
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، از دلایل ثواب و فضائل نماز اول وقت، میتوان به تأکید قرآن در آیه 238 سوره بقره بر محافظت از نماز «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتینَ؛ بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه براى خدا به پا خیزید» اشاره کرد که توصیهای بر برپا داشتن نماز است.
روشن است که محافظت از نماز تنها از یک بُعد و جهت مقصود نبوده بلکه از جمیع جهات، مورد نظر آن است و یکی از آن جهات، رعایت وقت و اهتمام به اول وقت است که نشان از ارزش و اهمیت دادن به امر الهی میباشد و این امر، جدای از این حقیقت است که در خود وقت و زمان، حکمتها و اسراری نهفته که قرار گرفتن در آن زمان و دقت در رعایت آن، میتواند مبدأ و تحققبخشِ آثار فراوان و وصفناپذیری در زندگی آدمی باشد.
بهعلاوه اگر عمل به وظایف و تکالیف دینی، بهویژه تکالیفی(همچون نماز و روزه و ...) که مقید به زمان خاصی هستند، دلیل بر ترجیح و برتری عاملِ آن نداشت و مکلف میتوانست، در هر زمان و به میل خود آنها را بهجای آورد، خداوند در قرآن از تعابیری نظیر؛ سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ...، وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ ... استفاده نمیکرد. پس سبقت گرفتن و قرار دادن درجه مقربون، برای سبقتگیرندگان در قرآن، در عوضِ انجام تکالیف و وظایف الهی در اول وقت آن و پیشی گرفتن از دیگران، گواهی دیگر بر ارزش و فضیلت نماز اول وقت است.
آثار و فواید خواندن نماز اول وقت
امام صادق(ع) در این باره میفرمایند: «خواندن نماز در اول وقت و در اولین فرصت، کاری مستحب و پاداش افزاست» همچنین از آن حضرت نقل شده که نماز اول وقت، «خشنودی کردگار» را به همراه دارد.
برآورده شدن خواستهها از دیگر اثرات و برکات خواندن نماز اول وقت است، چنانچه حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(ع) روایت میکند که فرمود: «خداوند متعال با حضرت موسی(ع) تکلم کرد، حضرت موسی(ع) فرمود: خدای من! کسیکه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا میکنم و بهشتم را برایش مباح میگردانم.»
درست است که اگر نمازگزار، نماز خود را در آخر وقت هم بخواند انجام وظیفه کرده است، اما از آنجا که کار، مربوط به پروردگار و بر کارهای دیگر مقدم است، چنانچه آن را بدون عذر به عقب بیندازد، مسئول است و باید پاسخگو باشد.
راهحلی برای خواندن نماز اول وقت
شرط اصلی در اهمیت دادن به مسائل دینی، آگاهی و علم داشتن از تأثیراتی است که با رعایت این آموزهها حاصل میشود. انسان موجودی است که در راه رسیدن به هدف از هیچ کوششی دریغ نمیکند بهویژه اگر یقین داشته باشد و بداند که این هدف سعادت دنیوی و اخرویش را تأمین میکند، حاضر است برای رسیدن به آن از جانش نیز بگذرد.
این علم و یقین به تأثیرات آموزههای دینی از دو راه قابل کسب میباشد: راه اولی که انسان میتواند به یقین برسد، راه مطالعه، تحقیق و تفکر در منابع دینی اعم از قرآن و روایات میباشد که کسب علم از این طریق را علم حصولی گویند.
راه دوم که به علم حضوری معنا شده است، رسیدن به علم و یقین از راه عبادت و بندگی است. یعنی هر چه علم انسان نسبت به اهمیت کاری که انجام میدهد بیشتر باشد، از ذوق و اشتیاق بیشتری برای انجام آن برخوردار است و هر چه عباداتش را با نظم و اخلاص و تواضع بیشتری انجام دهد، تأثیرات آن را بیشتر مشاهده کرده و در نتیجه در انجام آن از ذوق و اشتیاق بیشتری برخوردار است.
انسان زمانیکه بیمار میشود، برای رسیدن به بهبودی، تمامی دستورات پزشک را مو به مو عمل میکند و داروهای تلخ و بدمزهای را که هیچگاه حاضر به خوردنشان نبود، بهراحتی میخورد، چراکه یقین دارد راه علاج بیماری و حاصل شدن بهبودی خوردن داروی تلخ و بد مزه است. یقین و علم به این موضوع، داروی تلخ را شیرین میکند. علم به تأثیرات عبادات بالاخص نماز اول وقت نه تنها ذوق و اشتیاق انسان را در انجام آنها بیشتر می کند بلکه سختیها و دشواریهای مسیر را نیز هموار میکند.
