
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، موعودگرایی در اسلام، بهویژه در مکتب تشیع بنیادیترین آموزه دینی است که تنها با پذیرش آن خاتمیت، جاودانگی و جهانیبودن اسلام معنا پیدا میکند، به عبارت دیگر تحقق اهداف تمامی انبیای الهی و بهویژه پیامبر(ص) در گرو ظهور منجی آخر الزمان است.
از آنجا که در روایات اسلامی منجی موعود حضرت مهدی(عج) دوازدهمین امام شیعیان معرفی شده است، موعودگرایی در اسلام تحت عنوان « مهدویت» شناخته میشود.
نوید پیروزی اسلام و ظهور منجی
پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) که مفسران کلام وحی هستند در روایات گسترده و متواتر که در جوامع روایی شیعه و سنی نقل شده است، از ظهور مهدی موعود(عج) به عنوان مجری احکام الهی، بنیانگذار حکومت جهانی اسلام و عدالت گستر جهانی با تأکید فراوان خبر داده، سیمای ظاهری، ویژگیهای شخصیتی و نسبی ایشان را به تفصیل بیان کردهاند.
در روایات زیادی آمده است که منجی بشریت در آخرالزمان یازدهمین امام معصوم از نسل امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، نهمین امام بعد از امام حسین(ع) و از نسل او و فرزند بلافصل امام حسن عسکری(ع) است.
نمونه برجسته روایات که بشارت به ظهور را در کمال قاطعیت بیان میکند این فرمایش پیامبر اسلام(ص) است که میفرماید: « اگر از(عمر) دنیا به جز یک روز باقی نماند خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد کرد، تا مردی از امت من که هم اسم من است قیام کند و دنیا را پر از قسط و عدل نماید همانطور که پر از جور و ظلم شده بود.
نشانههای ظهور
در اسلام نیز برای ظهور مهدی موعود(عج) و رسیدن به آستانه ظهور نشانههایی بیان شده است، که به دو بخش حتمی و غیرحتمی تقسیم میشوند: علائم حتمی ظهور که بهمعنای قطعی بودن ظهور در صورت مشاهده آنهاست، در روایتی از امام صادق(ع) پنج امر معرفی شده است:« قبل از قیام قائم ( پنج چیز واقع میشود)؛ یمانی، سفیانی، صدای آسمانی، نشست زمین در بیداء و کشته شدن نفس زکیه».
از این میان دو حادثه از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ یکی خروج سفیانی، فردی به نام عثمان پسر عنبسه سفیانی از نسل ابیسفیان که در شام دست به کودتا میزند و گفته میشود که او همان دجال آخرالزمان است.
دیگری صدای آسمانی، صدای که در سراسر جهان پخش میشود و هر ملتی را به زبان خودشان به خودداری از ظلم و کفر و درگیری و پیروی از امام مهدی(عج) دعوت میکند. علایم و نشانههای غیر حتمی امور از قبیل ماه و خورشید گرفتگی، کثرت مرگ و میر، گرانی و قحطی و ... جزو آن معرفی شده است.
قرارداد صلح امام(عج) با غربیها
یکی از مباحثی که در روایات مربوط به «مهدویت» مطرح شده است، قرار داد صلح امام عصر(عج) در ابتدای ظهور با غربیهاست. لازم است بدانیم که مسلمانان براساس روایات معتبر اعتقاد به فرود آمدن حضرت مسیح(ع) در عصر ظهور، اقتدای وی به مهدی(عج) و همکاری و همگامی ایشان با امام زمان(عج) دارند.
هدف از این صلح هم ایجاد فرصت برای عیسی مسیح است، تا بتواند مسیحیان و حتی یهودیان را هدایت و متقاعد به پذیرش حکومت جهانی امام عصر(عج) کند، مطابق بیان روایات این صلح شباهت زیادی به صلح حدیبیه دارد، زیرا غربیها اقدام به پیمانشکنی کرده با اعزام نیروی فراوان به منطقه، جنگ و آشوب به راه میاندازند و این اقدام باعث میشود که نبرد بزرگی رخ دهد و سرانجام غربیها شکست بخورند و پیروزی مهمی «همانند فتح مکه بعد از پیمانشکنی قریشیان» نصیب حکومت جهانی اسلام شود.
