
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، حکیم غیاثالدین ابوالفتح عُمَربنابراهیم خیام نیشابوری در 28 اردیبهشت 427 در نیشابور دیده به جهان گشود. وی به خیامی و خیامی النیسابوری هم نامیده شده است، از ریاضیدانان، ستارهشناسان و شاعران بنام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و حجةالحق لقب داشته است؛ ولی آوازه وی بیشتر بهواسطه نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد.
افزون بر آنکه رباعیات خیام به اغلب زبانهای زنده ترجمه شدهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده که مایه شهرت بیشتر وی در مغربزمین شده است.

اشارهای به مضامین اشعار خیام
برخی افراد خیام را ملحد و کافر مینامند اما اشعار خیام نه تنها بیانکننده کفر نیست بلکه از آیات قرآن برگرفته شده و اگر مضمون برخی از اشعار او بهگونهای است که خواننده احساس میکند که این شاعر کفر میگوید این در حقیقت برداشت نادرست از اشعار این شاعر پارسیگو است نه کفر او، از جمله این اشعار:
از دی گذشت هیچ از او یاد مکن/ فـردا که نیامدست فـریاد مکن/ برنامده و گذشته بنیاد مکن/ حالی خوش باش و عمر بر باد مکن.
خداوند متعال در آیه 23 حدید میفرماید: «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ بر آنچه از دستتان میرود اندوهگین نباشید و بهآنچه به دستتان میآید شادمانی نکنید و خدا هیچ متکبر خود ستایندهای را دوست ندارد»؛ بنابراین با استفاده از این آیات در مییابیم که خیام شاعری بوده که به رموز قرآن آگاه بوده و واژگانی که در اشعار خود به کار میبرده است با شناخت کامل و دقیق از قرآن بوده است.

یکی از برجستهترین کارهای خیام اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک است که در دوره سلطنت ملکشاه سلجوقی بود. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش درباره اصل پنجم اقلیدس نام او را بهعنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده است.

شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابنسینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند هر چند قول مبنی بر اینکه خیام شاگرد ابنسینا بوده است، بسیار بعید مینماید. چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابنسینا را استاد خود میداند اما این استادی ابنسینا، جنبه معنوی دارد.
آرامگاه خیام در محله کهن شادیاخ در نیشابور است. عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی را فراگرفت. برخی نوشتهاند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
نگاهی به دوران زندگی خیام
در زمان خیام فرقههای مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحثها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم میشدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز نظرهای خود را نداشت، حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاستنامه خواجه نظامالملک بنگریم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آنجا، خواجه نظام همه معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت میکوبید و همه را منحرف از راه حق و ملعون میدانست، از نظر سیاست نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد از جمله؛ سقوط دولت آلبویه، قیام دولتِ سلجوقی، جنگهای صلیبی و ظهور باطینان.
باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، از کنار صحن آرامگاه امامزاده محروق گرفته شده است. از طرح آرامگاه امامزاده محروق گرفته شده است. مرگ خیام را میان سالهای 502 ـ 505 و 517ـ520 هجری، میدانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکرهنویسان نیز وفات او را 503 نوشتهاند، اما پس از بررسیهای لازم مشخص شده که تاریخ وفات وی سال 502 بوده است، مقبره وی هماکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع است، قرار گرفته است.

خیام زندگیاش را بهعنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالیکه معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند بیخبر بودند. معاصران خیام نظیر نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکردهاند.
شهرت خیام در غرب بهواسطه ترجمه رباعیاتش است
شهرت خیام در مشرقزمین بهواسطه اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب بهواسطه ترجمه رباعیاتش بوده است. اگر چه کارهای خیام در ریاضیات (بهویژه در جبر) بهصورت منبع دست اول میان ریاضیدانان اروپایی سده 19 میلادی مورد استفاده نبوده است، میتوان رد پای خیام را بهواسطه طوسی در پیشرفت ریاضیات در اروپا دنبال کرد. قدیمیترین کتابی که از خیام اسمی به میان آورده و نویسنده آن همدوره خیام بوده، نظامی عروضی مؤلف «چهار مقاله» است. ولی او خیام را در ردیف منجمان ذکر میکند و اسمی از رباعیات او نمیآورد.