نماز امام زمان(عج) در اول وقت
یکى از کسانىکه حتماً نماز خود را اول وقت مىخواند وجود نازنین امام زمان حضرت مهدى(ع) مىباشد و غیرممکن است ایشان نماز خود را در غیر وقت خودش اقامه کند و بعد از آن حضرت، افراد صالح و بندگان مخلص خداوندند که به انجام عبادت مبادرت میورزند. بعضى از محدثان بزرگوار نقل کردهاند که: نماز اول وقت، حتما بالا مىرود و اگر کسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائکه آسمان نماز او را با نماز امام زمان(ع) و افراد صالح خداوند، بالا مىبرند و از فضل وجود و کرم خداوند دور است نمازى که با نماز امام زمان بالا رود و به آن توجه نکنند و آن را قبول نکنند.
از مهمترین عوامل بیتوجهی به نماز و سستی در آن گناه است، حضرت حق دستور فرمودند که با شیطان طرح دوستی نریزید و از دستورات او پیروی نکنید؛ چراکه مطیع شیطان، از خدا اطاعت نمیکند.
برطرف شدن عوامل سستی در نماز اول وقت
نداشتن آگاهی لازم از آثار، خیرات و برکات نماز در زندگی فردی ـ اجتماعی و در تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان و نیز غفلت و فراموشی فلسفه و آثار نماز و عدم معرفت نسبت به خالق یکتا و حقیقت نماز که باعث میشود توجّه به نماز در ما کمتر شود.
مهمترین مشکل ما با نماز این است که خود را نیازمند به نماز خواندن نمیدانیم بلکه تنها به چشم یک تکلیف به آن نگاه میکنیم؛ تکلیف هم همانطور که از لفظ آن معلوم است یعنی کاری که با مشقت و سختی انجام پذیرد. همه اینها به این خاطر است که نسبت به خالق خویش، معرفت صحیحی نداشته و از اسرار نماز آگاه نیستیم. اگر پی به عظمت خدای یکتا ببریم و بدانیم که او معشوق هستی است و نماز عشقبازی با این معشوق است و او با همه عظمت خود به ما اجازه داده که به دیدارش برویم، آیا در انجام آن کوتاهی خواهیم کرد؟
انبیاء الهی و اولیا خدا چون عظمت حق تعالی را درک کرده بودند نماز را نور چشم خود میدانستند و ندا درمیدادند که «برای من همین عزت، که عبد تو باشم و برای من همین فخر، که تو رب من باشی» کفایت میکند.
وقتی انسان، آلوده به گناه میشود یا اصلاً به سمت نماز و نیایش با خدا نمیرود و یا از نماز و عبادت خویش حظ و بهره کافی نمیبرد و از ذوق و اشتیاق لازم برای انجام عبادات بیبهره میماند، بهطور طبیعی هر فردی به چیزی گرایش دارد که از آن لذت میبرد! بنابراین چون فرد گناهکار از نمازش لذت نمیبرد ممکن است کم کم نسبت به نماز و رعایت آداب آن بی میل و رغبت شده باشد.
گرایش به سمت دنیا درست در مقابل گرایش بهسمت خدا است. به هر مقدار که انسان به سمت دنیا میرود از خدا دور میشود و برعکس. بنابراین باید توجه کرد که حب افسار گسیخته به دنیا و علاقه قلبی به تمایلات نفسانی، ریشه همه خطاها و گناهان است و در اثر این محبت است که انواع گناهان از انسان سر خواهد زد و حتی در نماز هم، تمام توجه کسیکه محب دنیا است، بهسمت دنیا و منابع آن خواهد بود و در نتیجه لذتی از نماز نمیبرد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود.
از مهمترین عامل سستی در نماز آسیبپذیری مقطع نوجوانی و جوانی است، این مقطع سنی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسائل و بحرانهای بلوغ از یک طرف، شک و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بیتجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیرواقعی که اهل نماز نیستند، زمینههایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث میشود که جوانان و نوجوانان علاقه چندانی به نماز نداشته باشند. و در انجام آن نیز از خود کاهلی نشان دهند.