
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، جوانی، دوره طوفانی عمر است. جوان اگرچه از مرحله نوجوانی که دوره آشوب شدید است بیرون آمده و به دنیای آرامش نسبی وارد شده است، اما همچنان مثل آتش، برافروخته و شعلهور است. جوانی، دنیای تحول است؛ دنیای بحران و دنیای تغییر و تحولات جسمی و غریزی که سبب بروز حالات روحی و دگرگونی عواطف میشود. جوانی سن توقعات جدید و حتی از نگاهی میتوان گفت؛ سن پرتوقعیها، طغیان و امیال و رغبتهاست؛ از اینرو باید به جوانی و جوانان با نگاهی خاص و ژرف نگریست.

سازندگی کشور در نشاط جوانی
جوان، کانون شور و هیجان، مرکز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمایه آینده یک ملت است؛ از اینرو در برنامهریزیها و سیاستهای فرهنگی و اجتماعی توجه ویژهای به این نسل میشود و دولتها برای بهرهبرداری صحیح و استفاده مطلوب از نیروها و استعدادهای جوانان در امور مختلف سازندگی و اداره کشور، تمامی تلاش خود را بهکار میگیرند که شور و نشاط و تواناییهای جوانان را، سالم و سازنده برای رفع نیازها و رفاه و آسایش حال و آینده جامعه هدایت کنند.
جوان سرمایه ملی هر کشور
نسل جوان، از آسیبپذیرترین و حساسترین نیروهای هر کشور است. جوانان، از گذشتههای دور همچنان شکار خوبی برای دشمنان اسلام و انقلاب بودهاند. دشمنان انقلاب، امروز بهخوبی دریافتهاند که غارت و چپاول منابع مادی و معنوی ملل جهان سوم به ویژه کشورهای اسلامی، منوط به تحریف فرهنگ و ارزشهای ملی و مذهبی و از سوی دیگر تحمیل نگرش غربی و سرانجام اشاعه فساد و بیتفاوتی میان مردم به ویژه نسل جوان است. از این روست که ژرفنگری و دقت در امور جوانان و رفع نیازمندیهای فکری و معنوی آنان اهمیت بیشتری مییابد.
الگوی نسل جوان
نسل جوان همیشه بهدنبال الگوی مناسب خود بوده و برای یافتن آن، دو شعار گفتار و عمل را پیش رو قرار داده و بهدنبال الگویی است که به گفتههای خودش جامه عمل بپوشاند. اگر نسل جوان بین گفتار و کردار الگوی خود تضاد و تعارض ببیند نمیتواند به او اعتماد کرده و از اندیشههای او پیروی کند.
همچنانکه راز استقبال و روی آوردن جوانان به امام خمینی(ره) را باید در اهل عمل بودن ایشان جستوجو کرد؛ چراکه جوانان میدیدند که امام(ره) تنها سخن نمیگوید بلکه قبل از سخن گفتن خود به آن عمل میکند.
رشد یا انحراف
پیدایش سؤالات جدید و نیازهای تازه، نشانه انحراف و انحطاط فکری و زاییده هوسهای نسل جوان نیست، بلکه نشانه رشد و حیات یک جامعه زنده است؛ البته به شرط آن که اندیشمندان و فرهنگگستران به وظیفه خود در پاسخگویی و رفع نیازهای این نسل بهخوبی عمل کنند، چون تنها پیدایش سؤال، علت رشد فکری در جوان نیست، بلکه می بایست به سؤالاتشان جواب صحیح نیز داده شود تا رشد فکری جوان در خط پوچی و گمراهی نباشد. همانطور که حضرت علی(ع) میفرماید؛ «ذهن جوان اگر با مطالب حق پر نشود، با مطالب ناحق و پوچ پر میشود؛ از اینرو شایسته است اندنیشه و تفکر جوانان را با مطالب منطقی و صحیح غنی سازیم تا نتیجه آن رشد صحیح فکری جوان باشد».

