
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در حال حاضر یکی از عوامل مهم فتنهگری در منطقه جریان سلفی تکفیری است که در لباس دفاع از سنت، عملاً در مسیر منافع غربیان گام برمیدارد. حضور این افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآوردههای فرهنگی آن در برخی از مراکز، باعث جلب توجه برخی از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمدهاند، شده است و برای رهایی از این فشار، زمینه را برای گرویدن به این جریانهای افراطی مناسب دیدهاند.
باید توجه داشت یکی از مهمترین اقدامات فرهنگی که میتواند در مواجهه با چنین برداشتهای نادرستی از اسلام و سنت بهکار آید استفاده از همه امکانات و ظرفیتهایی سازمانهای تقریبی است.
پیوند آلسعود با وهابیت
محمدبنعبدالوهاب مؤسس گروه وهابیت در سال 1111 هجری متولد شد و در سال 1206 هـجری از دنیا رفت، دوران کودکی خود را در شهر خود(عینیه) در حجاز و بهویژه نجد سپری کرد، بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای(عینیه) به فراگیری علوم پرداخت، برای تکمیل دروس خود وارد مدینه منوره شد، بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی کرد.
از آنجا که محمدبنعبدالوهاب عقاید خرافی خود را که برخلاف عامه مسلمانان و در حقیقت همان عقاید ابنتیمیه بود منتشر میساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود(عینیه) فرار کرد و از آن جا به(درعیه) شهر مسیلمه کذاب گریخت و در درعیه با محمد بن سعود ـ جدآلمسعود که امیر آن شهر بود ملاقات کرد، قرار شد محمد بن سعود او را یاری کند و در عوض او نیز حکومتش را تأیید کند.
اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترور امیر(عینیه) داد و سپس آل سعود را برای حمله به عینیه تشویق کرد، در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانههایشان غارت و ویران شد و به نوامیسشان هم تجاوز کردند، وهابیون به این ترتیب حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.
نمونهای از عقاید تکفیری مؤسس وهابیت
محمدبنعبدالوهاب بر اساس برداشت نادرستی که از(توحید) و(شرک) دارد، بسیاری از اعمال مسلمانان از قبیل شفاعت خواستن از اولیای الهی، توسل به انبیا و اولیا، برپایی عزا در سوگ اولیا، تبرک به آثار انبیا و اولیا، دعا خواندن در کنار قبور اولیا، زیارت قبور اولیای خدا، ساختن بنا بر قبور انبیا و اولیا، کمک خواستن از اولیای الهی، نذر برای پیامبر یا ولی، اقامه عزا و مجلس فاتحه را شرک و عاملان به آنها را مشرک میخواند و جان و مال و ناموس آنها را حلال میشمرد.
وهابیون که مسلمانان عصر ما را به 2 دلیل از مشرکان عصر جاهلیت بدتر میشمرند و با چنین قضاوت معلوم است که چه بر سر مسلمانان میآورند.
مشرکان زمان پیامبر(ص) تنها در حال آرامش بهغیر خدا متوسل میشدند، ولی مشرکان زمان ما در آرامش و گرفتاری هر دو به غیرخدا متوسل میشوند، ثانیاً: مشرکان جاهلیت سنگ و چوب را میپرستیدند که مخلوق و مطیع خدا بودند، ولی مشرکان عصر ما، افراد فاسق را میپرستند، به این ترتیب خون و مال و ناموس آنها مباحتر است.
نگاهی به خطرات وهابیت برای جامعه مسلمانان
یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد شبهه و ترویج شبهات است، زیرا این گروه، مسائلی را که همه مسلمانها بهعنوان مسائل اسلامی یا مسائل عرفی که هیچگونه مخالفتی با توحید ندارند، بر صحت آنها اتفاق نظر دارند، مانند مسائلی که قبلاً به آنها اشاره شد، از قبیل شفاعت و توسل و ساختن مسجد بر قبور اولیا را مظاهر شرک و عاملان به آنها را، بهعنوان مشرک تبلیغ و ترویج میکنند، این تبلیغات را در راستای تفکر توحیدی وهابیت و جذب مسلمانان به این تفکر و تخطئه و شرکآلود بودن تفکر سایر مسلمانان، انجام میدهند، بنابراین ترویج شبهات ناشی از تفکر وهابیت خطری است جدی که لازم است مسلمانها متوجه آن بوده و برای آن چارهاندیشی کنند.
