
از روزی که خداوند در ازل انسان را خلق کرد تا به امروز مهربانی بیمنتهایش بر سر خلقی که خودش او را در عین توانمندی ضعیف آفرید، گسترده است و همه روابط در عالم هستی را نیز بر مدار محبت، رحمت و مودت قرار داد.
پروردگار از بندگانش خواست او را به نام رحمان و رحیم در راز و نیازهایشان بخوانند و اجری عظیم برای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» قرار داد و بارها و بارها نیز در کتابی که بر رسولش نازل کرد تا بر جان مردم تلاوت کند به دوستی بندگانش گواهی داد و فرمود«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ همانا خدا نیکوکاران را دوست دارد» (بقره/195)، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ؛ همانا خدا توبهکنندگان و پاکیزگان را دوست دارد»(بقره/ 222)، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ همانا خدا اهل توکل را دوست دارد» (آل عمران/159) و از بندگانش نیز خواست این محبت را قدر بدانند و روابطشان با معبود بر همین بنیان باشد که خود نیز در کلامی که بر محمد مصطفی(ص) نازل کرد، فرمود «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ.... و کسانی که ایمان آوردند محبتشان به خدا شدیدتر است» (بقره/165).
محبت، نشانهای راستین میخواهد
ولی محبت نشانهای راستین میخواهد و تنها با گفتن در کلام نمیتوان به این باور رسید که عشق و محبتی حقیقی است. چنانکه در دنیای زمینی و مادی نیز وقتی دو نفر قصد وصل به یکدیگر را دارند، مرد چیزی به عنوان صِداق(مهریه) به زن میدهد تا دلیلی باشد بر اینکه در دوست داشتنهایش صادق است و به همین جهت آن را صداق مینامند.
پروردگار محبتش را به اثبات رسانده و از نطفهای بیمقدار موجودی پرورش داد که به گفته مولای متقیان حضرت علی(ع)؛ دنیایی شگفتانگیز در انسان وجود دارد. برای این مخلوق، پرستارانی که قلبهایشان لبریز از عاطفه و عشق است قرار داد و نامشان را پدر و مادر گذاشت.
به او قدرت کلام آموخت تا بتواند با دیگران از خواستههایش بگوید، به او توان تفکر داد تا به مدد آن مسیر زندگیاش را درست تشخیص بدهد و پیامبرانی که با پیامشان در کنار عقل که رسول پنهانی الهی است، حقیقت را درک کند.
رحمان و رحیم بارها و بارها محبتش را به آفریدههایش ثابت کرده است و چه زیبا در سوره الرحمن چندین بار متذکر شده است «فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ؛ کدامیک از نعمتهای الهی را انکار میکنید؟» و حال نوبت انسان است که عشق به معبود را در عمل به همگان نشان دهد. بهراستی چگونه میتوان با فریادی از صمیم قلب به خالق آسمانها و زمین گفت خدایا دوستت دارم.
رمضان؛ مسیری در انتهای بندگی حضرت حق
رمضان مسیری در انتهای بندگی حضرت حق است و خداوند روزه را بربندگانش واجب کرد چنانکه آمده است «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ نوشته شد بر شما روزه همچنان که بر قبل از شما نوشته شده است تا شاید تقوا پیشه سازید».
آری روزه تمرینی است برای سنجش عیار عشق به آنکه خلقمان کرده است. اگر صادقانه بخواهیم با هم به صحبت بنشینیم برخی از ما نماز میگذاریم، مشتاقانه به حج میرویم و خیلی از واجبات الهی را انجام میدهیم اما زمان روزه سختیهایش بیش از شیرینیهایش در ذهنمان مجسم میشود.
مگر نه این است که هر معشوقی دوست دارد در راه عشق سختی بکشد و این نیشها برای او نوش است پس چگونه است انسان که ادعای دوستی خالق را دارد حاضر نیست کمترین رنجی را در راه خواست خدای خویش تحمل کند.
پس آن زمان که هوای گرم تابستان فشار را بر گلوی خشک تو در رمضان کریم افزون میکند نگاهی به آسمان بیانداز و بگو خدایا دارم دوستیام را به شما اثبات میکنم، پس شما نیز رحمتت را از من دریغ مدار و آن لحظه که پس از 16-17 ساعت روزهداری بر سر سفر افطار نشستی، باز دستهایت را به آسمان بلند کن و بگو خدایا فقط بخاطر شما روزهام را به اتمام رساندم.
حکیمه بهمنزاده