کد خبر: 1344260
تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۱
یادداشت وارده؛

شهید مفتح حلقه اتصال در وحدت ماندگار حوزه و دانشگاه

گروه اندیشه: در شرایطی که انقلاب اسلامی گسست عظیمی را در میان دانشگاه و حوزه حس می‌کرد، مفتح حلقه اتصالی شد تا این گسست را به پیوندی ماندگار تبدیل کند.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قز وین، دکتر مفتح، سال 1307 در همدان و در خانواده‌ای روحانی متولد شد. از کودکی در محضر پدر بزرگوارش به فراگیری ادبیات و از هفت سالگی به تحصیل دروس ابتدایی پرداخت. بعد از آن برای فراگیری معارف اسلامی به مدرسه آخوند ملاعلی رفت و پس از مدتی به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد و از محضر بزرگانی چون آیت الله سیدمحمد کوه کمری، آیت الله بروجردی، آیت الله محقق، علامه طباطبایی و امام خمینی(ره) بهره برد تا این که خود، استادی بزرگ شد سپس پا به عرصه دانشگاه گذاشت و همان‌طور که در حوزه علمیه به درجه اجتهاد رسیده بود، در دانشگاه نیز موفق به اخذ درجه دکترا شد.



پس از تبعید امام محدودیت فعالیت‌های تبلیغی در سال های پس از تبعید، آیت‌الله مفتح را مجبور کرد راه جدیدی برای انجام فعالیت‌های خود در پیش گیرد و با سفر به خوزستان، سعی در افشای ماهیت رژیم شاهنشاهی و شناساندن نهضت امام خمینی به مردم داشت.ساواک که با دستگیری‌های متعدد و ممنوع‌المنبر کردن ایشان، نتوانسته بود کاری از پیش ببرد، ورود ایشان را به شهرهای خوزستان ممنوع اعلام کرد.



محبوبیت و مقبولیت ایشان در بین طلاب و دانش آموزان آن منطقه باعث شد او را از آموزش و پرورش، اخراج و در سال 1347 به نواحی بدآب و هوای جنوبی ایران تبعید کنند پس از اتمام مدت تبعید نیز از بازگشت او به قم جلوگیری کردند که به ناچار مجبور به اقامت در تهران شد.



در این زمان دانشکده الهیات از وی دعوت به همکاری کرد و او فعالیت های آموزشی خود را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی آغاز کرد.در تهران علاوه بر تدریس در دانشکده و گسترش زمینه های همکاری با شهید مطهری، به اقامه نماز جماعت در مسجد دانشگاه تهران همت گماشت.



نماز عید فطر؛ نقطه عطفی در حرکت انقلاب



در رمضان سال 1357 نهضت مردم به رهبری امام خمینی به اوج خود رسیده بود و مبارزات شهید مفتح همچنان ادامه داشت. در عید فطر همان سال با برگزاری نماز پرشکوه عید فطر در قیطریه که با استقبال بی نظیر مردم تهران روبه رو شد، ارکان رژیم پهلوی را به لرزه درآورد.



او در خطبه های نماز، برای نخستین بار نام امام را آشکارا بر زبان جاری و بر رهبری امام تأکید کرد.



برگزاری نخستین تظاهرات گسترده مردم تهران بعد از اقامه نماز عید فطر، زمینه ساز راهپیمایی های بعدی شد. راهپیمایی روز پنج شنبه شانزده شهریور 1357 در ادامه تظاهرات روز عید فطر، دومین حرکت گسترده مردم تهران بود.



در این روز، راه پیمایی بزرگی بر ضد رژیم انجام گرفت که خود مقدمه راهپیمایی هفده شهریور و جمعه خونین شد که روند حرکت انقلاب را برای سرنگونی سلطنت پهلوی تندتر کرد.



پس از انقلاب



کوشش های شبانه روزی استاد مفتح، پس از انقلاب با شدتی بیشتر دنبال شد، لیاقت و جدیت و کاردانی ایشان ناشی از ایمان و اعتقاد عمیقشان به انقلاب اسلامی بود.



وی علاوه بر عضویت در شورای انقلاب با درخواست دانشجویان دانشکده الهیات و بعد از مشورت با استاد مطهری سرپرست دانشکده الهیات شدند و علاوه بر این سرپرستی کمیته منطقه ۴ تهران نیز برعهده وی بود.



دکتر مفتح در ادامه سالیان دراز کوشش و تلاش برای وحدت فیضیه و دانشگاه که اسلام بر جامعه حاکم و کشور تحت رهبریهای حضرت امام به پیش می رفت به کوشش خود در این زمینه افزود. در سالگرد شهادت آیت الله حاج سیدمصطفی خمینی اقدام به تشکیل سمینار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشکده الهیات نمود که این اولین سمیناری بود که تحت این عنوان برگزار می شد.



