمان تا قبل از ملاصدرا بهتر شناخته شود؛ تا در گام بعدی با بررسی آراء و مبانی فلسفی اين فيلسوف بتوان به درك بهتر و شفاف‌تری از ديدگاه وی در باب ذات و ماهيت دست يافت و وجوه تمايز ديدگاه او با ديدگاه‌های پيشينيان را مشخص كرد.


نويسنده بر آن بوده كه در گام بعدی اين تحقيق ويژگی‌های وجودشناختی و معرفت‌شناختی ماهيت در فلسفه اصالت وجود را مشخص كند و اما پيش از ورود به اين بحث و در فصل نخست ابتدا به تعريف اصول و مبانی‌ای از فلسفه ملاصدرا كه در بحث از ماهيت نقش مؤثری ايفا می‌كند، پرداخته و تعريف خود از اين مبانی و لوازم منطقی آنها را به دست داده است. البته در ادامه اين فصل از آنجا كه مسئله اصلی اين تحقيق به نوعی به بررسی نسبت فلسفه ملاصدرا با ذات‌گرايی و نوميناليسم تحويل می‌شود، بررسی و تعريف گرايش‌های مختلف فكری در نوميناليسم و ذات‌گرايی نيز مورد توجه قرار گرفته است.


نويسنده كتاب «نوميناليسم و فلسفه صدرايی» در بخش اول و فصل سوم اين اثر پس از بررسی ويژگی‌های وجودشناختی ماهيت و ذات در فلسفه ملاصدرا و بر اساس مبانی فلسفی وی، مدعی شده است كه اين فلسفه و مبانی آن ذات را نفی می‌كند و در اين دستگاه فكری نمی‌توان برای موجودات قائل به ذات شد. پس اين فلسفه دچار نفی ذات‌گرايی و در آستانه قول به نوميناليسم قرار می‌گيرد.





نتيجه فلسفه آخوند اين است كه در فلسفه اصالت وجود، ابزاری بـرای تحصيل علم و معرفت يقينی به عـالم خـارج وجـود نـدارد و از همـين رو ایـن فلسفه به لحاظ معرفت‌شناختی دچار نوميناليسم است

وی سپس در بخش دوم از فصل سوم اين تحقيق كه به بررسی جايگاه معرفت‌شناختی ماهيت در فلسفه ملاصدرا اختصاص يافته، در واقع به بازخوانی دستگاهمند نظريه ادراك كليات ملاصدرا پرداخته است؛ نظريه ادراكی كه ملاصدرا می‌كوشد در آن چگونگی ادراك كليات و ادراك ذات را (عليرغم ناسازگاری وجودشناختی ذات با دستگاه فلسفی خود) توضيح دهد.


در اين جا اين سؤال مطرح می‌شود كه آيا راه گريزی برای برون‌رفت از معضل نوميناليسم برای فلسفه ملاصدار وجود دارد؟ و نويسنده پس از نقد فلسفی چگونگی قائل شدن ملاصدرا به ذات و ماهيت در فلسفه‌اش، در پايان اين فصل اين فرضيه را تأييد می‌كند كه فلسفه آخوند عليرغم تلاش‌های ايشان، ذات و ماهيت را طرد می‌كند و هيچ جايگزين مناسبی كه بتواند كاركرد مهم معرفت‌شناختی آن را داشته باشد، به دست نمی‌دهد.


نتيجه‌ای كه از اين فرضيه حاصل می‌شود اين است كه در فلسفه اصالت وجود، ابزاری برای تحصيل علم و معرفت يقينی به عالم خارج وجود ندارد و از همين رو اين فلسفه به لحاظ معرفت‌شناختی دچار نوميناليسم است. در آخرين گام از اين تحقيق (نتيجه‌گيری) نيز لوازم معرفت‌شناختی قول به نوميناليسم و مشكلاتی كه گريبانگير اين فلسفه خواهد بود، توضيح داده شده است.


يادآور می‌شود، كتاب «نوميناليسم و فلسفه صدرايی» نوشته علی علم‌الهدی، در قطع رقعی، در 265 صفحه، با قيمت 50 هزار ريال توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده است.

captcha