
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، دوباره هوای آسمان و دلهایمان بهاری است؛ چراکه آسمان ندای آمدن فرزندی را میدهد که خود، به سخاوت دستهایش غبطه خواهد خورد، فرزندی که با حضور سبز خود، مسیر امامت را تا رویش اولین سپیده موعود، ادامه خواهد داد و نخوتِ مستبدان را با بردباری علم خود، خواهد شکست.
و با تمام خردسالیاش، خاک پای «ابنالرضا» را آسمان، سُرمه خواهد کرد و زمین، شکوفههای گیلاس را به پایش خواهد افشاند و مانند نسیم بهاری بر تمام آدمیان میوزد و کسی که مسکینان را با ملاطفتش و درماندگان را با اجابتش یاری میکند.
در این روز خجسته اوصاف کسی را باید گفت که قلم و زبان از وصف او عاجزند؛ چراکه آسمانی را جز آسمانی نتواند توصیف کرد! و کسی میآید، تا ادامه دهنده وقار پیامبر(ص)، صبر علی(ع)، معصومیت زهرا(ع)، سخاوت حسن(ع)، شهامت حسین(ع)، عبادت سجاد(ع)، علم باقر(ع)، حلم صادق(ع)، مظلومیت کاظم(ع) و کرامت رضا(ع) باشد.
میآید تا تمام نگاههای فقیرانه را با نسیم یادش، بنوازد، تا یگانه فرزند روزگار خویش باشد که حتی آینهها به زیبایی و کمالش رشک میبرند، درود بر آمدنش! درود بر لحظههای سبز شادمانی! درود بر آمدنش که سبزترین نهال «امامت» خواهد بود و درود بر زیبایی زندگیاش که جاریترین لحظههای سخاوت را با«یا اَجْوَد الاَجْوَدینْ» تفسیر کرد و درود بر آمدنش که ما را به بهاری جاودانه، بشارت میدهد!

حضرت امام محمدتقى(ع) دهم ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود، پدر بزرگوارش حضرت رضا(ع) و مادر ارجمندش بانویى مصرى تبار به نام سبیکه بود. ریحانه و خیزران از دیگر نامهاى مادر ایشان است.
حضرت رضا(ع) در مورد منزلت فرزندش امام جواد(ع) و مادر مکرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من داراى پسرى شدهام که همچون موسى شکافنده دریاهاى علم است و مانند عیسى مادرى پاک دارد، پیشواى نهم در سن 7 سالگى به امامت رسید و هفده سال رهبرى شیعیان را به عهده داشت. دوران امامت آن حضرت با دو نفر از خلفاى ستم پیشه عباسى مأمون و معتصم مقارن بود.
حضرت جواد(ع) بر این باور بود که آیات الهى باید در جامعه فراگیر شوند و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلال روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت سعى میکرد در گفتوگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده کند. امام جواد(ع) بهعنوان پاسدار حریم وحى از تفسیرهاى نابجا و غیرعقلانى آیات قرآن جلوگیرى کرده و علما و دانشمندان را بهسوى فهم صحیح آیات راهنمایى مىکرد.

