
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، هستند افرادی که رعایت کامل اصول تغذیه را در پیش گرفتهاند و هدف آنها از انجام این مهم، رسیدن به سلامتی جسم و روح خود میباشد ولی متأسفانه بهدلیل نا آگاهی یا کمبودن ایمان و اعتقادات مذهبیشان، بهراحتی و بدون هیچ هراسی مرتکب گناه میشوند، غافل از آنکه با ارتکاب هر گناهی که توسط شرع مقدس انجام آن حرام میباشد، آسیبی حتی در برخی موارد، به مراتب بیشتر از رعایت نکردن اصول تغذیه به جسم و روح خود وارد می کنند و دچار بیماریهای مختلف میشوند.
از گناهان روزمره مانند دروغ، غیبت، تهمت، نگاه حرام به نامحرم، رعایت نکردن حجاب اسلامی و خوردن حقالناس گرفته تا گناهان دیگر که در جامعه امروزی ما بسیاری از افراد بدون هیچ شرم و حیایی، بهصورت یک عادت روزانه مرتکب آنها میشوند، همگی در ایجاد اخلاط فاسد و تغییراتی حتی ناگهانی در سیستم طبیعی بدن و عدم تعادل آن مؤثر هستند.
ساختار وجود آدمی دارای دو بخش است یکی بخش اخلاط و عناصر تشکیلدهنده بدن و یک بخش ساختار روانی و روحی که قطعاً تأثیر متقابلی بر روی هم دارند.
یکی از مراتبی که در پزشکی وجود دارد، طب جسمی یا طب ابدان است که در قالب عناصر و ارکان میباشد و آب، باد، خاک و آتش را اخلاط تشکیلدهنده جسم میداند و خلطهای بلغم، دم، سودا و صفرا مجتمع شده و اعضای بدن را بهوجود میآورند و اعضا بههم پیوسته شده و جسد را ایجاد میکنند. به این جسد یا ساختار مادی، روح اضافه میشود.
وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی؛ اشارهای به تفاوت ساختار روح با جسد مادی
ساختار روح مثل جسد مادی نیست و این همان است که قرآن در آیه 29 سوره حجر میفرماید: «... وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی...» نفخ یعنی دمیدن، لذا چیزی خارج از کالبد بدن وارد آن میشود که از جنس آن نیست و چیزی متمایز از ساختمان جسمی ماست.
به هر صورت وقتی این جسم با این روح برای یک مدت با یکدیگر ممتزج و آمیخته میشوند، تأثیر متقابلی بر روی هم دارند. اعضای بدن افعالی را از خودشان صادر می کنند، که اگر این افعال بر روند طبیعی خودش صورت بگیرد، نشانه سلامت است و اگر بر روند طبیعی خودش صورت نگیرد، نشانه بیماری است.
در یک جسم سالم و طبیعی اگر غذا خورده شود، بعد از یک تا دو ساعت، سر دل انسان سبک میشود و سنگینی معده به حالت سبکی تبدیل میشود و به اصطلاح سر دلمان سبک میشود و بعد از مدتی دفع صورت میگیرد ولی فردی که غذا میخورد و بهشدت سردلش سنگین میشود و حالت تهوع پیدا میکند و تا 24 ساعت نمیتواند چیزی بخورد، میفهمد که افعال معدهاش از روال طبیعی خارج شده است.
نداشتن دید خوب، نشان از خارج شدن افعال چشم از روال طبیعی است و فراموشی، نشان از خارج شدن افعال مغز از روال طبیعی خود است. به هر حال از روی افعال میتوان متوجه بیماری شد، لذا وقتی بیماری در سطح جسم رخ میدهد اختلالی در اخلاط است یعنی عدم انسجام در اخلاط میباشد به عبارتی دیگر یا اخلاط فاسد میشوند یا زیادتر و یا کمتر از معمول میشوند و یا در جای نامناسب قرار میگیرند و بهطور کلی این اختلال خلطی مبنای ایجاد بیماری است.
عواملی خارجی یا داخلی وجود دارند که در ساختار اخلاط و مزاج ما دخالت میکنند و موجب نگهداری سلامت ما و یا موجب از بین رفتن سلامت ما میشوند که به آن اسباب ضروریه یا سته ضروریه یا اسباب سته میگویند یعنی غذا و نوشیدنیها، هوا، احتباس و دفع، خواب و بیداری، حرکت و سکون و نهایتاً اعراض نفسانی.
اعراض نفسانی، حالتهای روحی و روانی مثل غضب و خشم و سایر ویژگیهای رفتاری و اعمال ویژه آدمی است. هر اختلالی که در ساختار شخصیت و روان انسان ایجاد شود بر روی اخلاط تأثیر میگذارد.
حکیم سیداسماعیل جرجانی در کتاب ذخیره خوارزمشاهی آورده است: «مهمترین عاملی که بر روی اخلاط تأثیر میگذارد و باعث اختلال بدن میشود، اعراض نفسانی یا حالتهای روحی و روانی است، او میگوید اگر چیزی به کسی بگویید که عصبانی شود، سریعاً تمام بدنش گر میگیرد، به لرزش میافتد و حرارت در بدنش ایجاد میشود و تمام ساختار بدنش در چند لحظه دچار تغییر میشود، این حرارت و تغییراتی که ایجاد شده بهخاطر آن است که از این کلمه شما رنجیده است».
بنابراین میتوان گفت: اعراض نفسانی و حالات روحی و روانی بیشترین تأثیر را بر روی اخلاط و ساختار جسمی ما دارد. چون قدرت و سرعت تأثیرشان از غذا و از همه چیزهای دیگر بیشتر است.
