
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، وقتی به منکری بر میخوریم، آیا میتوانیم هرطور که دوست داریم طرف مقابل را از آن نهی کنیم؟ شدت و ضعف نهی ما باید به چه اندازهای باشد؟ آیا نباید بین خطای انجام شده و امر و نهی ما تناسب باشد؟ آیا اگر افراط و تفریط کنیم، معروف و منکر رعایت خواهد شد؟
باید دقت کنیم که امر و نهی ما در اجرای این فریضه، نسبت به چه معروف و منکری واقع میشود و ترک معروف یا انجام منکر، در چه حدی و از چه کسی سر زده است، تا تناسب رعایت شود.
اگر ما بتوانیم با کمترین رفتار یا گفتار به این هدف دست یابیم، باید به همان اندازه بسنده کنیم و وارد مراتب شدیدتر نشویم و اگر منکر خیلی زشت است نباید به مراتب ابتدایی اکتفا کنیم. زیرا ممکن است شدت عمل و یا ضعف عمل نابهجا، خود تبدیل به آسیب اجتماعی شود و امر به معروف یا نهی از منکر، در عمل نتیجهای وارونه داشته باشد، به همین دلیل در اسلام حدود این مراتب به طور دقیق بیان شده است.
مرحله قلبی امر به معروف و نهی از منکر
انسانها بطور طبیعی با دیدن کار خوب در دل خود، خوشحال شده و با دیدن کار بد ناراحت میشوند؛ ممکن است بعضی دیگر آن را مخفی کنند، اما اگرترک معروف یا انجام منکری را مشاهده کردیم، در مرحله اول باید ناراحتی خود را نسبت به آن ابراز کنیم و این کار میتواند نمادی از دوری کردن باشد.
بیان امام خمینی(ره) درباره این مرحله این است که: در صورت احتمال تاثیر و رفع منکر، واجب است که به مرتبه (اول) که ذکر شد اکتفا شود و همچنین در همان مرتبه اول واجب است که به درجه ضعیفتر اکتفا گردد و اگر اثر نکرد به درجه بعدی منتقل میشود و انکارش را از مختصر شروع کند و اگر تاثیر نگذاشت مقداری بیشتر کند.
مرحله زبانی فریضه امر به معروف و نهی از منکر
باید با بیان خود و با گفتوگو گو کاری کنیم تا فرد خطاکار از کار اشتباه خود دست بردارد. مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: «عاملی که جامعه را اصلاح میکند، همین نهی از منکر زبانی است».
امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: «اگر احتمال دهد که با موعظه و ارشاد و گفتار نرم، مقصود حاصل میشود، همان واجب است و تعدی از آن جایز نیست».
شرایط بیان خوب
اول اینکه کلام باید متین و منطقی باشد نه مغالطهآمیز، بیحساب و بیهوده که طرف مقابل را سر در گم کرده و به سر کشی وا دارد. مقام معظم رهبری میفرمایند: «قرآن میفرماید: ادع الی سبیل ربک بالحکمه (نحل ۱۲۵) حکمت، حکمت، حکمت. اندیشه مستحکم را تعبیر به حکمت میکنند. حکمت، که انبیاء به آن ممتازند و از آن بندگان برگزیده و صالح است، همان فکر مستحکمی است که هیچ ابراز عقلانی نمیتواند آن را نفی کند و از بین ببرد.... هیچ منکری هیچ مغرضی هیچ معاندی نمیتواند در ردّ آنها بکوشد.»
دوم اینکه نباید خشن، زننده و همراه با بد اخلاقی باشد. رعایت ملایمت نرمی در کلام، همراه با مردم داری باعث میشود تا بیان ما در دل انسانها بنشیند و امر الهی را با جان خود پذیرا باشد. سوم اینکه با نرمی و ملایمت نباید به جایی برسد که حالت امر و نهی از بین برود. دستور دین به ما، امر و نهی است نه مماشات و خواهش و تمنا. لازم است در عین ملاطفت حالت آمرانه را از دست ندهیم زیرا فرد خاطی، مرتکب خطا شده و باید از او مطالبه شود که خطای خود را رها کند و طلب جز با امر یا نهی ممکن نیست. بیان مقام معظم رهبری مرز بین التماس کردن و امر ونهی را به زیبایی روشن میسازد: «طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند، حتی اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید به او امر کنید، طرف، هر کسی هست بنده که طلبه حقیری هستم از بنده مهمتر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار میگیرد.»
مرحله عمل
گاهی طرف در درجهای است که نه اعراض و هجران ما تاثیری بر او میگذارد و نه میتوانیم با منطق و بیان و تشریح مطلب، او را از منکر باز داریم، بلکه وارد عمل شویم. البته مرحله عملی امر به معروف و نهی از منکر در حکومت اسلامی بر عهده دستگاههای حکومتی است و دیگران نمیتوانند به عنوان امر به معروف و نهی از منکر دست به اقدامات عملی بزنند زیرا این کار نیاز به حدود شرعی دارد و تشخیص و اجرای این حدود بر عهده افراد متخصص میباشد که از طرف حاکم شرع و ولی فقیه در جامعه اسلامی تعیین میشوند. زیرا در غیر این صورت هرج و مرج و بینظمی و آشوب جامعه را فراخواهد گرفت و سود جویان به بهانه امر به معروف و نهی از منکر به جان و ناموس و مال مردم دست درازی خواهند کرد.