کشتن مسلمانان
یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، کشتن و قتل عام مسلمانان است، شاهد زنده و گویای این مدعا، قتل عام مردم طائف و حجاج ایرانی در حرم امن خدا و از آنها وحشتناکتر قتل عام مردم(عراق و کربلا) در سال 1216 هجری بود که 150 هزار تن را به خاک و خون کشیدند و در کوچههای کربلا جوی خون راه انداختند.
جرم آنها این بود که عقیده باطل و خرافی وهابیت را نپذیرفتند، این گروه گمراه نام این جنایت هولناک را، جهاد فی سبیل الله و مبارزه برای نشر توحید گذاشتند
نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام
یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر و عقیده وهابیت نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام است، زیرا بر اساس تفکر این گروه منحرف، ساختن بنا و گنبد و بارگاه بر قبور ائمه(ع) و پاکان و صالحان، از آثار شرک و بدعت است، منفجر و تخریب کردن گنبد و بارگاه حرم مطهر عسکریین در 23 محرم 1427 در سامرا و تخریب و انهدام قبرستان بقیع در سال 1344 که مهمترین قبرستان در اسلام است و بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان است، به دست گروه گمراه وهابیت بر اساس تفکر غلط و عقیده باطل آنان، برای ترویج توحید و مبارزه با آثار شرک، صورت گرفته است.
ایجاد اختلاف و ناامنی
یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد اختلاف و ناامنی میان مسلمانان است که امروزه نغمه گسترش تشیع و قدرتیافتن آنها در جهان و کشتار شیعیان در عراق و پاکستان در مسجد و در حال نماز و در مراسم عزاداری امام حسین(ع) با استفاده از ترورهای بیرحمانه و ریختن خون این طایفه از مسلمین اعم از زن و مرد و کودک و بزرگ، در راستای این هدف پلید صورت میگیرد، زیرا چنین اعمال وحشیانه و ضداسلامی و انسانی، جز ملتهب ساختن جو اجتماعی و ایجاد ناامنی و شعله و ساختن آتش اختلاف و بدبینی و به جان هم انداختن مسلمانان و در نتیجه تضعیف و ناتوان ساختن آنان و از این طریق آب به آسیاب دشمن ریختن، ثمره و نتیجه دیگری نمیتواند داشته باشد و این همان چیزی است که استکبار جهانی با تمام توان و قدرت برای رسیدن به این هدف شوم تلاش میکند.
جلوگیری از پیشرفت
یکی از خطرات ناشی از تفکر خشک و منجمد وهابیت، جلوگیری از پیشرفت مسلمانان در عرصههای مختلف زندگی است، زیرا این گروه متحجر هرگونه مظاهر زندگی جدید و مشارکت زنان در عرصه اجتماعی ولو برای تحصیل دانش، و خدمت به نیازمندان را، بدعت و خلاف شرع میدانند.
دلیل زنده و گویایی این خطر عمل طالبان است که وقتی در افغانستان به قدرت رسیدند، مدارس دخترانه را تعطیل و کار کردن زنان در خارج از خانه را ممنوع و تلویزیونها را شکستند و دوربینهای عکاسی را که چشم شیطان میدانند، به زمین کوبیده و زیر پا خرد کردند.
به این جهت بود که وقتی آمریکاییها بر آنها حمله کردند، نه تنها کسی از آنها دفاع نکرد بلکه به سقوط آنها کمک کردند و آمریکاییها را بر آنها ترجیح دادند، چون فکر میکردند که با سلطه آنان از علم و دانش و آزادی و پیشرفت و هرگونه مظاهر زندگی جدید، هر چند مثبت و مفید محروم میشوند، متأسفانه تفکر و اعمال این گروه متحجر و متعصب و خشن، دوست و دشمن را از اسلام بیزار و ضربه دردناکی به اسلام و مسلمانان، وارد آورده و سد راه گسترش آن شدند.
تکفیریها، برخلاف دروغی که مطرح میکنند تا در سایه آن بتوانند خود را به بزرگی سُنیها متصل نشان بدهند، اقلیتی متجاوز و فارغ از دغدغههای انسانی هستند که تنها به واسطه نیاز آمریکا و استکبار جهت برپایی جنگ داخلی میان امت اسلامی، به انجام نقش محوله خود مشغول هستند.