
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، علیرضا پرورش، رئیس حوزه هنری شیراز شب گذشته، 25 فروردین در بحث ارزیابی سنت و مدرنیته گفت: شهید سیدمرتضی آوینی بهعنوان چهره شناخته شده در هنر است و آوینی کسی بود که در زمان حیاتش کشف نشد، بلکه شخصیت او را زمانی یافتند که دیگر در این دنیا نبود و اگر آوینی «شهید آوینی» شد بهخاطر آن است که پا بر روی نفس خود گذاشت.
وی با اشاره به اینکه فراموش کردن خود و پا گذاشتن بر روی نفس جنبه افلاکی دارد، ادامه داد: اشعار و کتابهای ادبیات ما آکنده از شکوهها و گلایههای عاشق از معشوق که برای رسیدن به حقیقت هستی و آفرینش است و کسی نمیتواند ادعا کند که به حقیقت رسیده است؛ چرا که لازمه رسیدن به حقیقت گذشتن از خود است.
رئیس حوزه هنری فارس اظهار کرد: اغلب تحولات فرهنگی، سیاسی و... بعد از دوره مدرنیته بوده و در واقع اصل مدرن بر این باور است که هر آنچه را که از جهان فهمیدی و درک کردی حقیقت است که این مسئله منجر به روح عصر مدرن یعنی اومانیسم شد.
پرورش با بیان این که علم از نظر برخی دانشمندان توانایی انسان در تسخیر طبیعت است، افزود: این مسئله تأثیرات بسیاری بر روی اجتماع و انسانها گذاشت و سبب شد که به همه چیز با دید نسبی نگاه کنند.
هنر رسالتی جز خود هنر قائل نیست
وی بیان کرد: هنر از نگاه سعدی و حافظ یعنی بیان حقیقت اما هنر مدرن بیش از آنکه بیانگر حقیقت باشد به نگاه هنرمند بر میگردد که بر این باورند هنر رسالتی جز خود هنر قائل نیست.
رئیس حوزه هنری فارس با اشاره به اینکه مدرنیته شدن منافع بسیاری را برای انسانها دارد، عنوان کرد: انسان باید تأمل کند که در مقابل این تحولات چه چیزهایی را از دست میدهد.
پرورش ادامه داد: شهید آوینی ویژگی منحصر بهفردی که داشت این بود که این پدیده سنت و مدرنیته را خوب شناخت و ما نیز باید برای اینکه بفهمیم در کجا قرار داریم و هدفمان را مشخص کنیم باید این دو پدیده را خوب بشناسیم و بدانیم چه تأثیراتی بر زندگی ما دارند.
هستیشناسی و معرفتشناسی از پیشفرضهای هنر سنتی است
وی هستیشناسی و معرفتشناسی را از پیشفرضهای دوره سنتی دانست و گفت: هستیشناسی بیانکننده آن است که این جهان حقیقی دارد و معرفتشناسی گویای اینکه این حقیقت قابل درک است و رسیدن به آن کمال انسان را بهدنبال دارد.
رئیس حوزه هنری فارس با تأکید بر اینکه انسان بهراحتی نمیتواند حقیقت را درک کند، عنوان کرد: مواجه شدن با حقیقت مقولهای اساسی حیات و هدایت انسان است و در دین این حقیقت است که خود را به انسان نشان میدهد و برای درک حقیقت و اینکه کدام یک حق است باید مجاهده کرد؛ چرا که درک حقیقت تنها با مطالعه امکان ندارد.
پرورش یادآور شد: انسان باید مبانی دنیای جدید و سنت را بشناسد و تکلیف خود را با این دو پدیده روشن کند؛ چرا که یک مؤمن وظیفه دارد که بداند از کجا آمده و در کجا قرار دارد و به کجا رهنمون میشود و امروزه باید کاری را بکنیم که همراه با مدرنیته حرکت کنیم اما فرهنگ و سنتهای خود را از یاد نبریم.