موعودگرایی در حقیقت بشریت را به ظهور یک منجی فرامیخواند که او همان مهدی موعود(عج) است، اعتقاد به ظهور این منجی و ایمان به آموزههای آن نه تنها صلح و امنیت را نفی نمیکند که به طور جد خواستار آن هست.
روابط اجتماعی در جامعه مهدوی
وجود مراکز کیفری و دادخواهی، ریشه در وجود اختلافهای اقتصادی و اجتماعی دارد که کینهها را به گونهای در جامعه گسترانده است که روان انسانها را آزرده نموده و مانع رشد و تعالی انسان شده است. از ویژگیهای جامعه مهدوی، پاکشدن کینهها از دل مردمان و گسترش صلح جهانی در بین بشریت است، مدینه فاضلهای که قرنها انسان منتظر آن بوده، در این عصر تحققپذیر است.
پس از قیام مهدی(عج) و برقراری حکومت، رفاقت و دوستی و صمیمیت در جامعه فراگیر میشود تا حدی که در برآوردن نیازهای همدیگر از اموال خود چشمپوشی کند، این آرمان همه ائمه(ع) بوده است.
پیامبر اکرم(ص) پس از ورود به مدینه اولین اقدامی که در راه بسط و استقرار حکومتش انجام داد، ایجاد پیمان اخوت میان مردم مدینه بود و پیمان مسالمت آمیز با دیگر پیروان ادیان. امام مهدی(عج) نیز با تأسی از سیره جدش این رابطه را در تمام جهان برقرار خواهد کرد.
صداقت و ایجاد اطمینان بین مردم در پیوند و همبستگی اجتماعی نقش مهمی دارد. وقتی دلها شفاف و نزدیک شد و قلوب متحد گردید، جامعه سرشار از ایمان خواهد بود و در سایه ایمان و اعتماد متقابل است که انسان از نظر معنوی به رشد و ترقی میرسد، آرامش روانی و آسودگی خاطر، در سایه پیوند و برادری قابل دسترسی است. کینه، حسد، بدبینی و... رذیلتهایی هستند که اطمینان خاطر را از بین برده و دشمنی و عقده را جایگزین میکند، امام مهدی(عج) این زمینه را با تدبیر و مدیریت الهی ایجاد خواهد کرد.
حضور امام در جامعه ما موجب آرامش دلها و نزدیکی قلوب است، چنانکه قرآن حضور پیامبر(ص) را مایه پیوند قلبهای مؤمنان میداند و از مؤمنان به «برادران همدیگر» تعبیر میکند، قرآن با این تعبیر از نقش ایمان در بین مؤمنان خبر میدهد و از یک واقعیت عینی پرده برمیدارد که انسان در سایه ایمان و الفت قلبی تا حدی به رشد میرسد که هیچ چیزی برای او جز خدا ارزش نیست. خدا در قرآن، پیامبر(ص) را الگوی کامل برای تمام انسانها معرفی میکند.
پیامبر(ص) هیچ نیازمندی را رد نکرد و هرچه در توان داشت، امداد میکرد. خاندان آن حضرت نیز اینگونه بوده و با این آرمان در فکر اصلاح انسان میکوشیدند تا همه انسانها به این مرتبه از معرفت نائل شوند. رسیدن به این پایه از معرفت در جامعه مهدوی یک آرمان عینیت یافته است.
انسان در جامعه مهدوی با تأسی از فرمانروای عادل خود که زندگی بسیار ساده و عاری از هر گونه تظاهر دارد، با نیازهای مادی کاذب فاصله میگیرد و به آنچه نیاز واقعی است میرسد و در مرحلهای از شهود که نهایت معرفت است، قرار میگیرد و وعدههای قرآن و پیامبران جامه عمل میپوشد.
امام مهدی(عج) در اطاعت خداوند و خضوع در برابر عظمت الهی مثل جدش امیرمؤمنان به مرحلهای میرسد که تمام کائنات مطیع او میشوند و انسان نیز یکی از اجزای این کائنات است. تصرف در هستی و ولایت تکوینی در جامعه مهدوی، چنین نمایان میشود. با این عظمت که در سایه آن عدالت در هستی لبریز میشود و لبریزشدن عدالت به آن معناست که تمام ذرات هستی به تعادل و نقطه اعتدال میرسند.