موج اول فعالیت این گروهها که امروزه به نام فیمینیسم شهرت دارد در سالهای نخستین قرن بیستم که هنوز در برخی از کشورهای اروپایی ـ غربی زنان از حق رأی در انتخابات محروم بودند شکل گرفت و تأثیراتی را در حوزه زنان و خانواده در مغرب زمین بهوجود آورد.
اما نکتهای که باید به آن توجه داشت تلاش سیاستمداران غربی برای گسترش اندیشه فیمینیسم بهعنوان راهی برای احقاق حقوق زنان در چهارگوشه دنیا بدون توجه به فرهنگهای بومی ـ دینی هر منطقه است، فرهنگهایی که بر اساس منشور سازمان ملل متحد باید مورد احترام همگان قرار گیرد.اندیشه فیمینیست میتواند نجاتبخش زنان باشد؟!
شاید در مغرب زمین و در کشوری مانند فرانسه که برای اولین بار در سال 1944 حق رأی زنان به رسمیت شناخته شد، زنان مجبور بودند برای احقاق حقوق خود دست به دامن اندیشههای فیمینیست شوند، اما آیا در کشورهای اسلامی و میان پیروان رسول خاتم(ص) که چهارده قرن پیش بر لزوم بیعت جداگانه زنان از مردان با ایشان بهعنوان رهبر جامعه اسلامی تأکید کرد فیمینیست میتواند نجاتبخش زنان باشد؟!آیا با مساوی شدن حقوق زنان با مردان، مادران و دختران در گوشه گوشه دنیا به آرامش میرسند و دیگر تبعیض جنسیتی میان ملل مختلف دنیا وجود نخواهد داشت؟ آیا با برانگیختن تنفر زنان از مردان، مردان از زنان خانواده جایگاه حقیقی خود را در جامعه پیدا خواهد کرد و نسل امروز؛ آیندگان را در آغوشی سرشار از مهر و عطوفت پرورش خواهد داد؟
آیا در جامعهای که مردان موظف به تأمین نیازهای مادی همسران و دختران خود هستند زنان آرامشخاطر بیشتری دارند یا در جامعهای که زنان مجبورند پابهپای مردانی که بیشک از لحاظ جسمی با او برابر نیستند قدم بردارد؟در جامعهای که زن در مقام مادری و همسری جایگاه ویژه خود را داشته و از او بهعنوان محور کانون خانواده یاد میشود از کرامت بیشتری برخوردار است یا در جامعهای که زن زمانی نمونه و برجسته میشود که خود را شبیه مردان ساخته و در واقع مردانه عمل کند.
حقوق زن متناسب با فرهنگ بومی و عقاید مردم هر سرزمین باشدالبته این گفتهها بهمعنای آن نیست که در جامعه ما و در کشورهای اسلامی حقوق زنان بهمعنای واقعی کلمه رعایت شده و هیچ ظلمی به زنان روا داشته نمیشود بلکه هدف از این نوشتار منبعی است که با الهام از آن باید در راستای حقوق زنان کوشید، منبعی که باید با فرهنگ بومی و عقاید مردم هر سرزمین مطابقت داشته باشد.
حقوق زن در جوامع اسلامی و غیراسلامی زمانی پایمال میشود که قوانین الهی به فراموشی سپرده شده و انسانها بر اساس میل درونی خویش اقدام به تفکیک کار خوب از زشت میکنند و اینجاست که زن یعنی مظهر جمال الهی تبدیل به عروسکی در دست سیاستبازانی میشود که از حربه حقوق زن برای نمایش آزادی استفاده میکنند.در جامعهای که هیچ ضابطهای در زمینه رفتار اجتماعی مردان و زنان وجود نداشته باشد نه تنها زنان بلکه انسانیت در بند زنجیری از هوسهای شیطانی شده که رهاشدن از آن جز با بازگشت به فطرت الهی انسان ممکن نیست، اگر سیاستبازان غربی بگذراند ندای زن مسلمان به گوش دیگر زنان خسته دنیا برسد، دیگر اندیشههای ساختگی در زمینه حقوق زن جایی نخواهد داشت.
حکیمه بهمن زاده / خراسان جنوبی