درمان دغدغههای جوان
شناخت دردها و دغدغههای فکری نسل جوان ضروری است. باید دانست که دردها همیشه نشانه بیماری نیست، بلکه گاه نشانه بیداری نیز هست. برای درمان، باید این نسل نوخواسته را بشناسیم و مزایا و عیبهایش را بدانیم، چه آنکه چاره کردن این مشکلات بدون درنظر گرفتن مزایا و بدون احترام گذاشتن به آنها میسر نیست. با بیاعتنایی به این امر محال است که بتوانیم با نسل جوان ارتباط چارهجویانه، مناسب و منطقی برقرار کنیم. عدم برخورد منطقی و آگاهانه، نسل جوان را به انحراف کشانده و آنها را به مکاتب و اندیشههای منحرف سوق میدهد.
جوان و نیاز
بدون تردید بین همه مراحل عمر آدمی، هیچ مرحلهای به اهمیت مرحله جوانی نیست. واژه جوان یادآور حیاتی پر از نشاط و همراه آن تلاش و کوششی در عرصههای حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. جوان مجموعهای از استعدادهای شکوفا شده و فشرده از نیروهای ذخیره شده آماده به کار و نام و عنوانش یادآور امیدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نیازهای جوان ممکن است فطری یا اکتسابی، طبیعی یا غیرطبیعی باشد. به هر حال انواع نیازها و پیدایش آن در جوانان، عامل تحرک و جنبش و سببی برای دستیابی به رشد، تأمین سلامت جسم و روان و شادابی و نشاط آنان است و باید مورد توجه همه برنامهریزان فرهنگی کشور قرار گیرد.
نیاز اجتماعی و فرهنگی
جوان، خود را عنصری از جامعه و نیازمند معاشرت و همدلی میداند و می خواهد به خانواده، کانون یا گروهی وصل باشد. جوان، نیازمند زندگی در اجتماع و مشارکت در فعالیتهای جمعی است. خود را نیازمند به ادب و اخلاق در روابط اجتماعی میشناسد و به محیطی امن، جامعهای سالم، افرادی وفادار و پایبند به حق محتاج است. او دوستدار قداستهاست، خواهان ظرافت و هنرورزی در کارها و داشتن زمینهای جهت ابداع و اختراع و در سایه آن نام و آوازه است. از این رو برای شناخت جوان، باید نیازهایش را شناخت و تواناییهایش را کشف کرد.
ستایشخواهی جوان
جوان شیفته تحسین و تمجید است. به ستایشها دل میبندد و حاضر است خود را فدای کسی کند که صلاحیت و شایستگی او را تأیید کرده و یا به تعریفش پرداخته است؛ به همین دلیل جوان برای کسیکه او را ستایش میکند بیشتر از دیگران سرمایهگذاری میکند؛ از این رو، شایسته است با ستایشهای تشویق کننده و بهجا در هدایت فکری و روحی جوانان بکوشیم.

جوان و اشتغال
جوان، خواستار شغلی است که در سایه آن بتواند استقلال خود را در عرصه اقتصادی تأمین کند و این برای او یک نیاز و در عین حال یک درخواست است. چه بسیارند مشکلات و نابسامانیهایی که از بیکاری و تنبلی ناشی میشوند. جوان خواستار شغل است ولی نه هر شغلی، بلکه آن کار و شغل که در سایه آن حرمت و آبروی او محفوظ بماند. او نمیتواند با امر و نهی دیگران زندگی کند و نمیتواند سلیقه خود را در خرید اسباب و مایحتاجش نادیده بگیرد و همه این موارد وقتی برای او محقق میشود و وقتی جوان را قانع میکند که او از نظر اشتغال، مشکلی نداشته باشد. امروز مسئله اشتغال جوانان، از دغدغههای فکری مسئولان سیاسی و فرهنگی هر کشور است.
دانشگاه، هدف یا وسیله
بسیاری از جوانان، آینده خود را از دریچه دانشگاه مینگرند. در نظر آنان دانشگاه کانونی است که امیدها، آرزوها و آرمانهایشان بدان جا ختم میشود. چنانچه جوان به دانشگاه راه یابد و پیوند او با دانشگاه برقرار شود. گویی بخش دیگری از هویت اجتماعیاش تکوین می یابد، در این صورت برای مدت کوتاهی، دغدغهای از جهت هدف زندگی و جایگاه اجتماعی خود ندارد؛ اما پس از گذشت مدتی از ورود به دانشگاه، همه چیز برایش عادی شده و این سؤال مطرح میشود که من بهعنوان یک جوان، غیر از دانشجو چه چیزی هستم؟ بدون جواب ماندن پرسشهای اساسی، احساس بیهویتی او را رنج میدهد؛ اما اگر دانشگاه نه بهعنوان یک هدف، بلکه بهمنزله وسیلهای برای جوان، مطرح باشد خطر فقدان هویت او را آزار نخواهد داد.

زندگی مشترک
از مراحل مهم زندگی، اقدام به تشکیل خانواده است که غالباً در آغاز جوانی تحقق مییابد. اگرچه ریشه ازدواج، یک نیاز روحی و روانی است اما این رویداد همچون یک منشور، ابعاد مختلفی دارد که از جمله میتوان به یافتن هویت اجتماعی اشاره کرد.
جوان، زمانی میتواند به یک ازدواج موفق و پایدار اقدام کند که ابتدا درک صحیحی از خویشتن و هویت فردی خود داشته باشد و علاوه بر آن، برداشت منطقی و استواری از معنا و مفهوم زندگی، ازدواج و شریک زندگیاش، کسب کند. در این صورت، ازدواج می تواند در تکوین و تکامل هویت اجتماعی جوان مؤثر باشد.
هویت دینی
فرهنگ اسلام، جوان را در جایگاهی ارزشمند و بلند قرار داده و تعابیر والایی را در شأن او آورده است. دین اسلام، جوان را به ملکوت نزدیکتر از دیگران میداند و معتقد به تکریم و بزرگداشت اوست. در حدیثی از رسول اکرم(ص) آمده که فرمودهاند؛ فضیلت جوان عابد که از آغاز جوانی عبادت کند بر پیری که وقت کهولت به عبادت بپردازد، همانند فضیلت پیغمبران بر دیگر مردمان است.
جوان در نگاه احادیث و بزرگان
حضرت رسول(ص) میفرمایند؛ خداوند بر وجود جوان عبادت پیشه بر ملائکه مینازد و مباهات می کند. پیامبر خدا(ص) همچنین میفرمایند؛ خداوند جوانی را که جوانیش را در بندگی خدا بگذراند دوست میدارد.