
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، انتظار با تنظیم و مهندسی فکر منتظر، فکر عمیق و صحیح دینی را در او شکل میدهد و برای او زمینهای نظاممند برای حل شبههها میسازد و او را از اتلاف عمر در پیچ و خم شبهههای فکری و شهوتهای عملی نجات میدهد؛ چنان که انتظار با بازسازی روحیه منتظر، ظرفیت او را در برابر گرفتاریها و رویارویی با مشکلات افزایش میدهد و روح وی را همچون کوهی میسازد که در مقابل تندبادهای حوادث خم به ابرو نمیآورد.
از طرف دیگر، در فرصت انتظار طرحها و برنامهها پرورش مییابند و نظریهها پخته میشوند و پراکندهکاریها و دوبارهکاریها و بیهودگیها به کمترین اندازه میرسند و سرانجام در سایه انتظار انگیزههای نیرومند شکل میگیرند و عملها را قوت میبخشند و به خمودیها و سستیها پایان میدهند.
بر اساس برخی روایات نخستین راهبرد انتظار را میتوان ورع دانست. امام صادق(ع) فرمود: هر که از شما بخواهد منتظر امر امامت باشد، باید در همان حال که انتظار میکشد به ورع عمل و حسن خلق پیشه کند و به حال انتظار بماند.

ورع را اوج ملکه تقوا و آن را ملکهای قوی دانستهاند که انسان را حتی از میل به گناه بر کنار میدارد و این امر با توجه به گسترش امیال و هوسها و اسبابهای گناه توسط دجال و کسان دیگر در زمان غیبت اهمیت ویژهای مییابد.
حُسن خلق؛ راهبرد منتظران ظهور
همچنین از روایت یاد شده برمیآید که حُسن خلق نیز دیگر راهبرد منتظران ظهور است و این خود هزار نکته باریکتر از مو را همراه دارد. بیشتر آنان که در زمان غیبت به حضور صاحبالامر رسیدهاند یا بهگونهای از عنایت او بهره مند شدهاند، به حُسن خلق شهره بودهاند، مانند مرحوم حاج آقا فخر تهرانی و میرزا جواد آقای تهرانی که تفقد ولی عصر(عج) از آنان به اثبات رسیده و حُسن خلق ایشان بر ملازمانشان پیوسته الهامبخش و درسآموز بوده است.
علاوه بر آن عبادت رسوخ کرده در جان آدمی و همراه با عبودیت، ولایتمداری و ترجیح خواستههای مولا بر هوسهای خویش و شهادتطلبی و آرزوی جهاد در رکاب امام از دیگر راهبرهای انتظار میتوان نام برد.
انتظار صحیح در زندگی، نتایج و آثار بیبدیلی به ارمغان خواهد آورد که تنظیم فکرها، بازسازی روحیهها، پرورش طرحها و انگیزهسازی برای اعمال از جمله این آثار است.
نگاه بیمارگونه به انتظار
از آسیبهای اساسی انتظار، ورود از دریچه خواب، داستانها یا راههایی از این قبیل به حیطه ارتباط با امام عصر(عج) است، بدین معنا که منتظر همه شخصیت امام عصر(عج) را همان انگارد که در خواب دیده یا در داستانهای تشرف خوانده و برای تکمیل نگاه خود منتظر خواب بعدی یا تشرف بعدی باشد یا همه پیوند با امام را منحصر در رؤیا یا تشرف بداند.

