
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، بهراستی که چه زیباست اندیشهای که در مقابل قلم زانو زند و واژگانی که در بیان سخن حق برآیند. در فرهنگ دینی ما، قلم و نوشتن ارزش بسزایی دارد. خداوند در کتاب آسمانی خویش به این خلقت گرانسنگ قسم یاد میکند؛ خلقتی که تجلیکننده معرفت و نورانیت علوم الهی است. ارزش این موجود بینظیر در مکتب اسلام تا آنجاست که یکی از وظایف پدر در برابر فرزند آموزش نوشتن به اوست؛ کمااینکه پیامبر بزرگ اسلام(ص) میفرماید: حق فرزند بر پدر این است که نوشتن را به او بیاموزد.

قدرت قلم متکی بر حق و عدالت است
بدون تردید پیشرفتها، امتیازها و مزایای علمی، دینی، ادبی و فکری که جوامع پیشرفته کنونی از آن برخوردارند، مرهون کوشش و نگارش نویسندگان دیروز است و چشماندازهای امیدبخشی که در آیینه تصورات بشرِ فردا نقش میبندد، به تلاش نویسندگان بشردوست امروز وابسته است و نویسندگان توانا و متعهد گذشته، به منزله شهریاران مقتدری هستند که همچنان از میان مقابر خویش بر ما سلطنت و حکمروایی دارند؛ زیرا قدرت قلمِ متکی بر حق و عدالت، از هر اسلحهای قویتر و برندهتر است.

قلم در آیینه آیات قرآن
در عظمت و شأن قلم همین بس که در قرآن کریم، سورهای به آن اختصاص داده شده و خداوند متعال در سوره مبارکه علق به قلم و آثار آن و سطرها و کلماتی که از قلم بر صفحه کاغذ نقش میبندد، سوگند میخورد «ن وَ القَلَمِ وَ ما یَسطُرون؛ ن، و سوگند به قلم و آن چه مینویسند».
آن چه در این جا بدان سوگند یاد شده است، ظاهراً موضوع کوچکی است؛ یک قطعه نی، و یا هر چیزی شبیه به آن و کمی ماده سیاه رنگ، و سپس سطرهایی که بر صفحه کاغذ ناچیز رقم زده میشود. امّا آنچه که باعث عظمت قلم و نگاشتههای قلم است، سوگندی است که خداوند بدان خورده است؛ زیرا در قرآن کریم خداوند متعال همه جا به مظاهر عالم وجودی که خود خلق فرموده، قسم یاد میکند مانند عصر، شب، فجر، خورشید، ماه و... این ها همه مظاهر آفرینشاند، گردش منظم شب و روز، آفتاب و باران، آسمان و ستارگان، همه و همه، اهمیت دارند و در جهان عظیم خلقت نقشی ایفا میکنند و در زندگی انسان که گل سرسبد آفرینش است، تأثیر مستقیم و غیر مستقیم دارند، قلم نیز یکی از آن مظاهر هستی است.
این آیات شریفه، به روشنی جایگاه قلم را در میدان تعلیم و تعلم بیان میکند. از جمله نکات در خور توجه در این آیات شریفه این است که: عبارت «اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» یعنی تربیت، پرورش و تکامل، در سایه صفت ربوبیت پروردگار، نسبت به «قلم» به کار رفته است و قلم جهت بر طرف کردن جهل بشر، ابزار تعلیم شده است.
«عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» یعنی همان خدایی که بهوسیله «قلم» انسان را تعلیم داد و به او آن چه نمیدانست آموخت، قادر است به بندهای درس نخوانده، مانند پیامبر(ص) قرائت و تلاوت را بیاموزد.
از «اَلَّذی عَلَّمَ بِالقَلَم» دو معنا میتوان دریافت:
الف) خداوند، نوشتن را به انسان آموخت و توانایی این کار بزرگ را که مبدأ تاریخ بشر، و سرچشمه علوم و فنون و تمدن هاست، در او ایجاد کرد.
ب) مراد این است که علوم و فنون و دانشها را از این طریق به انسان آموخت.
و در واقع طبق تفسیر نمونه، ج 27، ص 158، منظور «تعلیم کتابت» است و طبق تفسیر دیگر، مراد، علومی است که از طریق «کتابت» به انسان رسیده است.
