کد خبر: 1304136
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۹
بررسی تبعات مميزی كتب قرآنی و دينی پس از انتشار/ 13

آيا مميزی كتاب با آزادی بيان تباينی دارد؟

مميزی به هيچ طريق به اصل آزادی بيان و آزادی‎های انسانی خدشه‎ای وارد نمی‎كند كه هيچ، بلكه خود به طريقی ضامن عبوديتی است كه اسلام بر آن تأكيد دارد.









مميزی كتاب پيش از انتشار مسئله جديدی نيست. اين موضوع به لحاظ فنی از بدو انجام، موافقان و مخالفانی داشته است و در حوزه كتاب و چاپ آن از جمله موضوعات پرحاشيه و قديمی محسوب می‌شود. از سويی هميشه ناشران به كندی روند مميزی اعتراض داشتند و اين مسئله را باعث تضرر خود می‌دانستند.


از سويی نيز متوليان ارشاد هميشه دلايلی بر ضرورت انجام مميزی و بايدهای آن بيان می‌كردند. اين كشمكش‌ها و گفت‌وگو‌ها هميشه بين اين دو سوی ناظر و عامل حوزه نشر جاری بوده است كه با انتخاب وزير جديد در دولت يازدهم و اظهارات وی در بدو انتصاب وارد فاز جديدی شد. در ميان اظهارنظرهای بيان شده از سوی شخصيت‌های مختلف فرهنگی، توجه به آراء و نظرات برخی ناشران از اهميت بيشتری برخوردار است.


سخنان وزیر ارشاد


اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد سابق در آخرين روزهای كاری نيز خالی از لطف نيست؛ سيدمحمد حسينی در اين باره اظهار كرد: «بايد تكليف برخی كتاب‌های معطل مانده در اداره كتاب وزارت ارشاد روشن شود. قرار شده دوستان ما در اداره كتاب با همتی مضاعف برخی از كتاب‌هايی را كه بلاتكليف مانده بودند، تعيين تكليف كنند تا ما در پايان دوره كاری خود، كار زمين‌مانده‌ای نداشته باشيم.


صدور مجوز بايد اين‌گونه باشد كه كتاب‌ها در يك روز، نهايتاً يك هفته و حداكثر 45 روز تعيين تكليف شوند كه اين موضوع كمك ناشران و نويسندگان را نيز می‌طلبد.


در بحث صدور مجوز كتاب نمی‌توانيم مرز‌های اعتقادی، اخلاقی و منافع ملی را ناديده بگيريم، چون گاهی حتی يك جمله و جابجايی يك كلمه می‌تواند تبعات زيادی به دنبال داشته باشد. بنابراين بايد حساسيت‌ها را در نظر گرفت؛ آزادی بيان در جای خود، اما بايد حرمت افكار، انديشه، حقايق و اقشار مختلف جامعه را مورد نظر داشته باشيم.»


ماده 9 قانون ضوابط نشر كتاب


تا اينجا متوجه شديم كه وزير سابق هم از وضعيت راضی نيست و نقطه نظراتی دارد، اما اينكه صحيح كدام است را بايد جای ديگر جست‌و‌جو كرد. طبق ماده 9 قانون ضوابط نشر كتاب مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (مصوبه 660؛ مورخ 24/1/ 89؛ كه در تاريخ 89/2/3 ابلاغ شده است) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است با تشكيل كميته‌های تخصصی، همه كتاب‌ها را قبل از چاپ، بررسی كند و اين آثار تنها در صورت نداشتن موارد خلاف قانون و دريافت مجوز رسمی از وزارت ارشاد می‌توانند منتشر شوند.


از سويی نيز عده‎ای از اهالی فرهنگ و ادب اعتفاد دارند كه همانطور كه در دوره‎ای، مميزی پيش از چاپ كتاب تبديل به نظارت پس از چاپ شد، در صورت لغو مميزی كتاب، انحراف و انحطاطی در حوزه فرهنگ و ادب رخ نمی‎دهد.