این شکل علاوه بر آنکه از منتظر، فردی تک بعدی در حیطه انتظار خواهد ساخت میتواند آسیبهای بزرگ و حتی انحرافهای خطرناک و پیچیده اعتقادی، عملی و اجتماعی را آفریند؛ چرا که بسیاری از رؤیاها یا داستانهای تشرف، بهویژه اگر امری مشتمل بر کارهای نامتعارف اخلاقی و عملی از ساحت معصوم(ع) باشد، به یقین، نادرست و از تسویلات(گمراهیهای) شیطان رجیم است و منتظر نباید با هوسبازی یا جاهطلبی، خود یا اجتماع را دچار آثار این شیطنتها یا خیالپردازیها بکند.
مسلم است که غیبت ولی عصر(عج) بر اساس مصالح حکیمانه الهی است و طبق برخی روایات تا بعد از ظهور حکمت اصلی غیبت پوشیده خواهد ماند؛ بنابراین خروج فرد یا افرادی از این حیطه و توفیق تشرف به محضر ایشان نیز مصلحت حکیمانه دیگری میخواهد، از این رو میتوان ادعا کرد که رؤیت در زمان غیبت اگر همراه نوعی توقع باشد، قطعاً انتظار بجا و صحیحی نخواهد بود و تشویق و ترغیب یا ایجاد حالتهای فوقالعاده عاطفی در افراد از طریق بیان داستانهای مشکوک تشرف، خیالپردازیهای آمیخته با هوسبازی که در برخی کتابها، سخنرانیها یا مداحیها به چشم میخورد، مرضی شارع مقدس نیست؛ بهویژه این امور گاه سبب رفتارهای غیر مؤدبانه یا ابراز کلمات خالی از نزاکت خطاب به حضرت مهدی(عج) میشود و شخصیتی عظیم که خدمت به او آرزوی انبیا و اولیای الهی است با سخنانی سادهلوحانه و دور از معرفت مخاطب میشود.
از سوی دیگر سخنان و یا رفتارهایی غلوآمیز درباره امام معصوم(ع) یا بر زبان راندن کلمات یا انجام دادن رفتارهای ناقص و نابجایی که در شأن و مقام او نیست، هر دو به یک اندازه خطرناک و معصیت هستند و چه بسا در تاریخ گروه فراوانی را از حیطه ولایت یا اصل دین بیرون بردهاند و رفتارهایی همچون بستن قلاده سگ به گردن و خواستن نان از امام مهدی(عج) یا امام حسین(ع)، زخمی کردن سر و صورت، در آوردن صداهای سگ و الاغ نه تنها ابراز علاقه به خاندان توحید و نبوت شمرده نمیشود بلکه نهایت حماقت بلکه نهایت بیدینی و فسق اعتقادی و عملی را نشان میدهد و چارهای جز توبه سریع و ابراز پشیمانی در مجالس همگانی ندارد.
مراجع عظام تقلید و فقها؛ نواب عام حضرت ولی عصر(عج)
به بهانه مجالس مهدوی گاهی کسی ـ اعم از بانی مجلس، سخنران یا دیگری ـ در مجلسی آنقدر اهمیت مییابد که در نبود او دیگر بهانهای برای برگزاری دعای ندبه یا مجلس مهدوی نمیماند؛ گویا امام معصوم جز از طریق این شخص یا این جلسه خاص، شناختنی نیست.
آری علاقه مردم به جلسه یا شخص خاصی بر پایه دلیل مشروع و معقول نه تنها عیبی ندارد بلکه مطلوب است اما پیوند زدن انتظار و ارتباط عاطفی و عملی مردم با امام عصر(عج) به این امور قطعاً بنا بر ادله نفی نیابت خاص و ادله دیگر مردود است.
باید تأکید کرد که جز مراجع عظام تقلید و فقهای عظیمالشان که نواب عام حضرت هستند، هیچکس و هیچ چیز دیگری نسبت به امام مهدی(عج) اولویت خاصی ندارد و نمیتواند مدعی باب یا رابط بودن یا مرشد و مراد بودن داشته باشد و روی آوردن برخی به این اشخاص نه دلیل حقانیت بلکه ناشی از ترکیب دو عنصر هوسبازی و جاهطلبی از یک طرف و سادهلوحی و بیمعرفتی از سوی دیگر است.

گاهی غرق شدن در مطالعه مباحث دینی بهویژه مباحث امامت بهگونهای است که فرد همین اندازه از ارتباط با امام عصر را کافی میبیند و در حیطه عواطف و احساسات میان خود و امام پل نمیزند. خوشبختانه این آسیب کمتر دیده میشود.
پرورش احساسات و عواطف بیاعتنا به غنیسازی معرفتی، گونهای از آسیب است که بهره مؤمن را از دین و امام خویش بسیار کم میکند و متأسفانه این آسیب در جامعه ما بسیار جدی است.
برخی به مباحث مهدویت فقط از زاویه دید فیلمسازان غربی یا مستشرقانی مینگرند که در این عرصه قلم زدهاند و یا فیلمی ساختهاند. این امر اگر بحثی حاشیهای و بهعنوان دشمنشناسی مطرح باشد مطلوب است؛ اما اگر محتوای جلسات مهدوی بدان خلاصه شود، فرسنگها از حیطه انتظار و معرفت دور خواهد بود و دور خواهد کرد.