کد خبر: 1297394
تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۶
حجت‌الاسلام ساجدی‌ بيان كرد

تاسيس مراكز علمی انحصاری و وجود نگاه فلسفی؛ اساس تحول در علوم انسانی

كسانی كه بخواهند در مسير تحول در علوم انسانی حركت كنند، بايد نگاه فلسفی و تخصص لازم در يكی از رشته‌های علوم انسانی را دارا شوند؛ همچنين بايد مراكز انحصاری و تخصصی ايجاد شوند و افرادی كه در اين حوزه‌ها به فعاليت می‌پردازند، حداقل در يكی از علوم انسانی دارای تخصص باشند.



حجت‌الاسلام و المسلمين ابو‌الفضل ساجدی، عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به بررسی مسئله تحول در علوم انسانی پرداخت و گفت: علوم انسا‌نی به علومی اطلاق می‌شود كه موضوع آن‌ها، انسان، بينش، گرايش و كنش انسان است، بدين جهت كه دارای عقل و اختيار است و منظور از تحول در علوم انسانی، تحول در مبانی و مسائل است؛ يعنی با توجه به مبانی صحيح عقلی و اسلامی، علوم انسانی موجود غربی را در مبانی معرفت‌شناختی، انسان‌شناختی و ارزش‌شناختی مورد نقد و بررسی قرار بدهيم.


تحول در علوم انسانی از دل رويكرد صحيح عقلی و اسلامی


وی افزود: بعد از نقد مبانی، آثار مترتب بر اين مبانی را مورد نقد قرار می‌دهيم و نتايجی كه بر آن‌ها مترتب نيست، خود ‌به خود تائيد می‌شوند. سپس بايد ببينيم كه از دل رويكرد صحيح عقلی و اسلامی، چه مسائل تازه‌ای برای علوم انسانی زاده می‌شود. بنابراين كاری كه بايد انجام شود، ابتدا نقد مبانی علوم انسانی غربی و سپس نقد نتايج مترتب بر آن‌ها است. اگر اين مبانی قابل پذيرش عقلی و اسلامی باشند، پذيرش آن‌ها اشكالی ندارد، اما اگر مبانی علوم غربی قابل دفاع عقلی و اسلامی نباشد، علاوه بر مبانی، آثار مترتب بر آن‌ها هم نقد می‌شود.


عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) در رابطه با ساحات مختلفی در علوم انسانی كه بايد تحول در آن‌ها رخ دهد، ادامه داد: به دنبال نقد مبانی علوم غربی، نوبت به تقديم مبانی اسلامی و استخراج موضوعات تازه از دل اين مبانی می‌رسد و به دليل‌ اين‌كه علوم انسانی دارای دو ساحت، يعنی مسائل مشترك ميان علوم انسانی و مسائل اختصاصی هريك از علوم است، تحول نيز در اين دو ساحت، يعنی ساحت مشترك ميان همه علوم انسانی و ساحت تخصصی هريك صورت می‌گيرد.







 ابو‌الفضل ساجدی:
كمبود نيرو‌های متخصص، عدم اختصاص سرمايه‌های لازم در اين زمينه و عدم وجود موسسات پژوهشی متمركز در رابطه با اين موضوع، مشكلات اساسی بر سررا تحول در علوم انسانی هستند. بنابراين اگر بخواهيم در اين مسير گام‌های جدی برداريم، بايد مشكلات موجود برطرف شوند

مسئول سابق دبيرخانه انجمن‌های علمی حوزه در ادامه در پاسخ به پرسشی در خصوص ارزيابی روند اتفاقاتی كه در علوم انسانی، چه در گذشته و چه در حال رخ داده است، گفت: به نظر می‌رسد كه ما در هريك از بخش‌های مهم علوم انسانی دچار مشكلات جدی هستيم و‌ در حوزه‌های مهمی، از جمله در ساحت نقد مبانی علوم غربی، در تبيين مبانی اسلامی، در رابطه ميان مبانی نقد شده و مسائل موجود در علوم انسانی غربی، در رابطه ميان مبانی اسلامی با مسائل قابل استخراج از اين مبانی و همچنين در بخش مشترك و نه ساحت اختصاصی علوم انسانی، هيچ‌گونه كار جامعی صورت نگرفته است.


