کد خبر: 1387710
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۲
به بهانه سالروز شهادت مهدی باکری؛

غریبانه بخوان، روایت یاران شهیدی چون باکری را

گروه اجتماعی: یاران چه غریبانه، رفتند از این خـانه؛ این جملات روایت یاران شهیدی چون شهید باکری است که از زبان یاران و همرزمان این شهید در وصف شهید باکری بیان می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، امروز، 25 اسفند سالروز شهادت سردار مهدی باکری، فرمانده لشکر عاشورا است و همین امر بهانه‌ای شد تا به بخشی از زندگی و فعالیت‌های این شهید از زبان یارانش بپردازیم.

«خدایا مرا پاکیزه بپذیر» این جمله زیبا و عارفانه آخرین سخن از وصیت‌نامه شهید باکری، سردار فاتح میدان‌های جهاد و پایداری و فرمانده لشگر 31 عاشوراست که همیشه و در همه حال در یاد و خاطره دوستداران این شهید سرافراز اسلام بوده و هست.

شهید باکری همچون تمامی فرماندهان هشت سال دفاع مقدس خصوصیاتی داشت که هیچ‌گاه فرماندهان دفاع مقدس، رزمندگان و حتی دیگران آن‌ها را فراموش نمی‌کنند.

شهید باکری از نگاه شهید محلاتی

شهید محلاتی از بین تمام خصلت‌های والای شهید به معرفت او اشاره می‌کند و در مراسم شهادت این شهید، راز و نیاز عاشقانه وی را با معبود وصف می‌کند و از زبان شهید می‌گوید: «خدایا تو چقدر دوست‌داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات که نفهمیدم. خون باید می‌شدی و در رگ‌هایم جریان می‌یافتی تا همه سلول‌هایم هم یا رب یا رب می‌گفت». این بیان عارفانه بیانگر روح بلند و سرشار از خلوص آن شهید والامقام است که تنها در سایه خودسازی و سیر و سلوک معنوی به آن دست یافته بود.

محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در سال‌های دفاع مقدس هم با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی این شهید بزرگوار می‌گوید: «... فهمیدم می‌خواسته برود به ابدیتی برسد که خیلی از عرفا حسرتش را دارند. برای همین چیزهاست که معتقدم مهدی گمنام‌ترین شهید این جنگ‌ است؛ بارها شده که شب‌ها برای مهدی و بچه‌های دیگر گریه کرده‌ام، نمی‌توانم فراموش‌شان کنم، بیشتر از دوازده سال گذشته، ولی تعلق خاطری که به آن‌ها دارم، ‌خیلی بیشتر از تعلق خاطری‌ است که به بچه‌هایم دارم، علاقه‌ من به مهدی، حمید، بروجردی، باقری، خرازی، زین‌الدین و... قابل مقایسه با تعلقم به خانواده‌ام نیست؛ در یک جمله بگویم که: «مهدی روح من‌ است و این روح از کالبد من جدا نمی‌شود».

همچنین شهید احمد کاظمی در خصوص عروج شهید باکری همواره می‌گفت: «... در شرایطی که مهدی باکری در جزایر مجنون در محاصره و زیر آتش شدید دشمن است و علی‌رغم اصرار شدید قرارگاه به مهدی مبنی بر اینکه تو فرمانده هستی و برگرد به عقب او همچنان می‌گوید بچه‌هایم را رها نمی‌کنم برگردم؛ شهید مهدی باکری را بعد از اصابت گلوله به پیشانیش، در قایقی گذاشتند و قایق به سمت عقبه خودی حرکت کرد. اما یک گلوله آر پی جی به قایق اصابت کرده و مهدی برای همیشه به دریا پیوست و طبق وصیتش پیکرش وجبی از خاک زمین را اشغال نکرد».

سردار علائی نیز در مورد این شهید بر این نکته تأکید می‌کند که «شهید باکری فرماندهی نبود که از دور هدایت کند، دستور بدهد اهل این حرف‌ها نبود. گردان را هدایت می‌کرد و در خط مقدم بود؛ دشمن را می‌دید، احساس می‌کرد و راهنمایی می‌نمود. و به درجه‌ای از اخلاص رسیده بود که همه چیز در مسیر خدا برایش معنی داشت، نیرو زیاد داشت و یا کم داشت، اسلحه داشت و یا نداشت می‌گفت: «خدا خواسته» و لذا هیچ چیز جلودارش نبود.

پارسای بی‌ادعا

همرزمان شهید باکری درباره او می‌گویند که او پارسای بی‌ادعا بود و سردار قربانی هم در این راستا تأکید دارد، «من در عملیات‌ها دیدم با اینکه خودش فرمانده لشکر بود در جلوی همه حرکت می‌کرد، بی‌سیم‌چی را برمی‌داشت و می‌رفت؛ در یکی از عملیات‌ها دیدم که در جلوی میدان مین ایستاده خطرناک‌ترین جا که همه آتش‌ دشمن آنجا بود و داشت سیم‌خاردارها را باز و میدان مین را هموار می‌کرد».

