
سیدحسین طباطبایی، کارشناس علوم دینی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان سمنان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از سمنان، با بیان اینکه اگر منظور از وحدت این باشد که اهل تسنن و اهل تشیع عیناً مناسک و معتقدات و آداب مذهبی یکسان و مشترکی انجام دهند، گفت: این وحدت نه امکانپذیر است و نه معقول و منطقی و اصولاً با مصالح امت اسلامی سازگار نیست که در این راستا حضرت نبی اکرم(ص) میفرماید: «اختلاف علمای امت من رحمت است» که این حدیث خود به همین تنوع و تعدد برداشتهای مذهبی و رویکردهای دینی اشاره دارد.
وی ادامه داد: اگر مبنای وحدت، تشکیل جبهه واحد ایدئولوژیک جهانی علیه تمامی آفات و تهدیداتی که کیان اسلام و عزت مسلمانان را مخدوش میسازد باشد، این نوع وحدت هم نیکو است و هم امکانپذیر و نیز بسیار حیاتی و چه بسا بزرگترین حلقه گمشده جهان اسلام در شرایط کنونی باشد. در یک کلام؛ وحدت شیعه و سنی نیکو است و وحدت تشیع و تسنن محال و بلکه مضحک و بیمعنی.
ضرورت تحکیم رشته وحدت شیعه و سنی
طباطبایی با تأکید بر اینکه برای تحکیم رشته وحدت شیعه و سنی ضرورت دارد تمامی گروههای اسلامی ضمن حفظ احترام و شأن تمامی مسلمانان در فضایی به دور از کینه و تحجر و حقد و یکسونگری، با مبنا قرار دادن مشترکات پنج گانه تمامی مسلمانان خدای یگانه، نبی اکرم(ص)، قرآن، کعبه، قبله، از طرح دعواهای کهنه تاریخی بپرهیزند، متذکر شد: بهجای اینکه تمامی توان و همت خود را صرف اثبات حقانیت خود بر برادر دینی خود نمایند، دست در دست همان برادر نهند و بر دشمن مشترکی بتازند که کمر به نابودی و زبونی هر دو برادر بسته و با نیرنگ و شیطنت و خباثت به این آتش خانمانسوزی که در خاندان بزرگ محمد(ص) افتاده هر روز دامن میزند.
این کارشناس علوم دینی یکی از بزرگترین آفات جوامع اسلامی که حساسیتها و تعصبات خشک فرقهای بسیار نیز از آن ناشی میشود را ضعف اطلاعات تاریخی خصوصاً نیم قرن نخست اسلام عنوان کرد و گفت: بیجهت نیست که غالب جبهه گیریها و تعصب ورزیها و حسادتها میان تودهها و عوام و نیمه دانشمندان و جاهلان عالمنما دیده میشود و روشنفکران راستین اسلامی در افقهایی بالاتر از این اختلافات جزئی و مسائل ابتدایی سیر میکنند.
به گفته وی متأسفانه برخی حکام اسلامی نیز بنیان حکومتهای فاسد و مطلقه خود را بر جهل تودهها و عوام کماطلاع نهادهاند و در پناه تعصبات فرقهای و عقیدتی خشنترین و ظالمانهترین حکومتها را در قرن بیست و یکم اعمال میکنند.
فقدان شناخت کافی از عقاید همدیگر؛ عامل اصلی عناد و اختلاف شیعه و سنی
این کارشناس علوم قرآنی یادآور شد: اگر بپذیریم عامل اصلی عناد و اختلاف شیعه و سنی در شرایط کنونی، فقدان شناخت کافی از عقاید همدیگر و بیاطلاعی از امهات اعتقادی یکدیگر است باید گفت که تمامی مراکز آموزشی اعم از مدارس، دانشگاه، حوزههای علمیه، رسانهها، اصحاب قلم و متفکرین نقش بزرگ و حائز اهمیتی در تقویت معلومات دینی مردم و بهدنبال آن تقریب فرقههای اسلامی و نحلههای عقیدتی دارد.
طباطبایی با استناد به آیه 104 سوره مبارکه آلعمران که خداوند میفرماید: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و باید از میان شما گروهى [مردم را] به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند» افزود: یکی از ارکان امت واحده اسلامی داشتن گروهی است که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و کیست که نداند در این اوضاع بحرانی و در اوج مظلومیت مسلمانان جهان، اتحاد گروههای مختلف اسلامی بزرگترین منکر و کوبیدن بر طبل تفرقه و خودخواهی و عُجب زشت ترین منکر تلقی میگردد زیرا جهان اسلام در شرایط کنونی بهشدت محتاج ظهور چهرههایی از نوع سیدجمال و اقبال لاهوری است.
وی اضافه کرد: زخمی که چهارده قرن هر دم نمکی تازه خورده و طبیبان ناحاذق و بعضاً مغرض بر آن مرهم چرکین نهادهاند به یکباره مداوا گردد زیرا اتحاد شیعه و سنی یک پروژه کوتاهمدت و مقطعی نیست که روزی به اتمام برسد بلکه یک پروسه است که تا همیشه ادامه دارد و ملتهای اسلامی باید همواره در این راستا بکوشند.
این پژوهشگر علوم دینی با اشاره به اینکه متأسفانه بین شیعه و سنی همچنان جو بدبینی حاکم است، اظهار کرد: گرچه این نگاه تا حد زیادی تعدیل شده و این جو کمرنگ شده لیکن هنوز گامهای بسیار بزرگی باید برداشت تا بهحدی برسیم که بتوانیم با کمال افتخار به جهانیان اعلام کنیم این همان«امت وسط» قرآن و «امه واحده» محمد است که اسوه آنها خود محمد(ص) است و ایشان الگوی جهانیان اند.
وی خاطرنشان کرد: برای تقویت حس برادری و دوستی شیعه و سنی باید از هر گامی در جهت نزدیکی این دو گروه اسلامی استمداد گرفت زیرا اگر قرار باشد در جامعه اسلامی یگ گروه که از نظر تعداد نفوس یا قدرت سیاسی در اقلیت قرار دارد احساس کند که در بهرهمندی از مواهب و دستیابی به قدرت هیچ جایی ندارد و عملاً باب تبلیغ و ترویج عقاید به روی او قفل شده و استعدادهای ناب و پتانسیلهای شگرف او هرز میرود، نه تنها احترام متقابل ایجاد نمیشود که بالعکس حس تحقیر و عقدههای حقارت و تبعیض، نفرت و خشم را به مثابه آتشی زیر خاکستر در قلوب آنها روشن میسازد و منتظر فرصت و مترصد موقعیتی میمانند تا از برادران دینی خود انتقام کشند و حق تضییع شده خود را احقاق نمایند.