4 آبانماه سال 65، معاون اول نخست وزير عراق از كشورهای غربی درخواست كرد كه برای جلوگيری از حملات ايران به تأسيسات عراق، اقدام كنند؛ در اين راستا هواپيماهای دشمن به فضای باختران تجاوز كردند و در كرمان، بندرعباس و زاهدان وضعيت قرمز اعلام شد.
در 21 بهمن سال 64، ايران در يك اقدام سريع، شبهجزيره فاو در دهانه اروندرود را در كمتر از 24 ساعت تسخير كرد. دولت عراق كه نگران تأثير منفی اين شكست در روحيه سربازان بود، با حملههای سنگين برای خارج كردن آن از تصرف نيروهای ايران به كوششی نافرجام دست زد و سرانجام، همراه با اتحاديه عرب، پيگيری موضوع را از شورای امنيت خواستار شد كه به صدور قطعنامه 582 (5 اسفند 1364) انجاميد.
در اين قطعنامه كه جنبه توصيهای داشت، بار ديگر از تشديد حملات به مناطق غير نظامی، حمله به كشتیهای بیطرف و هواپيماهای كشوری و استفاده از سلاحهای شيميايی ابراز تأسف و از طرفين خواسته شد آتشبس را رعايت و مبادله جامع اسيران را آغاز كنند و همه جنبههای منازعه را با ميانجيگری حل و فصل كنند.
وزارت امور خارجه ايران در واكنش به قطعنامه 582، با انتشار بيانيهای، نظر شورای امنيت را درباره جنگ و نيز خاتمه مناقشه، ناقص و بیاعتبار و غيرقابل اجرا دانست و در برابر، عراق اعلام كرد كه چنانچه ايران قطعنامه 582 را رسماً و بدون هر گونه شرطی قبول و اجرا كند، عراق نيز آماده است آن را اجرا كند.
اما جمهوری اسلامی ايران، به استناد دلايل پيشين، از پذيرش قطعنامه امتناع كرد. در اين ميان، استمرار و تشديد كاربرد سلاحهای شيميايی توسط عراق به اندازهای بود كه شورای امنيت پس از ملاحظه گزارش هيئت اعزامی، مأمور معاينه از مصدومانِ ناشی از كاربرد بمبهای شيميايی كه در بيمارستانهای اروپا بستری بودند در 2 فروردين سال 65 بيانيهای در محكوميت عراق صادر كرد و آن را ناقض صريح پروتكل شماره 1925/ 1304 ژنو دانست.
16 مهر سال 65، قطعنامه 588 صادر شد
بار ديگر در 16 مهر سال 65، در پی گزارش صريح كارشناسان اعزامی دبيركل از كاربرد سلاح شيميايی توسط عراق، شورا، قطعنامه 588 را به اتفاق آراء صادر كرد و در آن، دو كشور را به اجرای كامل و بیدرنگ قطعنامه 582 فرا خواند.
دولت ايران، اين قطعنامه را كه عنوان آن، همچنان «وضعيت ميان ايران و عراق» بود، صرفاً نوعی تهديد تلقی كرد و لحن آن را جهتگيرانه و به زيان ايران ارزيابی كرد. اين بار نيز عراق موافقت خود را اعلام كرد و فقط درباره موفقيت طرح 8 مادّهای دبيركل ابراز بدبينی كرد.
در جلسه قرارگاه خاتمالانبياء(ص) اقدامات آمادهسازی منطقه عمليات بزرگ آينده، اوضاع جوّی منطقه و عوارض آن و همچنين طرح مانور يگانها، وضعيت نيرو، آموزش، اقدامات شناسايی و مهندسی و مشكلات آن مورد بررسی قرار گرفت.
در 4 آبان سال 65 عمليات ايذايی فتح 2 در عمق خاك عراق اجرا شد و به نيروگاه دوكان و انهدام چند مركز نظامی و اداری دشمن در دوكان، خسارات جدی وارد شد. همچنين مجاهدين مسلمان عراقی بخشهايی از تأسيسات سدّ داميرقاپو در شرق كركوك را منهدم كردند.
معاون اول نخست وزير عراق از كشورهای غربی درخواست كرد كه برای جلوگيری از حملات ايران به تأسيسات عراق، اقدام كنند؛ به همين منظور هواپيماهای دشمن به فضای باختران تجاوز كردند و در كرمان، بندرعباس و زاهدان وضعيت قرمز اعلام شد.
همزمان با 12 آبان 65، مك فارلين وارد تهران شد
چگونگی شكلگيری و تصويب و پذيرش قطعنامه 598 در سال 65 يك رويداد مهم بود كه سبب شد تا سياستهای آمريكا بيش از پيش به عراق متمايل و تنش در مناسبات آمريكا و ايران تشديد شود.
دولت آمريكا كه از سال 62 تحريم فروش تسليحات به ايران را تشديد كرده بود، به اميد وساطت ايران برای آزادی هفت گروگان آمريكايی كه در بازداشت جهاد اسلامی لبنان بودند، تصميم به فروش مخفيانه سلاح به ايران گرفت و در 12 آبان 65، مك فارلين، رئيس شورای امنيت ملی آمريكا، در رأس هيئتی وارد تهران شد.
افشای خبر اين سفر انتقاد شديد كشورهای متحد آمريكا را در پی داشت، به گونهای كه آمريكا برای جلب اعتماد، آشكارا تا پايان جنگ، سياست حمايت از عراق را در پيش گرفت.
در 16 دی سال 65، نيروهای ايرانی، طبق يك برنامهريزی دقيق نظامی به اطراف بصره رسيدند. احتمال سقوط بصره و پيروزی ايران تقويت شد و اين باور پديد آمد كه موازنه نظامی در صحنه نبرد به نفع ايران تغيير كرده است.
نگرانی قدرتهای بزرگ و كشورهای عربی، آنها را به اين نتيجه رساند كه تنها راه پايان دادن به جنگ، تلاش مشترك آمريكا و شوروی در چارچوب همكاری بينالمللی است؛ حتی عراق نيز خواستار آن شد كه قدرتهای بزرگ چارهای برای پايان جنگ بينديشند.
بدينسان در اين مقطع از جنگ، يك بار ديگر بر اثر تحولات صحنه نبرد، سياست قدرتهای بزرگ تغيير كرد. اين بار، پايان دادن به جنگ مورد نظر بود و جلوگيری از پيروزی ايران برای همه قدرتها امری جدّی بود، زيرا اقدام ايران در منطقهای به وقوع پيوست كه نقطه قوّت ارتش عراق محسوب میشد و بعد از شَلَمچه، احتمال سقوط خطوط دفاعی ديگر، چندان دشوار به نظر نمیرسيد.