مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) بر لزوم ايجاد فرهنگی سازمان يافته در حوزه اهدای عضو تاكيد و افزود بايد فرهنگی ايجاد شود تا فرد بتواند با فراق خاطر و بدون اينكه شك و شبههای داشته باشد با نظر مرجع تقليد خود اهدای عضو را انجام دهد.
|
| حجتالاسلام و المسلمين عباسعلی واشيان، مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) |
حجتالاسلام و المسلمين عباسعلی واشيان، مدير گروه فقه و حقوق پزشكی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به تبيين مبانی، مسائل و چالشهای موجود مرگ مغزی و پيوند اعضا پرداخت و افزود: مباحث مرتبط با اين مقوله نه تنها حوزه فقه بلكه وزارت بهداشت را نيز درگير خود كرده كه قاعدتا نتيجه آن باعث ايجاد اختلاف فتوا شده كه به واقع مرگ به چه معنا است.
حجتالاسلام واشيان ادامه داد: اگر قرار باشد ما اين موضوع را به شكل يك كار نظاممندی تعريف كنيم كه در نهايت به خروجی هم برسد نياز دارد تا ما تعريف مرگ، مرگ مغز و مرگ مغزی را بدانيم و سپس آنها را با هم مقايسه كنيم، كلمات ياد شده واژههايی است كه بشر ساخته است و اگر به آيات قرآن و روايات رجوع كنيم هر كدام از آنها معنای خاصی برای خود دارد.
مرگ دارای دو بعد جسمانی و روحانی است
وی با بيان اينكه از منظر عامه مردم مرگ فرد به معنای بدرود گفتن زندگی دنيايی است، عنوان كرد: ولی تعريفی كه از نگاه قرآن كريم مطرح است در خصوص حذف ارتباط انسان با جسم خود است، به نوعی مرگ را خلقی از خلق خداوند میداند ممكن است فرد دچار مرگ جسمی شود ولی ارتباط روحانی فرد با خداوند حفظ میشود و تا زمانی كه خداوند امر كند اين زندگی و حيات ادامه پيدا میكند، بنابراين مرگ دارای دو بعد جسمانی و روحانی است.
| عباسعلی واشيان: |
| مبانی، مسائل و چالشهای موجود مرگ مغزی و پيوند اعضا نه تنها حوزه فقه بلكه وزارت بهداشت را نيز درگير خود كرده كه قاعدتا نتيجه آن باعث ايجاد اختلاف فتوا شده كه به واقع مرگ به چه معنا است |
مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) با بيان اينكه مرگ جسمی به منزله جدا شدن روح از بدن است، بيان كرد: اما مرگ روحانی در خصوص شرايطی است كه ارتباط فرد با مبدا خود قطع شود كه با مرگ جسمانی اين اتفاق نمیافتد، حال در همين مرگ جسمانی برخی از افرادی كه قائل به مرگ هستند عنوان میكنند كه قلب بايد از كار بيفتد برخی ديگر تاكيد بر مغز و برخی ديگر معتقدند كه تمامی عناصر زنده بدن بايد از كار بيفتد تا صدق مرگ جاری شود.
وی با تاكيد بر اينكه اختلاف فتواهای موجود نيز به دليل مبانی است كه در حوزه اين تعاريف مطرح است، بيان كرد: به همين دليل زمانی كه در خارج از كشور بيماری را كه مرگ مغزی شده از دستگاه جدا و بيمار ديگری را جايگزين او میكنند مبنايش كاملا متفاوت از مبانی علوم الهی است، اين تفاوت نيز در اين است كه در آنجا مغز را به عنوان اندام و ارگانی میدانند كه همچون ساير اندام بدن اگر به هر دليلی خون رسانی به آن قطع شود دچار مرگ میشود همچون سكته قلبی كه به دليل اينكه خون به قسمتی از قلب نمیرسد قلب از كار میافتد.
مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) افزود: در ارتباطی كه بين مغز با ساير ارگانهای بدن دارد چندين نظر مطرح است، يعنی اينكه مغز همچون ساير دستگاههای بدن جزو بافتهای بدن محسوب میشود و قاعدتا اگر از كار بيفتد بايد صبر كرد تا تمام بافتهای ديگر نيز از كار بيفتد تا نتيجه آن شود كه گويند مرگ كلی در فرد اتفاق افتاده است.
حجتالاسلام و المسلمين واشيان در تكميل اين بخش از سخنان خود گفت: نظر ديگری معتقد است كه مغز جزو اعضای رئيسه است و زمانی كه كاملا از كار میافتد همچون انسانی كه سر از بدنش جدا شده ديگر ساير اعضای بدنش نيز فايدهای ندارد، به همين دليل آنچه كه مورد اختلاف بين عرف عام و متخصص هست اين است كه مردم عادی تصور میكنند فردی كه دچار مرگ مغزی شده است در حال حاضر سالم است در صورتی كه به تشخيص متخصصان مغز و اعصاب مغزی كه دچار مرگ میشود خون رسانی به آن قطع،میشود.
