
در روایات اسلامی به علم، کتاب و نوشتن اهتمام شده است؛ تا آنجا که فراگیرى آن فریضه دینى به شمار آمده و حتى پیامبر اسلام (ص) در هنگامهاى که به مجاهدان شهادتطلب نیاز داشت، مرکب عالمان را برتر از خون شهیدان مىدانست: «مِدادُ العُلَماءِ اَفْضَلُ مِنْ دِماءِ الشُهَداءِ.» تأکید قرآن کریم و روایات معصوم (ع) برفراگیرى دانش، از مهمترین علل و موجبات توجه مسلمانان به کتاب و کتابخانه گردید.
در همان سدههاى نخستین، بسیارى از عالمان، فقیهان، محدثان و دانشوران مسلمان به تدوین علوم اسلامى پرداختند و رسالهها، کتابها و مجموعههایى ارزشمند در رشتههاى گوناگون به نگارش در آوردند؛ و ازاین رهگذر، هزاران کتابخانه تأسیس گردید که یکی از مهمترین کتابخانههای ایران و کشورهای اسلامی کتابخانه آیتالله العظمی مرعشی نجفی در هسته مرکزی شهر و در خیابان ارم در جوار بارگاه ملکوتی حضرت معصومه(س) است.
حجتالاسلام مرعشى، فرزند این مرجع تقلید فقید در جمعآورى ذخایر این کتابخانه سهم بسزایى دارد و ایشان از دیرباز به این نکته واقف بودهاند که تنها گردآورى میراث اسلامى نمىتواند عامل حفظ و اشاعه آنها باشد، بلکه باید شرایطى فراهم آید تا این ذخایر به همگان شناسانده شود و پژوهشگران بتوانند از آنها سود جویند.
مراحل شکلگیرى کتابخانه
هسته اولیه این کتابخانه هنگامى که مؤسس بزرگوار کتابخانه در نجفاشرف به تحصیل اشتغال داشتند شکلگرفته است که در آن روزگار ارزش و اهمیت میراث اسلامى بر همگان روشن نبود. ایشان نخست فهرستى از کتابهاى ارزشمند خطى و چاپى نادر را که در کمتر کتابخانهاى یافت میشد تهیه کرد؛ به امید آن که بتواند به تدریج آنها را به دست آورد.
عدم تمکن مالى و رقیبان قدرتمندى که میراث فرهنگى اسلامى را از کشورهاى اسلامى خارج مىساختند، دو مشکل اساسى بر سر راه ایشان بود؛ حتى روزى بر سر خرید یک نسخه خطى با نماینده کنسول انگلیس در عراق درگیر شد و شبى را در زندان سپرى نمود.
آیتالله مرعشى با انجام نماز و روزه استیجارى، حذف یک وعده غذاى روزانه، کاستن بخشى از مخارج زندگى و کار شبانه در کارگاههاى برنجکوبى در نجفاشرف ـ پس از فراغت از درس و بحث، و با انگیزه و عشق سرشار به جمعآورى میراث و ذخایر اسلامى و فائق آمدن بر مشکلات و شکنجههاى روحى، که در مسیر این هدف مقدس قرار داشت ـ سرانجام به مجموعهاى نفیس از نسخههاى خطى و کتابهاى چاپى نایاب دست یازید.
هنگامى که ایشان طلبه بود و در نجفاشرف با شهریهاى اندک زندگى میکرد، بارها اتفاق مىافتاد که ترجیح مىداد با این مبلغ کم نیز کتاب بخرد. با مهاجرت ایشان از عراق به ایران در سال ١٣۴٢ق، مجموعههاى فراهم شده نیز به ایران انتقال یافت و در منزل شخصى خویش به نگاهدارى از آنها پرداخت؛ و به جمعآورى دیگر نسخههاى نفیس همّت گمارد.
در همان دوران استادان مشهور دانشگاه به قم مىآمدند و از نسخههاى نفیس موجود در منزل ایشان که در هیچ کتابخانهاى یافت نمىشد بهره مىگرفتند. شیخ آقابزرگ تهرانى در تألیف الذریعة، از کتابخانه معظمله بیشترین بهره را برده و در جاىجاى این اثر از ایشان یاد مىکند.
نسخه خطى نفیس را، که بیشتر به فارسى بودند، به کتابخانه دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران اهدا نمود، که در مقدمه جلد اول فهرست نسخههاى خطى آن کتابخانه بدان اشاره شده است.
پس شمار بسیارى از نسخههاى خطى و چاپى دیگر خود را به کتابخانههاى آستان قدس رضوى در مشهد مقدس، آستانه حضرت معصومه (ع) در قم، آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز، آستانه حضرت عبدالعظیم در شهر رى و مدرسه فیضیه در قم هدیه کردند، که مجموعاً به هزاران جلد مىرسد.