شهادت



دکتر مفتح در ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی ضاربین بشدت زخمی شد و معالجات در بیمارستان اثری نبخشید. ایشان حدود ساعت ۲ بعد از ظهر همان روز به شهادت رسید. یادش گرامی باد.



شهید آیت الله دکتر مفتح در کلام بزرگان



حضرت آیت الله‎العظمی الامام خامنه‌ای



ارتباط گیری با نسل جوان و دانشجویان



مرحوم شهید مفتح، علاوه بر اینکه یک روحانی برجسته و فداکار و روشن فکر و آشنا به نیاز زمان بود، خصوصیتی داشت که در تعداد معدودی از فضلای آن زمان این خصوصیت وجود داشت و آن قدرت  ار تباط گیری با نسل جوانو دانشجویان و کسانی که مایل بودندپیام دین را با زبان روزاز یک روحانی و یک عالم دین بشنود، بود.  



تصادفی هم نیست که روز اتحاد دانشجو و روحانی، یا حوزه و دانشگاه، روز شهادت ایشان قرار داده شده است؛ چون انصافاً حلقه وصلی بود متناسب با چنین خصوصیتی. خدای متعال پاداش این شهید عزیز را داد و آن شهادت بود.



آیت الله جعفر سبحانی



عزت روحانیت



مرحوم آیت الله مفتح انسان وارسته ای بود و ما قریب 40 سال با ایشان زندگی کردیم.



از همان دوران که رسائل می خواندیم، ایشان هم خدمت استادمان، مرحوم آیت الله مجاهدی تبریزی تا آخرین لحظه ای که ایشان به شهادت رسیدند، رسائل می خواندند. یعنی از 1325 هـ.ش تا سال 1358هـ.ش، ما با ایشان همراه بودیم، هم در سفر و هم در حضر. صفات برجسته ایشان را عرض کنم :



صفات برجسته ایشان زیادند، ولی فعلا به چند مورد اشاره می کنم.



بسیار منصف بود



در بحث و مذاکره در باره هر نوع سخن فقهی و فلسفی با ما بحث می کرد.



با دیگران همین که احساس می کرد طرف سخنش مطابق منطق است، منطقی تر تسلیم می شد و کوچک ترین مقاومتی نمی کرد و روح انصاف او بیش از همة کسانی بود که در آن جلسات شرکت می کردیم.



نسبت به اهل بیت محب بود



واقعا در حالی که ایشان هم فاضل حوزه بود و هم دکترا از دانشگاه گرفته بود، ولی بالای منبر که می رفت، مانند یک خطیب روضه می خواند و اشک می ریخت. نسبت به اهل بیت بسیار معتقد بود. برجستگی سوم ایشان این است که به لباس روحانیت خیلی اهمیت می داد. کوچک ترین لغزشی را که از یک ملبس به لباس روحانی می دید، ناراحت می شد.



عزت روحانیت در نظر او بر همه چیز اولویت داشت



اگر منافع شخصی با یک خواهشی که مناسب با لباس روحانیت نیست، تصادف می کرد، از آن نفع شخصی خود عدول می کرد و راضی به این کار نمی شد.



نکته دیگر اینکه بیان زیبایی داشت. در تنزل دادن مطالب دشوار فکری و فلسفی در حد فهم عامه مردم فوق العاده بود، یعنی سخت ترین مسائل را می توانست در لباس مثل، بیان کند.



از همه اینها که بگذریم، در حوزه مدرس عالیمقامی بود و تدریسش خیلی مشتری داشت. کوشش می کرد خلأها را پر کند، مثلا می توانست فقه و اصول تدریس کند، اما تفسیر درس فلسفی کم بود و او همان را تدریس می کرد.



شهید مفتح از منظر شهید آیت الله دکتر بهشتی



یکی از پیشگامان روحانیت



مرحوم دکتر مفتح از دوستان قدیم من بودند و اولین آشنایی ما با هم در سال 1325بود که به من به قم مشرف شدم.



در آن موقع که درس کفایه مرحوم آقای داماد را می رفتم، ایشان هم در همان درس حاضر می شدند و هم چنین در درس مکاسب هم با هم بودیم. آشنا بودیم. دوست بودیم.بعد در قم یک گروه فعال فرهنگی به وجود آوردیم و ایشان در آن گروه عضویت داشتند.



در فاصله سالهای 1333و 1336 دبیرستان دانش را به عنوان یک دبیرستان مترقی فرهنگی اسلامی تأسیس کردیم. بعد از یک سال، آقای دکتر مفتح به عنوان دبیر همکاری را آغاز کردند و یکی دو سالی رسما با آنجا همکاری داشتند.