سردار ذوالفقار نیز در مورد این شهید می‌گوید: «مهدی به‌خاطر تربیت خوب خانوادگی و تأثیرپذیری شدید از ارزش‌های دینی و مذهبی و به دلیل روحیات انقلابی و برخورداری از روحیه مردم‌داری میان همه ممتاز شده بود. هر چه کارها مشکل می‌شد ذهن‌ها متوجه چند نفر خاص می‌شد که از آن‌ها مهدی باکری بود و متوسل به او می‌شد و او یگان خودش را به‌کار می‌گرفت و راه را هموار و کار را آسان می‌کرد و فتوحات را برای رزمندگان آسان می‌ساخت».

سردار حسینی درباره شخصیت شهید باکری می‌گوید: «او در زندگی برای خودش هیچ ارزشی قائل نبود، همه چیز را برای خدا می‌خواست و همه تلاش او برای علُو انقلاب و مسئولان بود و سعی می‌کرد دیگران راحت باشند».

در این راستا همچنین سردار علی‌اکبر پور جمشیدیان می‌گوید: «در مقابل دشمن رفتار آقا مهدی رفتار سخت و علی‌گونه‌ای بود و دشمن که صدای مهدی را می‌شنید می‌فهمید که دیگر باکری به منطقه آمده؛ با ماها و دوستان و پیران رفتاری خداگونه داشت. آقا مهدی به این نتیجه رسیده بود که اگر می‌خواهد موفق بشود باید در رأس و پیشانی عملیات باشد و جلوی همه؛ اما عملیات بدر که رفت جلو دیگر برنگشت عقب.
افتخار لشگر عاشورا، داشتن فرماندهی همچون شهید باکری در دوران دفاع مقدس است. بزرگترین افتخار لشکر عاشورا این است که با هدایت سرداران و فرماندهان شهیدش توانست نقش کلیدی در این عملیات ایفا کند و راه را برای پیروزی رزمندگان در دیگر عملیات‌ها باز کند.

سازگار از فرماندهان دفاع مقدس هم بر این نکته تأکید دارد که سردار شهید مهدی باکری با پشتوانه عظیم معنوی خود دارای چنان مدیریتی بود که در عملیات‌ها هر سخن و عملی را که انجام می‌داد دارای حکمت الهی بود.

سردار میرحجت کبیری یکی دیگر از همرزمان شهید مهدی باکری می‌گوید: «شهید باکری نمونه‌ای از یک مرد خدایی بود که تمام تلاش و کوشش خود را برای سربلندی لشگر اسلام و پیروزی اهداف و آرمان‌های امام(ره) و شهدا انجام می‌داد».

باکری نمونه مظهر غضب خدا در برابر دشمنان بود

همسر شهید باکری هم در مورد ویژگی‌های بارز اخلاقی او می‌گوید: «... در محبت و رأفت، و خروش و خشم، مصداق آیه بودند. به قول شهید محلاتی، وی نمونه و مظهر غضب خدا در برابر دشمنان خدا و اسلام بود و خشم و خروشش فقط و فقط برای دشمنان بود؛ وی به‌عنوان فرمانده نمونه و با تقوا، الگوی رأفت و محبت در برخورد با زیردستان بود.

از خود نمی‌گفت و می‌ترسید که اگر از خود بگوید شاید تمام اجرش را غروری آنی نابود سازد. حتی نزدیکترین افراد لشگر هم نمی‌دانستند که او مهندس است و همیشه خود را به کم‌کاری و کوتاهی، شماتت می‌کرد. به آتش جهنم و عذاب الهی آن چنان باور داشت که گویی شعله‌های سرکش آتش را حس می‌کرد و همین، موجب می‌شد تا هرگز از بیت‌المال استفاده شخصی نکند.

رفتن و سرزدن به خانواده شهدا را سفارش می‌کرد و اگر مقدور بود بعد از هر عملیاتی به دیدن خانواده شهدا می‌رفت. عشق به شهادت و پرواز به ملکوت، لحظه‌ای روح او را آسوده نمی‌گذاشت و می‌خواست پر بگشاید و تا عرش الهی پرواز کند و در جوار رحمت حق مسکن گزیند».

باید دانست و اعتراف کرد، اگر امروز اقتدار ملت ایران به نقطه‌ای رسیده که قدرت‌های بزرگ جهانی در برابر این ملت سر تعظیم فرود می‌آورند، به برکت خون همین شهدا است که باید ادامه‌دهنده راه و آرمان‌های شهدا، امام راحل(ره) و رهبری باشیم.

در وصیت‌نامه سردار شهید مهدی باکری تأکید شده: «... آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه‌های درونی و دنیا فریبی را شناخته و برحذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره‌ساز ماست.

ای عاشقان اباعبدالله(ع)، بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه‌ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل کنیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری بجا آورده باشیم...».

موسی کاظم‌زاده

captcha