
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، بارها و بارها گفتهایم و شنیدهایم از خوبیها و زیباییهایی که در دینمان وجود دارد. از اخلاص در عمل و دستگیری از یتیم مستمند تا ضرورت احیای امر به هر آنچه معروف و خیر است و نهی از همه شرور و منکرات خواندهایم و دربارهاش صحبت کردهایم، اما شرایط جامعه را طور دیگری میبینیم.
هنوز اگر آشنا و دوستمان برای یک وضوی ساده به اندازه یک غسل آب هدر بدهد حاضر نیستیم به او دوستانه بگوییم، آب را هدر نده. هنوز اگر فرد مستمندی را بشناسیم شاید ته دلمان برایش دلسوزی کنیم ولی حاضر نیستم ذرهای، قدمی برای حل مشکلش برداریم.
تیر تهمت و غیبت بهنوعی گریبان همه ما را گرفته و مطمئن نیستیم اگر از جمعی خارج میشویم پشت سرمان سخنی و حرفی که مایل به آن نیستیم درباره ما نگویند. نُقل مجالسمان مادیگرایی و گفتن از لوازم خانه و لباسهای زیبا و گرانقدر این شخص و آن شخص شده و خود را اسیر دنیای فانی کردهایم.
خانوادههایی که نشانی از کلام وحی در آن دیده نمیشود
در خانوادههایمان آیه 21 سوره روم «...وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً.... ؛ میان شما «همسران» دوستی و مهربانی قرار داد» جاری نیست و لجبازی و خودخواهیها جای گذشت و بخشش بخاطر یکدیگر را گرفته و شاید عمر نیز با همین صفتها بگذره و چیزی از عشق واقعی نصیب انسان نشود.

و همه اینها یک پیام دارد و آن این است که به اندازهای که گفته، شنیده، خوانده و یا حتی نوشتهایم؛ عمل نکردهایم. چیزی که قرآن کریم به شدت ما را نسبت به آن هشدار داده است و دانایان را بیعمل را به الاغی که بر پشت او پر از کتاب است، تشبیه کرده و در آیه 5 سوره جمعه میفرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا .......؛ مَثَل کسانى که عمل به تورات بر آنان مکلف شد و در حالی که میدانستند، آن آن را به کار نبستند، همچون مَثَلِ الاغی است که کتابهایى را بر پشت میکشد».
اگر دوست داریم از این مثال قرآنی که در زمینه کسانی که میدانند و عمل نمیکنند به دور باشیم، باید با گفتن «أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ؛ پناه میبرم به خدا از شرط شیطان رانده شده» گامهای جدی را برای خدایی شدن برداریم و در این راه از صاحب قرآن و اهل بیت(ع) مدد بجوییم.

نفس خویش را مخاطب امر بهخوبیها قرار دهیم
در وهله اول باید از خودمان شروع کنیم و قبل از هر کس نفس خود را امر به خوبی و نهی از زشتی کنیم، خداوند در سوره بقره آیه 44 میفرماید: «أتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ آیا مردم را به نیکى فرمان مىدهید و خود را فراموش مىکنید در حالى که شما کتاب «آسمانى» را تلاوت مىکنید؟! آیا نمىاندیشید»
البته همه چیز به سادگی که در سخن بیان میشود نیست، همان شیطانی که آدم و حوا را به وسوسه گندم یا سیب فریفت، ما را نیز با وسوسه از مسیر انسان شدن و خلیفه خدا شدن باز میدارد که او قسم خورده تا روزی که جهان زنده است، انسانها را فریب دهد.
و انسان مغرور و عصیانگر نیز ممکن است بر همه خوبیها پشت پا بزند و فراموش کند که هرچه دارد مبدأ آن از خدا است و خود در کتاب خویش سوره انفطار آیه 6 اینگونه افراد را مورد خطاب قرار داده و فرموده است: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ؛ ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور ساخته است».
پس باید عزم داشت و هشیار بود و با مراقبت از نفس درون و جامعهای که در آن هستیم، بهگونهای نباشیم که اسلامی سخن بگوییم و ابوسفیانی عمل کنیم.