
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین محمود رجبی، قرآنپژوه و قائم مقام موسسه امام خمینی(ره) امروز چهارم اردیبهشت در پیش نشست همایش علامه طباطبایی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سخنانی با اشاره به منابع علامه در تفسیر قرآن به قرآن گفت: برخی از اینکه علامه طباطبایی روش خود را تفسیر قرآن به قرآن دانسته و از کسانی که نظر خود را بر قرآن تحمیل کردهاند برائت میجوید تصور کردهاند علامه به هیچ عنوان نمی پذیرد که روایات منبع تفسیر باشند و به همیت دلیل آن را نقصی برای ایشان بر شمردهاند.
وی افزود: علامه طباطبایی علاوه بر قرآن کریم، روایات و عقل را هم به عنوان منبع قرار داده است البته علامه به شهود و دریافتهای عرفانی در تفسیر بهایی نمیدهد هر چند در بطن قرآن به آن توجه دارد.
استادیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ادامه داد: شفاف سازی این منابع و تبیین دقیق دیدگاه های علامه در مورد میزان اهمیت هر یک از این منابع رمینه مخالفتها با تفسیر ایشان را از بین خواهد برد زیرا بسیاری از مخالفتها ناشی از عدم شناخت دقیق دیدگاه های ایشان در استفاده از منابع برای تفسیر است.
رجبی اظهار کرد: علامه از یکسو تاکید دارد که قرآن نیازمند غیرقرآن نیست و از طرفی بر بهره گیری از روایات قطعی ائمه(ع) تاکید دارد و این دو با هم تنافی ندارند البته همین موضوع گاهی برای برخی افراد خلط میشود و تصور میکنند علامه فقط تفسیر قرآن به قرآن را قبول دارد.
این قرآن پژوه تصریح کرد: از دید علامه طباطبایی هیچ نوع اغلالی در آیات قرآن وجود ندارد و اگر مواردی مانند متشابهات دارای ابهام بود باید آن را به وسیله محکمات برطرف کرد .
تبیین یک ابهام
رجبی با بیان اینکه بی نیازی قرآن از غیر قرآن با نیاز مفسران قرآن به غیرقرآن متفاوت است گفت: علامه در عین اینکه قرآن را به علت تبیان بودن و نداشتن ابهام از غیر خود بی نیاز می داند در عین آن مفسر را از رجوع به روایات قطعی الصدور بی نیاز نمی داند و معتقد است بی نیازی قرآن از غیرقرآن به معنای بی نیازی از عقل و روایت در تفسیر نیست.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار کرد: در دیدگاه علامه طباطبایی چهار اصل شامل مقصود از تفسیر، قلمرو تفسیر، تکیه بر دادههای یقینی و عدم تحمیل مطلبی بر قرآن وجود دارد؛ در حبحث مقصود از تفسیر علامه می گوید آنچه خداوند خواسته با این عبارات منتقل کند چیست و پاسخ میدهد که خداوند حکیم مطلبی را با ابهام و اغلال به بنده منتقل نمیکند و قرآن پیچیدگی ذاتی ندارد.
رجبی عنوان کرد: علامه در قلمرو تفسیر بطن را از این قلمرو خارج کرده و بر لزوم اتکاء به داده های یقینی و نه ظنی همچنین بدیهیات عقلی تاکید کرده است و معتقد است که نباید متخصصان رشتههای دیگر دادههای علمی رشته خود را بر قرآن تحمیل کنند بلکه وظیفه تفسیر تبیین و کشف است.
عضو گروه قرآن و حدیث موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه از دید علامه قرآن در میان منابع تفسیردر جایگاه برتر نشسته است گفت: تفسیر قرآن به قرآن ابداعی و انحصاری علامه نیست و تفاسیر متعددی هستند که اولین و مهمترین منبع خود را قرآن قرار دادهاند و آنچه انحصاری علامه است این است که وی به تبیین دقیق، برهانی کردن و استفاده بیشتر از این منبع تکیه کرده است و اتفاقا مشی کاملا اعتدالی در استفاده از منابع را برگزیده در حالی که مفسران متعددی دچار افراط و تفریط شدهاند.
قرآن هیچ ابهامی ندارد
رجبی تاکید کرد: آنچه علامه میگوید این است که قرآن در بیان خود حتی در یک آیه هیچ ابهام و اغلالی ندارد البته در ایاتی که مدلولی برای مخاطب داشته است وگرنه در برخی آیات مانند حروف مقطعه که نه محکم و نه متشابه هستند ممکن است اغلال باشد.
وی ادامه داد: علامه مرجع تفسیر متشابهات را محکمات می داند و آنچه در تفاسیر دیگر آمده که ایشان نمیپذیرد یا بیان قرآن نیست و در مقوله تفسیر نیست، یا کشف مدلول نیست و یا تحمیل از خارج و معانی بطنی است که از قلمرو تفسیر خارج است و یا جزء دادههای غیریقینی است که علامه آن را قبول ندارد.
رجبی با بیان اینکه خودبسندگی مطلق قرآن در تفسیر با دیدگاه علامه منطبق نیست به گونهای که برخی حتی خواستهاند تعداد رکعات نماز را هم از قرآن استخراح کنند عنوان کرد: علامه معتقد است که مفسر ضرورت دارد تا برای فهم روش و منطق اهل بیت(ع) در تفسیر قرآن به روایات آنان مراجعه کند زیرا با وجود عدم پیچیدگی هیچ مفسری نیست که بتواند مفهوم تمامی آیات را بفهمد و به همه مدالیل آن دست یابد لذا باید به روایات قطعی الصدور مراجعه کند.
وی گفت: قرآن چون خلاف عقل سخن نمی گوید و بدیهیات عقلی هم اموری پذیرفته شدهاند بنابراین در تفسیر علامه بر تکیه بر قرآن و روایات می توان به عقل نیز تکیه کرد و ایشان همچنین مشیی داشتهاند و حتی در بحث روایات شاهدیم که ایشان در زمره مفسرینی است که بیشترین اهتمام را به روایات داشته و حتی به روایاتی مراجعه کرده که در تفاسیر روایی محض مانند نورالثقلین نیامده است.
علامه پیشتاز استفاده از روایات
رجبی عنوان کرد: روایات در منطق علامه بیش از منطق هر مفسر دیگری مورد استفاده بوده است و بها داده شده و ایشان اولین تفسیری را که نوشت نیز با هدف جمع میان قرآن و روایات بود و حتی روایاتی که سند ضعیفی دارند را نقل میکند اما در تفسیر تنها روایات قطعی الصدور را به عنوان منبع میپذیرد.
رجبی در خاتمه با تاکید بر استفاده علامه از روایات و عقل در تفسیر در کنار قرآن اظهار کرد: این جفا در حق علامه است که بگوئیم ایشان در تفسیر المیزان به روایات کم توجهی کرده است و ایشان را متهم به کم اعتنایی به روایات کنیم.