مميزی پيش از چاپ را در اين دوره هشت ساله‌‌ای كه پشت سر گذاشتيم خيلی جدی گرفتيم، در حالی كه مميزی بعد از چاپ و به عبارتی نظارت پس از چاپ را به شكل كامل رها كرده‌ بوديم؛ در سال‌های خيلی دور، شاهد برخورد دوگانه هستيم؛ در حالی كه هر دو رسانه مكتوب هستند و با فكر جامعه سر و كار دارند.


اتفاقی كه می‌افتد آن است كه در حوزه مطبوعات با آن شمارگان بالا به خبرنگار و مدير مسئول اعتماد می‌شود و پس از انتشار اگر كسی شكايتی داشته باشد، برابر قانون با آن برخورد می‌‌شود؛ اما در حوزه كتاب، حتی برای چاپ دويست جلد از يك كتاب هيچ اعتمادی به ناشر و مؤلف وجود ندارد.


تفاوت مسئولیت چاپ مطالب در رسانه‌ها و کتاب


در حالی كه اگر كسی در مطبوعات به خطا و كذب مطلبی را نشر دهد، خود نگارنده مسئول است و پاسخگو؛ در مورد كتاب نيز با اين توجيه كه اثر، از فيلتر مميزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گذشته است، نويسنده و ناشر از زير بار مسئوليت شانه خالی می‌كنند و می‌گويند كه اگر شكايتی داريد به ارشاد مراجعه كنيد، چون آنها مجوز داده‌اند.


بايد حد و مرزی بسيار شفاف و به دور از هر گونه اعمال سليقه، برای ناشران در حوزه مميزی ايجاد شود، البته بايد در اين دستورالعمل ضررهای متوجه ناشر نيز مورد نظر واقع شود و برای اين موضوع شايد نياز باشد قوانين مربوط به نشر كه خيلی هم قديمی هستند، اصلاح شود.


تا اين بخش از نوشته‎ نلاش كرديم به موضوع مميزی از زوايای گوناگون بپردازيم، اما نكته اساسی در اين ميان سودجويی عده‎ای به ظاهر كارشناس برای سوء استقاده از شلوغی بازار اظهار نظرها است. اين عده تلاش دارند تا مميزی كتاب را بهانه‎ای برای كنترل آزادی بيان كنند.


در اين راستا، شهيد سيدمرتضی آوينی، سيد شهيدان اهل قلم چنين گفته است كه «در اين ميان‎ اولاً بايد مرزها را مشخص كرد و بايد دانست كه آزادی بيان چيست و كجا به حدود آن تجاوز می‎شود. يكی از اظهارات فريبنده‏ای كه بسيار شنيده می‏شود اين است كه: «عقيده هر كس برای خودش محترم است». از آنجا كه امروز در سراسر جهان حاكميت با فرهنگ و نظام ارزشی «غرب» است، اين گفته به صورت يك اصل محكم لايتغير و معياری مطلق مطرح می‏شود كه واجب‌الاتّباع است و جای هيچ‎گونه ترديدی در آن وجود ندارد. امّا براستی آيا «عقيده هر كس برای خودش محترم است»؟ آيا هر كس اجازه دارد كه هر عقيده‏ای داشته باشد و هيچ حقّ اعتراضی نيز نسبت به او وجود ندارد؟


تأثیر اصول دموکراسی


پيش از بحث در اطراف حقيقت و بطلان اين نظر، بايد گفت كه اين اصل از اركان اصلی نظامِ ارزشی خاصّی برخوردار است كه حكومت «دموكراسی» بر آن بنا شده است و متأسّفانه در اين عصر، از آنجا كه همه كره زمين در تسخير تمدّن معاصر غرب قرار دارد، نه تنها تا پيش از پيروزی انقلاب اسلامی هيچ كس جرأت و قدرت مخالفت با اين معنا را در خود نمی‏يافت، بلكه «اصول دموكراسی» بمثابه معيارهای مطلقی بود كه همه فرهنگ‏ها و مكاتب غيرغربی را با آن می‏سنجيدند و اين گونه، «تمدّن غرب» و نظام ارزشی متناسب با آن، امروزه از «اصالتی» برخوردار است كه پيش از «رنسانس» از آنِ «كليسا» بود.


