کد خبر: 1316849
تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۹

کربلا؛ سراسر صحنه لبخند مهربان خدا

گروه اجتماعی: زنان و مردانی از جنس یقین و شعور با ذکر «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» به میدانی پا می‌گذارند که از آغاز تا به انتها نمایانگر لبخند مهربان خداست و حضرت عشق دلیل خلقت را به آسمانیان و زمینیان اثبات می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، سال 60 قمری و در پایان موسم حج ابراهیمی، حج‌گزاران به آغوش خانواده بازگشتند اما خداوند سبحان آغوش خود را به روی حسین‌ بن علی(ع) و خاندان و یارانش گشود؛ گشودنی در تأیید «هل من ناصر ینصرنی».

با «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» کاروان کمال راهی سرزمین خون، آتش و ظلم و باطن بهشت برین شد تا عاشقی کردن را به بشریت بیاموزد. عشق و عرفان با آنان معنا یافت و حسین‌بن علی(ع) در کربلا بدون احرام حج کرد.

کاروان به راه می‌افتد تا بهشت را به بهای خون به دست آورد، انسان‌های حاضر در کربلا بندگی با گدایی نمی‌کنند، بندگی به شرط بهشت نمی‌کنند؛ بندگی به شرط خدا و کمال می‌کنند. کمال بشری در صحنه کربلا معنا یافت. زر و زیور دنیا را در طبق اخلاص گذاشتند و به خداوند رحمن تقدیم کردند.

خداوند بلند مرتبه پاسخگویی به «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمون؛ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آیا در آن کسى را مى‏گمارى که در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آنکه ما با ستایش تو [تو را] تنزیه می‌کنیم و به تقدیست می‌پردازیم فرمود من چیزى مى‏دانم که شما نمی‌دانید»، (بقره/ 30) را موکول به ظهر عاشورا کرد تا آن‌ها به حقیقت ببینند دلیل آفرینش بشر را.

و فرشتگان دیدند، عینیت‌بخش حقیقی سنت الهی و منش خداوندی را در وجود ثارالله و حسین خون خدا شد تا هرگز نمیرد.

همه کائنات زمین و آسمان شرمسار از روی ندای بلند هیهات من الذله ذبیح‌الله است؛ چراکه ذلت و خواری انسانی در سیره حسین(ع) به مسلخ کشیده شد تا همه بشریت بدانند که کرامت انسانی سر فرود آوردن در برابر هیچ جسم خاکی را برنمی‌تابد.

حضور در نبردی که خویشتن بشری به پایان خون‌بار آن آگاه است از منظر دنیاپرستان و در چشم بشر عادی دیوانگی است اما عقل و دلی که با حضرت عشق گره خورد حضور در هر میدانی را بر خود هموار و واجب می‌پندارد.

و سیدالشهدا(ع) به مقصد رسانید «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ»، (اعراف/ 172).

حسین‌بن علی(ع) هدف خلقت را با حضور در میدان کربلا به انسانیت ثابت کرد؛ «عبودیت و کمال بشری». امام حسین(ع) از لحظه حرکت به‌سوی کربلا تا شهادت سر بر شانه‌های الله جل جلاله داشت. گرمای دستان الهی را بر پشت خود حس می‌کرد و علی اصغر(ع) را به دستان خدا سپرد و لبخند مهربان خدا را دید و در میدان کارزار به جنگ ظالمان بی‌دین شتافت و بهای خون او در کربلا خود خدا بود. 

تاریخ بشر صفحات افتخارآمیز اندکی دارد و اگر واقعه کربلا نمی‌بود بشر به کدام هدف خود برای خدا افتخار می‌کرد؟

حسین، اوست که خدا به هنگام خلقتش آیه فتبارک‌الله را بلندتر خواند و عبودیت و بندگی با حسین بن علی معنای تمام یافت.

رمز قرآن از حسین آموختیم

ز آتش او شعله‌ها اندوختیم

خلاصه کردن حماسه بلند کربلا در «عطش» و چشم‌بستن بر پیام‌های انسان‌ساز و زیبایی‌های متعالی و شگفت این نهضت بزرگ، ستمی بزرگ بر خاندان رسالت است. تحقیق و جستجو در پیام‌های این واقعه حماسی حقیقی به بشر برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت کمک می‌کند.

سیما محسنی

captcha