اشارهای به نقش داشتن ایمان قوی در تحمل سختیهای زندگی
در واقع اگر بدن دستکاری شود، روان تأثیر میپذیرد و اگر دردی در فردی وجود دارد، حافظهاش دچار مشکل میشود، نمیتواند محبت کند، دچار خشم و نفرت میشود، اگر دارای روان خوب و ایمان قوی باشد سختترین سختیها را تحمل میکند، خم به ابرو نمیآورد، این یک واقعیت است که بشر امروز نیز متوجه شده است و تأثیر ذهن و روان بر روی جسم ثابت شده است.
وقتیکه غم و غصه، اضطراب و نگرانی فکری شما زیاد میشود، روند تولید سودا در بدن افزایش مییابد، پوست سیاه میشود، زیر چشمها سیاه میشوند و ممکن است سوزش معده، یبوست، ریزش مو و مشکلات دیگری حادث شود و میگویند فرد دچار غلبه سودا شده است چراکه یکی از مهمترین علتهای مهمش حالتهای روحی و روانی است، کسیکه غصه میخورد و دچار غم است بعد از مدتی تغییرات اخلاط در بدنش بهشکل واضح صورت میگیرد.
خداوند متعال این بدن را بهگونهای دقیق طراحی کرده است که اعمالی که از آن سر میزند، در حوزه فیزیولوژی در همه انسانها یکسانند: خوردن، خوابیدن، ارتباط جنسی و ... منتها پروردگار قواعدی را گذاشته است تا این اعمال، تعادل اخلاط جسم را به هم نریزد، اگر از اعمالی که با این اخلاط جسم تنظیم شدهاند، تخطی کنیم و رفتار را از چارچوب این دستورالعملهایی که خداوند برای انسان درنظر گرفته است، خارج کنیم؛ یعنی مرتکب گناه شویم و از دستورالعملی که صانع مهربان انسان برای این وجود گذاشته است خارج شویم باید منتظر بازخورد آن در جسم و روحمان باشیم.
از گناه تعابیر زیادی شده است یکی از آن تعابیر ذنب است. ذنب به مفهوم دم و دنباله است یعنی آثار گناه در وجود آدمی باقی مانده و به دنبال او کشیده میشود.
غفران یعنی بخشش گناه همراه با پاککردن آثار آن
غفران یعنی بخشش گناه همراه با پاک کردن آثار آن، که نشان میدهد گناه دارای آثاری است که در صورت توبه باید آثار آن نیز پاک شود وقتی گناه میکنیم، فقط عقوبت در دنیای آخرت ندارد، بلکه این گناه در همین دنیا نیز در روی شخصیت ما تأثیر میگذارد و وقتی ما طلب غفران میکنیم، درخواست میکنیم تا غیر از بخشش خداوند، آثار گناه را نیز از وجودمان پاک کند، بهطور خلاصه قواعد خاصی را، پروردگار و صانع انسان برای این جسم گذاشته است که خروج از این قواعد خاص و رفتار کردن برخلاف این قواعد، روی جسم و اخلاط بدن تأثیر منفی و نابجای خودش را بر جای میگذارد.
پیامبر اعظم(ص) میفرمایند: «هر گناهی که فردی مرتکب میشود، نقطه سیاهیسوداء) بر روی قلبش ایجاد میکند تا اینکه سیاهیها زیاد میشود و کل قلب را میگیرد»، بنابراین گناه بهمعنای ارتکاب به عملی است، خارج از قواعدی که خالق برای این وجود طراحی کرده است که مستقیماً اثرش به خود گناهکار برمیگردد.
فاصله از خداوند، احساس امنیت را از بین میبرد
خداوند در سوره طه، آیه 124 تعبیر زیبایی آورده است و میفرماید: « مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى؛ هر کس که از یاد من اعراض کند، زندگیش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم». بنابرین وقتی غفلت و گناه ایجاد میشود و فاصله از خداوند ایجاد میشود، احساس امنیت از بین میرود و میدانیم اساس خوشبختی حس امنیت است و اساس بدبختی عدم حس امنیت و اضطراب و ترس است که مادر تمام بیماریهاست.
اشارهای به آثار فاصله گرفتن از خدا
وقتی با گناه این فاصله ایجاد میشود، آرامش جای خود را به اضطراب میهد. اضطراب و افسردگی و غم ایجاد سوداهای رسوبی و بیماریزا میکند. بنابراین فراموشی خداوند و فاصله گرفتن از حق تعالی یک سختی در جان و دل ایجاد میکند، قلب مؤمن(قلب معنوی) مرکز ارتباط با خداوند است.
حال قلب یک فرد گناهکار سفت و سخت میشود، دیگر جایگاه خداوند نیز نخواهد بود و از خداوند فاصله میگیرد و دچار اضطراب میشود که این شروع تغییرات سودای بیماری زا در بدنش خواهد شد، هیجانات صفرایش را بهم میریزد، بلغم، سودا و دم را به هم میریزد و اختلال اخلاطی بسیار بدی ایجاد میکند که پایه تمام بیماریها از جمله سرطان است، سرطانها از رسوب سودا ایجاد میشوند و امروزه تأکید دارند که اضطرابها یکی از اصلیترین فاکتورهای بروز سرطان است.
در نتیجه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» حقیقتاً تموج و اختلال و پریشانی روان که منشأ آن گناه و دوری از خداوند است، باعث عدم تعادل ساختاری و شخصیتی شده که منجر به ایجاد سودا و اختلال در مکانیزم بدن انسان شده و انواع بیماریها را به همراه خواهد داشت. لذا همانگونه که جسم نیاز به تغذیه سالم دارد، روح هم غذای سالم میخواهد و گناه غذای مسموم روح است و بیماریهای جسمی را نیز به همراه دارد.
گزارش از آسیه خزیمه نژاد... خبرنگار ایکنای خراسان جنوبی