«خودباختگی» بشر امروز تا آنجاست كه حتّی در منطقه اسلامی و بعضاً در ايران، به ويژه در نزد روشنفكران و تحصيل كرده‏های دانشگاه، احكام اسلام تا آنجا اعتبار دارد كه با «معيارهای مطلق تمدّن معاصر غرب» مخالفتی نداشته باشد و چه بسا كه عدّه‏ای از متفكران نيز از سر خودباختگی و شيفتگی نسبت به تمدّن معاصر غرب، به تبيين معارف اسلام براساس دستاوردهای تجربی و حتّی به انطباق «آيات قرآنی» با «محصولات تكنيكی» تمدّن مغرب پرداخته‏اند.


البته در همين جا بايد گفت كه اسلام تنها خطر جدّی و حتمی است كه پايه‏های اعتقادی تمدّن شيطانی معاصر بشر را تهديد می‏كند و اكنون، مقابله و معارضه اساسی و ريشه‏ای آغاز شده است، تا آنجا كه در همه دنيا و حتّی برخی كشورهای اسلامی - طرفداران انقلاب اسلامی و پيروان حضرت امام، امّت را «بنيادگرا» می‏نامند. البته ما می‏دانيم كه انقلاب اسلامی نهايتاً تحقق همان حقيقتی است كه در هزار و چهارصد سال قبل، نهضت اسلامی صدر اوّل را نتيجه داده است.


تبیین آزادی عقیده در غرب


«آزادی عقيده» از اركان «ايدئولوژيك» نظام‌های سياسی غربی است. آن «آزادی» كه در فرهنگ غرب مورد ستايش قرار گرفته است، «عين اسارت» است؛ «اسارت» در غل و زنجيرهای سنگين و پر رنج غرايز و اميال حيوانی، «اسارت» در زندان پرفريب «دنيا». آن آزادی به معنای قبول «بندگی غيرخدا» است و قائل شدن به استقلال ذاتی برای اسباب و علل.


بيان قرآن درباره «عبوديت» ناظر بر اين معنای دقيق است كه «عبوديت» برای «انسان»، «نيازی فطری» است و انسان، اگر «تسليم عبوديتِ اللَّه» نگردد، بنده هوای نفس خويش خواهد شد و شق سوّمی وجود ندارد: «اَفَرَاَيتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَويهُ وَاَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی‏ عِلْمٍ و خَتَمَ عَلی‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلی‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يهديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ اَفَلا تَذَكَّرون؛ (ای رسول ما) می‏نگری آنرا كه هوای نفسش را خدای خود قرار داده و خدا او را دانسته (پس از اتمام حجت) گمراه ساخت و مُهر بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت كشيده، پس او را بعد از خدا ديگر كه هدايتش خواهد كرد؟ آيا متذكّر اين معنی نمی‏شويد؟»


در اينجا به موضوع اصلی بحث كه همان مميزی پيش از چاپ است باز می‎گرديم و اين بار با اطمينان بيشتری نسبت قبل می‎گوييم كه مميزی به هيچ طريق به اصل آزادی بيان و آزادی‎های انسانی خدشه‎ای وارد نمی‎كند و خود به طريقی ضامن عبوديت حقيقی محسوب می‎شود.


در تلاشی ديگر برای بيان اهميت، مثال مقابل را مورد نظر داشته باشيد، به بهانه آزادی بيان و انديشه؛ شخصی به ترويج افكار ظاله بپردازد و عده‎ای را منحرف كرده، فرقه‎ای تأسيس كند. حال چه بايد كرد؟ هزينه كنترل اين فرقه چند صد برابر توقيف كتاب، پيش از توزيع آن است؟ چطور است كه تا خبر شيوع آنفولانزای مرغی در چين منتشر می‎شود، در ايران پيش‎گيری‌ها آغاز می‎شود، اما واكنش‌ها نسبت به فكر انحرافی با تسامح همراه است.

captcha