در اواخر سال 1339 و اوایل 1340، کانون اسلامی دانش آموزان قم را به وجود آوردیم و شهید مفتح مسئولیت این کار را رسما پذیرفتند و همکاری داشتند. بعد یک کار تحقیقی را آغاز کردیم که ایشان نیز عضویت داشتند.



در جلسات بحثی که روزهای پنجشنبه با عده ای از برادرها داشتیم، ایشان هم بودند و به هر حال همین طور باهم مأنوس بودیم تا سال 1349 که من در تهران بودم و شهید مفتح هم به تهران آمدند و ما با هم همسایه بودیم و انس و آشنایی و همکاری بیشتر بود و یک فعالیت تحقیقاتی را شروع کردیم. در شورای مرکزی روحانیت مبارز تهران، من و ایشان عضو قسمت شمیرانات بودیم و در شورای مرکزی هم بودیم.



به هر حال با هم دوستی و همکاری نزدیک داشتیم. ایشان در جریان انقلاب در سال 41 و 42 شرکت فعال و مهیج داشتند و بعد هم در این دوره اخیر در راهپیماییها و ایجاد جلسات، نقش زیادی داشتند.



وقتی که به مسجد جاوید رفتند به عنوان امام جماعت، آنجا پایگاهی بود برای سخنرانیهای موثر و سازنده.



بعد به مسجد قبا رفتند و نماز عید فطر قیطریه را برگزار کردند. در راهپیمایی روز 4 شوال، 16 شهریور زخمی شدند.



 اما در مورد رابطه ایشان با امام بزرگوار امت باید بگویم آقای مفتح از شاگردان امام بودند در درس امام حاضر می شدند و بعد هم در مدتی که امام در نجف بودند، ایشان با امام ارتباط داشتند.



 امام هم به ایشان علاقه داشتند و پس از شهادتشان پیامی دادند که نشان دهنده این رابطه است.



در ارتباط با وحدت روحانی و دانشجو، مسئله این است که دستهای بیگانه و دستهای کفر و ظلم در جامعه ما همواره کوشیده است که نسل جوان را به سوی فرهنگ خودشان بکشانند و از فرهنگ اسلام بیگانه کنند و از این طریق نوع خطرناکی از خود بیگانگی را در جامعه به وجود بیاورند. خوشبختانه همواره این علاقه وجود داشته است که عده ای بر ضد این توطئه شوم حرکت کنند و موفق هم باشند یک دسته از دوستان ما از این گروهند که هم تحصیلات حوزه ای هم دانشگاهی دارند.



شهید دکتر محمد جواد باهنر



طلبه فاضل و با استعداد حوزه



در مورد برادر عزیز و شهیدمان آیت الله دکتر محمد مفتح، من از حدود سال 1332با ایشان آشنایی داشتم.اولین مرتبه ایشان را در حوزه علمیه قم یافتم به عنوان یکی از طلاب فاضل و با استعداد و درسخوان حوزه، در آن سالها معمولاً طلبه های فاضل، درس اساتیدی را انتخاب می کردند که بیشتر حالت تحقیقی داشت و ایشان در اینگونه مجالس حوزه ای و درسی شرکت می کردند.



بعدها ایشان به عنوان یک مدرس در حوزه علمیه قم، مدرسی که فلسفه را خوب فهمیده بود و خوب درس می گفت، به اصول و فقه خوب آشنا بود و گذشته از درسهای حوزه ای، فقه و اصول و ادبیات، به دروس دانشگاهی و علمی جدید هم آشنایی و علاقه داشت و دکترای الهیات را در دانشگاه تهران گذرانده بود، خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت.



درس ایشان و معلومات ایشان بدینگونه بود که به صورت استاد در آن دانشکده مشغول تحصیل شدند و البته سابقه فرهنگی ایشان از دیرباز بود و همیشه ایشان علاقه به مسئله تربیتی و تعلیم داشتند و در عین حال فردی مبارز و سختکوش و جدی بودند.



در سالهای 38-39 ما شاهد خبرهای پرشور ایشان در استان خوزستان بودیم. بعد از آن به عنوان کسی که پیشقراول بودند، در سخنرانیهای داغ و پرشور شرکت می کردند و دنباله مبارزات ایشان همراه بود با انقلاب اسلامی در سالهای اخیر و از پیش کسوتان مبارزه بودند.چهره ایشان برای همه شناخته شده بود. نماز عید فطر را ایشان با سخنرانی داغ برگزار کردند و بعداً راهپیمایی شد که مبدأ تمام راهپیماییها در سراسر کشورمان شد. یادش گرامی و روحش شاد باد.

captcha