عظمت سوگند به قلم (در سوره قلم) هنگامی آشکارتر میشود که توجه داشته باشیم آن روزی که این آیه شریفه نازل گشت، نویسنده و ارباب قلم در آن محیط وجود نداشت، بلکه عربها خواندن و نوشتن را حقیر میشمردند و آن چه در نظر آنها مقدس بود، شمشیر و اسب بود و نه نوشته و قلم. چنان که در مقدمه ابن خلدون درباره آنها آمده است: این قوم بر حسب طبیعت، وحشی و یغماگر بودند و موجبات وحشیگری چنان در میان آنها استوار بود که همچون خوی و سرشت آنان شده بود و از این خوی لذت میبردند؛ زیرا در پرتوی آن از قیود فرمانبری حکام و قوانین سرباز میزدند و نسبت به سیاست و کشورداری، نافرمانی میکردند و پیداست که چنین خوی و سرشتی، با عمران و تمدن منافات دارد... خوی آنها غارتگری بوده و هر چه را در دست دیگران مییافتند، میربودند و تاراج میکردند... .
علاوه بر اینها این آیات شریفه از زبان پیامبر اکرم(ص) که «امّی»، یعنی درس نخوانده بود، تراوش کرد و آن هم در محیطی که جهل و نادانی آن را فرا گرفته بود و نویسندهای در آن وجود نداشت و اگر کسانی مختصر سواد خواندن و نوشتن داشتند، تعداد آنان در سراسر سرزمین «مکه» که مرکز عبادی و سیاسی و اقتصادی «حجاز» بود از بیست نفر تجاوز نمیکرد. نزول این آیات در آن محیط، بیانگر اهمیت ویژه خداوند به «علم و قلم» است.
در کتاب روحالبیان، ج 10، ص 102 بیان شده که شاعری از شعرای عرب با استناد به آیات یاد شده میگوید: آن روز که جنگجویان قهرمان به شمشیرهای خود سوگند یاد کنند، و آن را اسباب بزرگی و افتخار بشمرند، برای قلم نویسندگان همین افتخار و سربلندی در تمام دوران جهان بس که خداوند سوگند به قلم یاد کرده است، نه به شمشیر.
آری؛ پیامبر(ص) در آن اجتماع بی قلم و پرشمشیر، جامعهای را پی ریزی میکند که «قلم» بر «شمشیر» ترجیح دارد و نظام اجتماعی آن بر آزادی بیان و قلم و تراوش فکر و اندیشه استوار است.
در الشهاب فی الحکم و الآداب، به نقل از تفسیر نمونه، ج 24، ص 377 نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: سه صدا است که حجابها را پاره میکند و به پیشگاه با عظمت خدا میرسد: صدای گردش قلمهای دانشمندان به هنگام نوشتن و صدای قدمهای مجاهدان در میدان جهاد و صدای چرخ نخریسی زنان پاکدامن.
نوشتهها میراث ماندگار و صدقه جاریه هستند
کتابها و نوشتهها، منبع و میراث ماندگاری برای نسلهای آینده و خود فرد بهشمار میرود تا آن جا که آنها را جزو صدقه جاریه نیز قرار دادهاند و به راستی که نفع آثار قلم، همواره ادامه دارد و پاداش آن نصیب صاحب آن میشود. پیامبر اکرم(ص) فرموده است: آن گاه که یک فرد مؤمن از دنیا میرود، حتی اگر برگی از نوشتار از خود باقی بگذارد، نوشتاری که مطالب علمی در آن انعکاس یافته است، این برگ بهصورت پرده و حفاظ و سپری او و آتش جهنم خواهد بود و او را صیانت خواهد کرد و خداوند متعال در برابر هر حرفی که در آن نگارش یافته است، شهری گستردهتر از دنیا و آنچه در آن است به وی عطا میکند و نیز فرمود: هر کس دانش یا سخنی از من بنگارد، پاداش او نیز همواره وجود دارد تا هنگامی که آن دانش و سخن بر جا مانده است.
نوشتن، بهترین وسیله برای بیان افکار افراد است. با نوشتن، رازها و اندیشههای درونی بروز و ظهور مییابد و هر آنچه در ذهن پیچیده انسان نقش بسته، به بیرون تراوش میکند و مولای متقیان امام علی(ع) فرمود: قلم، گویاترین کسی است که از طرف تو سخن میگوید.
آداب نوشتن از دیدگاه روایات
شروع کردن نوشته با نام خدا؛ پیامبر(ص) میفرماید: «بسم اللّه الرحمن الرحیم سرآغاز هر نوشتهای است» و نیز فرمود: هر نوشته که ذکری از خدا در آغازش نباشد، گسسته و بیپایان خواهد بود.
