
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، یکی از ویژگیهای امام خمینی(ره)، این بود که در کنار کارهای مهم روزمره، هرگز برنامه تلاوت قرآن را ترک نمیکردند. آن چه مسلم است اینکه ایشان براساس یک برنامه مشخص، روزانه چند جزء تلاوت میکردند.
در هفت سالگی قرآن ختم شد
امام(ره) در مکتب خانه آخوند ملاابوالقاسم تحصیل میکردند. ملاابوالقاسم پیرمردی بود که مکتب خانهاش نزدیک ما بود. من هم پیش او درس خوانده بودم. هر یک از ما بچهِها در مکتب خانه روزی نیم جزء قرآن میخواندیم و هر وقت کسی قرآن را ختم میکرد و به آخر میرسید، رسم بود که به سایر بچهها و به ملاّ، ناهار بدهد.
امام(ره) پس از ختم قرآن که سنش تقریباً هفت سال بود برای فراگیری ادبیات و درس عربی نزد شیخ جعفر پسرعموی مادر ما رفت.
امام(ره) در کوتاهترین فرصت قرآن میخواندند
امام (ره) در فاصلهای که بعد از نماز ظهر و عصر برای ناهار میآمدند، اگر در این مدت کوتاه چند دقیقهای فرصت پیدا میشد قرآن برمیداشتند و میخواندند که گاهی این اوقات کمتر از دو دقیقه بود ولی ایشان نمیگذاشتند بیهوده عمرشان به هدر برود.
وقتی مرحوم آقا مصطفی رحلت کرده بودند قرار شد جمعی به اتفاق حاج احمدآقا به محضر امام(ره) برسند و به صورت تدریجی خبر را به ایشان برسانند. یکی گفت از حاج آقا مصطفی تازه از بیمارستان چه خبر؟ آقای میرزاحبیبالله اراکی گفت: الان از بیمارستان تلفن کردند که ایشان را مثل اینکه باید زودتر به بغداد برسانند. احمدآقا جلوی صدای گریهاش را نتوانست بگیرد ولی رویش را برگرداند که آقا او را نبینند. ولی امام(ره) صورتش را برگرداند و گفت احمد چه شده؟ مگر حاج آقا مصطفی مرده؟ اهل آسمانها میمیرند و از اهل زمین کسی باقی نمیماند، همه میمیریم. آقایان بفرمایید سرکارتان. خودشان هم بلند شدند و وضو گرفتند و مشغول خواندن قرآن شدند.
روزی هفت بار قرآن میخواندند
امام(ره) روزی هفت بار قرآن میخواندند.اوقات قرائت ایشان که حاج احمد آقا میفرمودند روزانه چهار جزء قرآن را شامل میشود به ترتیب عبارت بودند از قبل از نماز صبح، بعد از نماز صبح، ساعت 9 صبح، قبل از نماز ظهر، بعداز ظهر (بعد از قدم زدن روزانه)، قبل از نماز مغرب و بعد از نماز عشاء.
بخوان جانم
وقتی هلی کوپتر به زمین نشست افراد انتظامات یک دالان انسانی تا نزدیکی جایگاه درست کردند و امام(ره) همراه حاج احمد آقا و چند تن از روحانیان روی جایگاه قرار گرفتند. نخست یک نوجوان با صدایی بسیار خوش و دلنشین چند آیه از قرآن مجید همراه با ترجمه قرائت کرد. هر بار که او میخواست ختم کند، امام(ره) به او میگفت؛ بخوان جانم.
این چه کاری است که میکنید؟
یکبار فردی تعدادی قرآن در قطع کوچک که فقط محتوی چند عدد از سورههای قرآن است را آورده بود تا پس از امضای امام برای رزمندگان جبههها هدیه ببرد. وقتی یکی از آقایان پاکت محتوی قرآنها را برداشت و به طرف امام نزدیک کرد، امام(ره) به گمان آنکه طبق معمول که گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک خدمتشان میبردیم دستشان را جلو آوردند ولی وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد فرمودند؛ اینها چیست؟ به عرض رسید؛ قرآنهایی است که برای تبرک خدمتتان آوردهاند. امام که همیشه حرکاتش کاملا آرام و معقول بود ناگهان به طور بیسابقهای با شتاب و شدت مضطربانه دستشان را عقب کشیده و با لحن تند و عتابآمیز فرمودند؛ من قرآن را تبرک کنم؟ این چه کارهایی است که میکنید؟
چون قرآن میخواندی به تو علاقهمند شدم
ابراهیم خادم نجفی، خدمتکار منزل امام(ره) در نجف بیان میکند؛ در حرم حضرت علی(ع) قرآن میخواندم و دائماً آنجا بودم. امام مرا در آنجا دیدند و علاقهمند بودند که مرا بپذیرند. پیش از آن یک نفر را به سراغ بنده فرستادند. ابتدا نرفتم چون تصور میکردم امام از من دلگیر هستند و قصد شکایت دارند. بار دوم همان شخص به سراغم آمد و گفت؛ امام با تو کار دارند. گفتم: شما را به خدا بگویید چه کار دارند. گفت: به خدا نمیدانم. گفتم: نکند از دست من ناراحت هستند. گفت: نه فقط به من گفتهاند که برو آن مردی را که در حرم است به اینجا بیاور. به او گفتم: شما بروید من خواهم آمد، او هم رفت. وقتی خدمت امام رسیدم از بنده پرسیدند. اسمت چیست: گفتم: حاج ابراهیم خادم نجفی . فرمودند: دوست داری در این خانه بمانی و به ما کمک کنی؟ گفتم: آقا من چه کاری از دستم ساخته است؟ فرمودند: در کارها وارد میشوی. مطمئن باش که در اینجا راحت هستی. ضمناً من به خودت علاقهمند شدهام و مهم نیست که چقدر در انجام کارها توانا باشی، چون تو آدم مومنی هستی و من هر موقع که به حرم میآمدم، تو را مشغول قرآن و دعا میدیدم.
انس ویژه با قرآن در ماه رمضان
حضرت امام(ره)، توجه ویژهای نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقاتهای خودشان را در ماه رمضان تعطیل میکردند و به دعا و تلاوت قرآن و ... میپرداختند و خودشان میگفتند؛ خود ماه مبارک رمضان، کاری است. در این ماه، ایشان، شعر نمیخواندند و نمیسرودند و گوش به شعر هم نمیدانند، دگرگونی خاصی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد میکردند، به گونهای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپری میکردند.
یکی از همراهان امام در نجف اظهار میکرد؛ امام خمینی(ره) در ماه رمضان هر روز 10 جزء قرآن میخواندند. یعنی در هر سه روز یک دوره قرآن میخواندند. برادران خوشحال بودند که توانستهاند دو دوره قرآن را در ماه رمضان بخوانند ولی بعد فهمیدند که امام 10 دوره قرآن را ختم کردهاند.
هر کس میخواهد از آدمیت سر دربیاورد باید قرآن بخواند
وقتی غذای امام را داخل اتاق میبردم وارد اتاق که میشدم میدیدم قرآن را بازکردهاند و مشغول قرائت قرآن هستند مدتی این مسئله (کثرت قرائت قرآن) ذهنم را مشغول کرده بود تا اینکه روزی به امام عرض کردم: حاج آقا شما سراپای وجودتان قرآن عملی است دیگر چرا اینقدر قرآن میخوانید؟ امام مکثی کردند و فرمودند؛ هر کس بخواهد از آدمیت سر دربیاورد و آدم بشود باید دائم قرآن بخواند.