یکى از خطراتى که همیشه بزرگان و رهبران یک مذهب یا کشور را تهدید میکند، وجود اطرافیان ناصالح است که بهخاطر اغراض انحرافى، مادى یا اعتقادى پیرامون بزرگان را گرفته، بین آنان و مردم فاصله ایجاد و راههاى ارتباطى آنان را با مردم قطع میکنند. اگر بزرگان مواظب اینگونه افراد نباشند، چه بسا زیانهاى جبران ناپذیرى به بار خواهد آمد.
در زمان امام جواد(ع) نیز اینگونه افراد با سوء استفاده از کمى سن امام(ع)، به خیال خود فکر میکردند میتوانند بر امور امام(ع) مسلط شوند و هرطور که خواستند، عمل کنند، اما ایشان این خطر را احساس و بىهیچ اغماضى آنان را طرد کرد. ابوالعمر، جعفربن واقد و هاشمبن ابىهاشم در شمار این افراد جاى داشتند و امام(ع) درباره آنان فرمود: خداوند آنان را لعنت کند زیرا به اسم ما از مردم اخاذى میکنند و ما را وسیله دنیاى خود قرار دادهاند.
سیره اخلاقی امام جواد(ع)
انسان بهطور فطری دوستدار کمال و فضیلتهای انسانی است. او به افراد کمال یافته و آراسته به فضائل و زیباییهای معنوی و حقیقی، عشق میورزد و بیاختیار آنان را تحسین میکند. رمز توفیق امامان شیعه را در صید دلهای پاک و مستعد میتوان در همین نکته جستجو کرد؛ چراکه امامان معصوم(ع) جامع فضایل و مناقب و شایستهترین انسانهای عصر خود بودهاند و حقیقتجویان و سعادتطلبان عالم که وجدانی آگاه و عقلی پویا دارند.
شجاعت در گفتار امام جواد(ع)
یکی از خصلتهای والایی که آن گرامی به تمام معنا حائز بود، شجاعت و صراحت لهجه در گفتارهای حقطلبانه بود، روزی مأمونالرشید از گذرگاهی عبور میکرد، کودکانی که در کوچه بازی میکردند از مشاهده موکب سلطنتی مأمون ترسیده و پا به فرار گذاشتند، فقط یک کودک در جای خود ایستاده بود، مأمون به نزد کودک رسیده و از او پرسید: چرا تو مثل دیگر بچهها فرار نکردی؟ و از سر راه ما کنار نرفتی؟ کودک با کمال شجاعت گفت: من گناهی مرتکب نشدهام تا به خاطر ترس از کیفر آن فرار کنم و راه هم که برای خلیفه تنگ نیست تا با کنار رفتن آن را بگشایم. تو از هر کجای راه دوست داری، بگذر! مأمون که از منطق قوی و صراحت لهجه کودک تعجب کرده بود، گفت: تو کیستی؟ کودک با افتخار تمام گفت: من، محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(ع) هستم.

جود و احسان
معروفترین لقب پیشوای نهم شیعیان جواد(ع) است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطای فراوانش به این نام خواندهاند که برگرفته از نامهای زیبای پروردگار متعال است. در فرازی از دعای امام صادق(ع) میخوانیم: «أَنتَ اللّهُ لا اله الاّ أنْتَ الجَوادُ الماجِدُ» و در فرازی از دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان، همنوا با امام زینالعابدین(ع) میخوانیم: «یا اللّهُ یا جَواداً لا یَبْخَلُ یا اللّهُ لَکَ اْلأسْماءُ الْحُسنی» خداوندا! ای بخشندهای که در او بخل راه ندارد. خداوندا! تو دارای نامهای زیبا هستی! نام جواد یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعال است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقی(ع) تجسم یافته است.
خدمت به مردم و رفع نیازهای آنان در متن زندگی امامان معصوم(ع) قرار دارد. امام جواد(ع) نیز در این عرصه پیشتاز بود. آن بزرگوار میفرمود: انسان با داشتن سه خصلت پسندیده، میتواند به مقام رضوان و خشنودی الهی برسد؛ زیاد طلب آمرزش کردن، نرمخوئی و مدارا با مردم و زیاد صدقه دادن. از منظر امام جواد(ع) خدمترسانی به مردم، در اثر نزول رحمت الهی بر انسان است و اگر فردی در این عرصه کوتاهی و سهل انگاری کند، ممکن است نعمتهای الهی را از دست بدهد. به این جهت، آن حضرت فرمود: نعمت خداوند برکسی فراوان نازل نمیشود مگر اینکه نیاز مردم به وی بیشتر میشود. هر کس که در رفع این نیازمندیها نکوشد و سختیهای آن را تحمل نکند، نعمت الهی را در معرض زوال قرار داده است.