فاصله گذاشتن؛ امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «در دوات خویش لیقه گذار و نوک قلم خویش را دراز بدار و میان سطرها فاصله بگذار و حروف را نزدیک به یکدیگر بنگار که این کار برای زیبایی خط سزاوار است».
موضوعبندی و دستهبندی؛ امام باقر(ع) در این باره به نویسنده مخصوصشان فرمودند: «این دفترها باید قسمت قسمت شوند که ما خودمان نوشتههای امیرالمؤمنین علی(ع) را نیز تقسیمبندی شده دیدیم».
بازنگری نوشته؛ امام علی(ع) در این باره میفرماید: «هر گاه چیزی نوشتی، باید پیش از مُهر(آن) دگر بار در آن بنگری؛ چرا که بر خردورزی خویش مُهر پایان میزنی». امام علی(ع) فرمود: «نوشتار بازگو کننده نیت (و اندیشه) است». امام صادق(ع) فرمود: «از نوشته مرد پی به خرد و بینش او برده میشود و از فرستادهاش پی به فهم و هوش او». امام علی(ع) فرمود: «نوشته مرد، معیار فضل او و سنجش هوش اوست».
امام حسن(ع) آنگاه که فرزندان و برادرزادگان خود را احضار کرده فرمود: «شما خردسالانِ قومی(نسلی) هستید که بهزودی بزرگان قوم و نسل دیگر میشوید؛ پس دانش بیاموزید و هر یک از شما که نمیتواند علم را در حافظهاش نگهدارد، آن را بنویسد و در خانهاش نگهداری کند».
خداوند در آیاتی از قرآن کریم، خطر دانشمندان و نویسندگان دنیاپرست را یادآوری میکند و مردم را از نقشه آنان آگاه میسازد. قرآن در آیه 79 سوره بقره میفرماید: «فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ؛ وای بر آنان که با دست خود مطالبی را می نویسند و سپس میگویند: اینها از طرف خداست تا به بهای اندکی (مطاع دنیوی) آنها را بفروشند. پس وای بر آن ها از آن چه با دست خود نوشتند و وای بر آن ها از آن چه از این راه به دست میآورند».
تنها آیهای که در آن سه بار کلمه ویل (وای بر آنها) به کار رفته، همین آیه است. بدعت، دینسازی و تحریف حقایق، از جمله خطرهایی است که از طرف دانشمندان و نویسندگان فاسد متوجه مردم میشود. پس با توجه به این آیه شریفه، باید همواره مواظب قلمها، کتابها و مقالههای زهرآلود و بدعتگذار باشیم و به هر نوشتهای اعتماد نکنیم.
قلم از منظر امام خمینی(ره)
قلم شما اگر ارشادی باشد، ملت را به راه راست هدایت میکند و میتواند مردم را از انحرافات نجات دهد. اگر قلمها و بیانها و علمها و تعلیمها و آموزشها برای خدا باشد، مغزها را الهی تربیت میکنند و اگر چنان چه بر خلاف این باشد، مغزها، مغزهای غرورمند، مغزهای طاغوتی از آن پیدا میشود.
قلمها اگر در دنیا برای خدا و برای خلق خدا به کار بیفتند، مسلسلها کنار میرود و اگر برای خدا و برای خلق خدا نباشد مسلسلساز میشود. آن قدری که قلم و بیان به خدمت بشر بوده است، مسلسلها نبودند، قلم و علم و بیان است که میتواند بشر را بسازد، نه مسلسل و نه سایر قوای تخریبکننده.
دماء شهدا اگر چه بسیار ارزشمند و سازنده است، لکن قلمها بیشتر میتوانند سازنده باشند و اصولاً شهدا را قلمها میسازند و قلمها هستند که شهید پرورند.
ای قشرهای روشنفکر و ای قشرهای نویسنده! قلمها و گفتار خودتان را در راه این مستضعفین صرف کنید... قلمها را در راه خدمت به این خلق به کار بیندازید. قلمها اگر لغزش پیدا کنند، یک ملت را میلغزاند. قلمی فایده دارد که بیدارگر تودههای مردم باشد. قلمی آزاد است که توطئهگر نباشد. آن کسی قلمش قلم انسانی است که از روی انصاف بنویسد. کسانی که اهل قلم هستند، اهل بیان هستند، کوشش کنند که مردم را دعوت به وحدت بکنند.