| عباسعلی واشيان: |
| لازم است تا ما تعريف مرگ، مرگ مغز و مرگ مغزی را بدانيم و سپس آنها را با هم مقايسه كنيم، كلمات ياد شده واژههای است كه بشر ساخته است و اگر به آيات قرآن و روايات رجوع كنيم هر كدام از آنها معنای خاصی برای خود دارد |
وی ادامه داد: اگر گوشتی را در فضای آزاد بگذاريد میگندد ولی اگر آن را در چند لايه پلاستيك گذاشته و در داخل فريزر قرار بدهيد ممكن است چند سال نيز باقی بماند، مغز هم چنين حالتی را دارد يعنی در فضای پردهها و جمجمهای كه اطرافش را گرفته باعث میشود ما در ظاهر فساد مغز را نبينيم ولی بعد از چند روز بيماری كه دچار مرگ مغزی شده اگر از نزديك بينی او را بو كنيد بوی تعفن اين مغز به آرامی بروز خواهد كرد.
مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) تصريح كرد: حال چنين عضو رئيسه كه عنوان مغز را گرفته به هر دليلی كه همچون لختهای كه خون رسانی به مغز را مختل كرده و امكان برداشت آن نيست و يا بسته شدن رگی كه باعث میشود خون به اين مغز نرسد، زمانی كه اين مغز از كارايی بيفتد در واقع سيستم كنترل و فرماندهی مغز كاملا مختل میشود به طبع فردی كه مغز ندارد قاعدتا عنوان انسان زنده به او صدق نمیكند.
حجتالاسلام و المسلمين واشيان ادامه داد: مبانی ديگر انسان را يك حيوان تكامل يافته در نظر میگيرد و كاری ندارد كه اين انسان روحش از بدنش جدا میشود و مربوط به عالمهای ديگر است، در نقد اين مبانی درست است كه انسان حيوان تكامل يافته ظاهری است ولی به دور از عقل و خرد است كه ما بگوييم با وجود اينكه اين عالم دنيايی است تاكيد كنيم كه همه چيز به اين دنيا ختم میشود، بنابراين فرد را به همان راحتی تا دچار اختلالات مغزی شد به سرعت از دستگاه جدا كنيم در حالی كه نياز است اطمينان و يقين پيدا كنيم كه واقعا مرگ مغزی برای او اتفاق افتاده است.
وی تصريح كرد: به همين دليل در برخی از كشورها همچون هلند برای اينكه شيرازه اجتماع و بنيانهای جامعه و پايههای خانواده حفظ شود عنوان میكنند كه بلافاصله اين فرد را از دستگاه جدا نكنيد و كسی حق ندارد تعرضی به اين فرد داشته باشد مگر اينكه صدق قطعی مرگ برای او اتفاق افتاده باشد.
| عباسعلی واشيان: |
| نيازمند به فرهنگ سازی اهدای عضو هستيم تا فرد بتواند با فراق خاطر و بدون اينكه شك و شبههای داشته باشد با نظر مرجع تقليد خود اهدای عضو را انجام دهد تا بسياری از افراد بتوانند نجات پيدا كنند |
مدير گروه فقه و حقوق پزشكی جامعه المصطفی(ص) تاكيد كرد: يا در بحث پيوند اعضا اگر مرگ مغزی مطرح باشد برخی مسيحيان معتقدند تا لحظهای كه قطع حيات اتفاق نيفتاده است ما نمیتوانيم اين خدمات را از او بگيريم و بايد تا آخرين لحظه اين خدمات ادامه پيدا كند.
حجتالاسلام واشيان در بخش ديگری از سخنان خود عنوان كرد: مبانی ديگری نيز وجود دارد كه انسان را موجودی مختار فرض كرده ولی آيا اين اختيار به اين حد هست كه خود فرد تا در مورد خود وصيت كند كه اعضای من را به فروش برسانيد يا خير، اگر ما با ديدگاه الهی كه داريم و از آيات و روايات استفاده میكنيم انسان را موجودی الهی فرض كنيم اين ارتباط بين جسم و روحش را عاملی قرار نمیدهيم برای اينكه فرد را محدود كنيم در اينكه سلطنت بر اعضای خود نداشته باشد يا اينكه نتواند وصيت و يا اعضا خود را اهدا كند يعنی اينكه ادامه حيات يك انسان وابسته به جسمش نيست و روح اوست كه مصداقی برای ادامه زندگی او قرار میگيرد.
وی بيان كرد: بنابراين با همين مبانی میتواند وارد نظريات شد و اصول و قواعدی كه برای ديدگاه آخر كه ديدگاه الهی هست مطرح كرد تا خروجيش باعث رفع بسياری از چالشها باشد، فهم عرف عمومی، متخصص و عدله نسبت به اين موضوع منجر به اين شده كه افراد ديدگاههای مختلفی راجع به اين مسئله داشته باشند، بنابراين بهترين شكل اين است كه يك فرهنگ سازمان يافتهای در جامعه اتفاق بيفتد كه اين اختلافات را به اين شكل در ذهن خود نداشته باشد، به تعبيری نيازمند به فرهنگ سازی اهدای عضو هستيم تا فرد بتواند با فراق خاطر و بدون اينكه شك و شبههای داشته باشد با نظر مرجع تقليد خود اهدای عضو را انجام دهد تا بسياری از افراد بتوانند نجات پيدا كنند.
ادامه دارد....