در زمينه علوم انسانی، مسيری فرسايشی را طی می‌كنيم


رئيس قطب فلسفه دين ايران اضافه كرد: در مجموع به نظر می‌رسد در زمينه كار‌های علمی و دانشگاهی، در رابطه با موضوع تحول در علوم انسانی و نقد مبانی علوم انسانی كار‌های اندكی صورت گرفته است، اما در برسی مسائل، كار خاصی صورت نگرفته است و مسئله مهم ديگر اين است كه رويكرد نقدی ما در حزه علوم انسانی، بيشتر از رويكرد توليدی است و آثاری هم كه وجود دارند، بيشتر آثار ترجمه‌شده غربی هستند. تلاش‌هايی كه توسط برخی از مراكز همانند موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و برخی مراكز ديگر صورت گرفته است، هرچند كه گام‌های مثبتی بوده است، اما به اندازه مورد نياز نيست.


حجت‌الاسلام ساجدی در ادامه اين گفت‌و گو در رابطه با افق پيش‌روی علوم انسانی و راهكار‌های مورد نياز برای تحول در علوم انسانی گفت: متاسفانه ما شاهد تلاش‌های لازم در اين مورد نيستيم و در اين زمينه، يك مسير فرسا‌يشی را طی می‌كنيم و هم‌افزايی‌های لازم در انديشه‌ها نيز صورت نگرفته است و مشكلات در اين زمينه بسيار است. افق در صورتی روشن خواهد بود كه نيرو‌ها و متخصصين لازم را در اين زمينه تربيت كنيم. كسانی كه بخواهند در اين مسير حركت كنند، از يك طرف بايد نگاه فلسفی لازم را داشته باشند و از طرفی ديگر بايد سعی كنند در يكی از رشته‌های علوم انسانی صاحب تخصص شوند.


عضو هيئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) در رابطه با مشكلات موجود بر سر راه تحول در علوم انسانی و پيشنهادات لازم برای پيش‌برد اهداف مورد نظر در اين زمينه اظهار كرد: كمبود نيرو‌های متخصص، عدم اختصاص سرمايه‌های لازم در اين زمينه و عدم وجود موسسات پژوهشی متمركز در رابطه با اين موضوع، مشكلات اساسی بر سر راه تحول در علوم انسانی هستند. بنابراين اگر بخواهيم در اين مسير گام‌های جدی برداريم، بايد مشكلات موجود برطرف شوند، مراكز انحصاری و تخصصی در اين باره ايجاد شوند و افرادی كه در اين حوزه‌ها به فعاليت می‌پردازند، كسانی باشند كه توانايی حوزوی و دانشگاهی را با هم داشته باشند و حداقل در يكی از علوم انسانی دارای تخصص باشند.


تعامل مناسب ميان حوزه و دانشگاه؛ راهكار خروج از حالت انتزاعی در علوم انسانی


رئيس قطب فلسفه دين ايران در پايان اين گفت‌وگو اضافه كرد: از نكات مهم ديگری كه بايد به آن‌ها اشاره كرد، اين است كه بايد تعامل مناسب ميان حوزه و دانشگاه صورت گيرد و جلسات مناظره و مباحثات مختلف در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها برگزار شود تا در زمينه علوم انسانی از حالت انتزاعی خارج شويم و به مرحله كاربردی برسيم. در اين‌صورت، فرهنگ جامعه هم اصلاح خواهد شد و در غير اين‌صورت، حركت و وضعيت فعلی منجر به گسترش بيشتر فرهنگ غربی خواهد شد.


ادامه دارد...

captcha