کد خبر: 1345125
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۴

اربعین شهادتت را به سوگ می‌نشینیم یا حسین(ع)

گروه اندیشه: سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش و سلام بر اندوه‌های دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می‌نشینیم یا حسین(ع).


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین(ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش و در مقام حسین(ع) همین بس که در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی(ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی(ع) و مادر گرامیشان فاطمه(س) می‌گوییم که خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین(ع) قبول فرماید.



درغروب عطش‌آلود، وقتی برق شقاوت خنجری آبگون بر حنجره آخرین شهید نشست، وقتی صدای شکستن استخوان در گوش سم‌‏ها پیچید و آنگاه که خیمه‌ها در رقص شعله‌‏ها گم شدند، جلادان همه چیز را تمام شده انگاشتند؛ هشتاد و چهار کودک و زن در ازدحام نیزه و شمشیر، از ساحل گودالی که همه هستی‏‌شان را در آغوش گرفته بود گذشتند.



دشمن به جشن و سرور ایستاده است و نوازندگان، دست‌افشان و پایکوبان در کوچه‏‌های آراسته، به انتظار کاروانی هستند که با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، با شکسته‌‏ترین دل و تاول‏زده‏‌ترین پا، به ضیافت تمسخر و طعنه و خاکستر و خنده آمده است.



‌زنان با تمامی زیورآلاتشان به تماشا آمده‌‏اند همه را اندیشه این است که با فرو نشستن سرها بر نیزه، همه سرها فرو شکسته است.



‌اما خروش رعدگونه زینب‏(س)، آذرخش خشم سجاد(ع) و زمزمه حسین‏(ع) بر نیزه، همه چیز را شکست. شهر یکپارچه ضجه و اشک و ناله شد و باران کلام زینب جان‏‌ها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پرده‏‌ها به میهمانی چشم‏‌های بسته آورد.



چهل روز گذشت. حقیقت، عریان‏تر و زلال‏تر از همیشه از افق خون سربرآورد، کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش خون شهید، خاشاک ستم را به بازی گرفت؛ خونی که آن روز در غریبانه‌‏ترین غروب، در گمنام‏‌ترین زمین، در عطشناک‏‌ترین لحظه بر خاک چکه کرد، در آوندهای زمین جاری شد و رگ‏‌های خاک را به جنبش و جوشش و رویش خواند.



چهل روز آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست و هستی، داغدار مظلومیت‏ حسین‏(ع) شد. چهل روز، ضرورت همیشه بلوغ است، مرز رسیدن به تکامل است و مگر ما سرما و گرما را به «چله‏» نمی‏شناسیم و مگر میعادگاه موسی در خلوت طور، با چهل روز به کمال نرسید.



چهل روز است که عالم سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است



 اینک، چهل روز است که هر سبزه می‌‏روید، هر گل می‏‌شکفد، هر چشمه می‏جوشد و حتی خورشید در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است.



‌چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلب‌‏ها شراره می‏‌زند، آنان که رنج پیمان‏شکنی بر جانشان پنجه می‏‌کشید و همه آنان که شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند که تنها غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمه‏‌های نیم سوخته را دیدند، اینک برآشفته‏‌اند، بر خویش شوریده‏‌اند، شلاق اعتراض بر قلب خویش می‏‌کوبند و اسب جهاد زین می‏‌کنند.



چهل روز است که یزید جز رسوایی ندیده و جز پتک استخوان کوب، فریادی نشنیده، چهل روز است استبداد بر خود می‏‌پیچد و حق در سیمای کودکانی داغدار و دیدگانی اشکبار و زنانی سوگوار رخ نموده است، اینک، هنگامه بلوغ ایثار است. هنگامه برداشتن بذری است که در تفتیده‏‌ترین روز در صحرای طف در خاک حاصل خیز قتلگاه افشانده شد.



‌‌اربعین است... کاروان به مقصد رسیده است، تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شایعه و دروغ و فریب سر برآورده و پشت پلک‌‏های بسته را می‏کوبد و دروازه دیدگان را به گشودن می‏‌خواند.



اربعین است... هنگامه کمال خون، باروری عشق و ایثار، فصل درویدن، چیدن و دوباره روییدن؛ هنگامه میثاق است و دوباره پیمان بستن و کدامین دست محبت‌‏آمیز است تا دستی را که چهل روز از گودال، به امید فشردن دستی همراه، برآمده، بفشارد؟ کدامین سر سودای همراهی این سر بریده را دارد و کدامین همت، ذوالجناح بی‏‌سوار را زین می‌کند؟



‌اربعین است...عشق با تمام قامت ‏بر قله «گودال‏» ایستاده است! دو دستی که در ساحل علقمه کاشته شد، بلند و استوار چونان نخل‏‌های بارور، سربرآورده و حنجره‏ای کوچک که به وسعت تمامی مظلومیت فریاد می‏‌کشید، آسمان در آسمان به جست‏وجوی هم‌صدا و هم‌نوا سیر می‏‌کند.



راستی، کدامین یاوری به هم‌نوایی‏ و همراهی برمی‌‏خیزد؟



‌مگر هر روز عاشورا و همه خاک، کربلا نیست؟ بیایید همواره همراه کربلاییان گام برداریم تا حسینی بمانیم.



‌اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد و اینک از صدای نحس شلاق خزان بر پیکر آلاله‌ها اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.



از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده‌ایم.



اربعینی با دختر کوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شکوه‌ها روانه کردیم؛اربعینی از عمق جان فریاد یا حسین کشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام کردیم.



کربلا، دریای انسانیت و کمال است



کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....



در زیارت اربعین درباره فلسفه آن آمده است: «حسین(ع) خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.»



شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهدا(ع) و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى کوتاهى نکرده و از اینجاست که امام حسن عسکرى‏(ع) زیارت اربعین را از علائم ایمان شمرده است.



آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهدا(ع) است که مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد و دوستان اهل بیت‏(ع) را از غیر آنان جدا مى‌‌کند و مؤمن واقعى کسى است که نگذارد آثار نهضت‏ حسین‏(ع) فراموش شود و در قدردانى و شرکت در هدف آن حضرت کوتاهى نورزد.



پیروان و دوستان امام حسین‌‏(ع) امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند که جابر‌بن عبدالله انصارى، از صحابه رسول خدا(ص) نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهدا روایت کرده است: «کسى‌که قومى را دوست دارد با آنها محشور مى‌‌شود و کسى که عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».



در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین‌بن علی(ع) گفته می‌شود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است و از سنت‌های مردمی گرامیداشت چهلم مردگان است، که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات می‌دهند و مجلس یاد بود، برپا می‌کنند.



در روز بیستم صفر نیز شیعیان مراسم سوگواری عظیمی را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا می کنند و عاشقان و پیروان آن امام، در ساحل اسرار اربعین به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خویش را با مظلومیت حسین و یارانش پیوند می‌زنند و این راه، راه تداوم عشق است و بی‌گمان هیچگاه بی‌رهرو نیست.

captcha