
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، یکی از ناهنجاریهای اجتماعی که میتوان گفت در تمام جوامع به نوعی رواج داشته و به صورت پدیدهای در همهجا حتی در میان کودکان و نوجوانان بروز پیدا میکند، مسئله دشنام و ناسزا با واژهها و الفاظ زشت است.
فحش مفهوم وسیعی دارد و قاعدتا نمیشود مصداق خاصی برای آن مشخص کرد، اما میتوانیم اینطور تعریف کنیم که فحش و ناسزا به معنای به کاربردن واژههای رکیک و عبارتهای تند و زنندهای است که انسان از امور قبیح و مستهجن با عبارات و الفاظ صریح تعبیر کند و کلمات ناشایست و دور از شأن را بر زبان جاری نماید.
همچنین اگر واژهای در نزد عرف توهین به افراد یا اقوام و... باشد، حکم فحش و ناسزا را دارد، البته طبیعی است که عرف همگان یکسان نباشد و بسته به زمان و مکان متفاوت گردد.

فحش و ناسزا ممکن است مانند خیلی از عادتهای ناپسند در اثر تکرار عادی شود؛ امروزه میبینیم که برخی از افراد اینقدر الفاظ ناپسند را در گفتگوهای روزانه خود استفاده میکنند که اصلا توجه به آن ندارند و برایشان(هم متکلم و هم مخاطب) عادی شده است.
فحش دادن و دشنام عملی زشت و گناه مسلم است و هرگز درخور اهل ایمان و انسانهای خداجو و با وقار و مودب به ادب اسلامی نمیباشد؛ در واقع فحاشی و بددهنی و هرزهگویی و بیان کلمات رکیک، یکی از خصایص زشت افراد فاسد، عاجز، ناتوان و بیمنطق است؛ افراد سفیه بیخرد، در برخورد با مردم چون از منطق و کلام درستی برخوردار نیستند و از دادن جواب صحیح عاجز هستند، بیپروا دهان را باز میکنند و زبان خویش را حرکت میدهند و با الفاظ رکیک، فحاشی میکنند. افراد جاهل و نادانی که با کوچکترین بهانه خشمگین شده، به دور از شرم و حیا، فحش و دشنام میدهند و آبروی دیگران را مورد هجوم قرار داده و از بین می برند.
دیدگاه قرآن درباره فحش و ناسزا
خداوند در قرآن میفرماید «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا: مومنان چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى می گذرند»؛ همچنین میفرماید «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ: معبود کسانی را که غیر خدا را میخوانند دشنام ندهید مبادا آنها(نیز) از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل میکردند آگاه میسازد (و پاداش و کیفر میدهد)».
برخی از مؤمنان بر اثر ناراحتی شدید که از مسئله بتپرستی داشتند، گاهی بتهای مشرکان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام میدادند، قرآن صریحا از این موضوع، نهی کرد و رعایت اصول ادب و عفت و نزاکت در بیان را، حتی در برابر خرافیترین و بدترین ادیان، لازم شمرد؛ دلیل این موضوع، روشن است، زیرا با دشنام و ناسزا نمیتوان کسی را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت که در اینگونه افراد است، سبب میشود که به اصطلاح روی دنده لجاجت افتاده، در آئین باطل خود راسختر شوند، و براحتی زبان به بدگوئی و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشایند، زیرا هر گروه و ملتی نسبت به عقاید و اعمال خود، تعصب دارد.
ناسزاگویی در روایات
در روایات اسلامی نیز منطق قرآن درباره ترک دشنام به گمراهان و منحرفان، تعقیب شده و پیشوایان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور دادهاند همیشه روی منطق و استدلال تکیه کنند و به حربه بیحاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان، متوسل نشوند.

در نهجالبلاغه میخوانیم که حضرت علی(ع) به جمعی از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام میدادند میفرماید «انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر: من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جای دشنام، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذکر شوید(و روی اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستی نزدیکتر است و برای اتمام حجت بهتر».
بین لعن و سب(فحش و ناسزا) فرق است
قرآن تصریح سب و ناسزا حتی به دشمن بدخواه و کافر را ممنوع میداند، اما لعن در مواردی مجاز است و موارد مجاز و عدم جواز آن در قرآن و سنت آمده است، زیرا لعن نشانه برائت، نهى از منکر، بغض، اعلام موضع و... است و در آیات قرآن نیز مکرر استفاده شده است.
کتابهای لغت عموما لعن را به معناى راندن و دور کردن همراه با ناخشنودى و ناراحتى دانستهاند، چنان که لعن از جانب خدا به معناى قطع رحمت و توفیق دنیوى و عذاب و عقوبت اخروى است؛ لعن توسط انسان نیز نوعى دعاى بد، نفرین و بدخواهى براى دیگرى مىباشد، اما فحش کلمهاى است که بر زشتى در چیزى(گفتار یا کردار) دلالت مىکند و هر چیزى که از حد خود تجاوز کند(به صورت نامطلوب) فاحش نامیده مىشود.