
زهره امیدیپور، مدرس حوزه علمیه الزهرا(س) آبادان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در خصوص آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت [الهى و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود»(احزاب، 72) عنوان کرد: بر اساس این آیه، خداوند ابتدا این امانت را به آسمانها، زمین و کوهها عرضه کرد و آنها که توانایی حمل آن را نداشتند از پذیرش امانت ابا کردند و انسان که ظلوم و جهول است آن را پذیرفت.
وی گفت: مضمون کلی آیه نشاندهنده آن است که این امانت هر چه که باشد، به گونهای است که انسان در قبال آن سه حالت پیدا میکند؛ یا انسان مؤمنی است که این امانت را حفظ میکند، یا انسان مشرکی است که در این امانت خیانت میکند و یا منافق است که در ظاهر این امانت را دارا است اما در باطن چنین نیست از این رو در پایان آیه، خداوند به این دو دسته وعده عذاب داده است.
تمام موجودات هستی سپاسگزار خداوند هستند
امیدیپور با بیان اینکه این امانت باید امری باشد که قابلیت عرضه کردن به زمین و آسمان و کوهها و انسان را داشته باشد، با طرح این پرسش که منظور از عرضه در این آیه چه بوده است، گفت: مفسران طبق روایات «عرضه» در این آیه را به معنای استعداد دریافت دانستهاند. حال این امانت چیست که زمین و آسمان و کوهها استعداد دریافت آن را نداشتند؟ آیا این امانت شکر و سپاسگزاری خداوند بوده است؟ این احتمال درست نیست، چون تمام موجودات هستی سپاسگزار خداوند هستند. آیا این امانت، میتواند فطرت باشد؟ این نیز صحیح نیست؛ چراکه موجودات جمادی مثل آسمان و زمین و کوهها، ساختار وجودیشان مانند انسان نیست که دارای فطرت باشند. آنچه از سخنان ائمه(ع) به ما رسیده و در تفسیرالمیزان بیان شده آن است که این امانت «ولایت الهی» است.
این مدرس حوزه علمیه توضیح داد: ولایت الهی به این معنی است که انسان ظرفیت و استعداد آن را دارد که با اعمال خود و دانشی که کسب میکند به مقامی برسد که تحت عبودیت صددرصد خداوند قرار بگیرد.
تکلیف، مقدمه رسیدن به عبودیت است
وی افزود: بر این اساس منظور از امانت چنان که برخی گفتهاند، تکلیف الهی نیست چون تکلیف، مقدمه رسیدن به عبودیت است و هدف غایی آن همان رسیدن به ولایت الهی است که مصداق کامل آن در پیامبر(ص) و اولیاء الهی تبلور پیدا کرده و سایر انسانها توانایی آن را دارند که به آن دست پیدا کنند.
امیدیپور ادامه داد: سرباز زدن زمین و آسمان و کوهها از پذیرش همان عدم استعداد آنها است. حال چرا در ادامه از انسان که این امانت را پذیرفته است، به عنوان ظلوم و جهول یاد شده است؟ باید گفت همین دارای ظلم و جهل بودن انسان، نشان دهنده این است که وی استعداد پذیرش دارد. چرا که در برابر ظلم، عدل و در برابر جهل، علم قرار میگیرد. یعنی انسان قدرت دارد به کمالات بالاتر برسد. حال برخی در ظلم و جهل خود باقی میمانند و برخی با دریافت ولایت الهی، پشتکار و تهذیب نفس از این حالت خارج شده و به کمالات الهی میرسند.
مدرس حوزه علمیه الزهرا(س) آبادان اظهار کرد: اشاره به اینکه خداوند تواب و رحیم است، به این معنا است که انسانها در هر برههای از راه دور افتاده و از ولایت خداوند خارج شدهاند، میتوانند بازگردند و مشمول رحمت الهی شوند، این موقعیتی است که انسان دارد و میتواند آنچه را از بین برده جبران کند.
وی با بیان اینکه دستهبندی آیه 73 این سوره از انسان که وی را به مؤمن، مشرک و منافق تقسیم کرده است، بر اساس نحوه دخل و تصرف وی در این امانت صورت گرفته، خاطرنشان کرد: امانت که مقصود از آن ولایت الهی است، صرفاً پرستش خداوند نیست؛ بلکه باور ذاتی و درونی انسان نسبت به خداوند است که در تمام وجودش نفوذ میکند. این باور در مرحله اجرا، گاهی به صورت کامل تحقق پیدا میکند، مانند انسانهای با تقوی که عامل به تکالیف الهی هستند. برخی نیز در این مسیر از روی ضعف اراده و فریب نفس، دچار لغزش میشوند و پس از آن برای جبران کاری که خلاف باور از آنها سر زده توبه میکنند. اینها درجات ایمان است. گاهی عمل با باور کاملاً یکسان است و گاه کاملاً یکسان نیست و لغزشهایی از روی ضعف ایمان رخ میدهد که از سوی فرد جبران میشود؛ این دو گروه مؤمن هستند.
امیدیپور ادامه داد: گاه باور غلط است و به تبع آن رفتارها نیز نادرست است، این گروه مشرکان هستند و گاه باورها کاملاً غلط ولی رفتارها صحیح است که این دسته منافقان هستند که در ظاهر عامل به تکالیف هستند ولی در باطن اعتقادی به آنها ندارند.