کد خبر: 1427478
تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۵

عفّت و پاک‌زیستی یک پدیده‌ کیفی است/ لزوم تبیین ابعاد مختلف مقوله عفاف و حجاب

گروه اجتماعی: عفّت و پاک‌زیستی آدمی مانند بسیاری از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی از لحاظ ماهیّت یک پدیده‌ کیفی است. به علاوه چنین پدیده‌ کیفی ضمن آنکه دارای ابعاد ذهنی و فکری گوناگونی است از مراتب و درجات متفاوت شدت و ضعف، مثبت و منفی معنایی برخوردار می‌باشد.

ظرافت مسائل و مباحث فرهنگی و ارزشی مردم در آن است که قبل از هر چیز گرفتار مقولات خیالی و مجازی نشویم. زیرا گرفتاری به مباحث خیالی و قشری مانند تیری است به تاریکی که نه تنها نتیجه نمی‌دهد بلکه توان و نیروی الهی ما را در بخش منابع انسانی و اجتماعی  تلف و بیهوده می‌کند.
تازگی و طراوت در نگرش علمی از جمله در بحث شناسایی ارزش فرهنگی ـ اخلاقی «عفاف» در نسل دانش‌آموزی و دانشجویی، هنگامی بروز می‌کند که از حرکات و نمادهای صوری و یا ادعاهای قشری و مجازی که گرایش غالب به‌سوی سراب‌های فرهنگی(شبه فرهنگ) و کذب و ناراستی دارند، مبرا و دور باشد. از این‌رو رابطه‌های انسانی و فرهنگی سرشار از اطمینان و اعتماد، صدق و اندیشه‌های منسجم و خلاق می‌شوند.
خداوند در قرآن کریم یکی از بارزترین صفات اهل ایمان و تقوی را «صدق» می‌داند. چنان که دستور داده و می‌فرماید؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ؛ اى کسانى‌که ایمان آورده‌‏اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید» (سوره‌‌ توبه، آیه 119) اگرچه برخی راه صدق در روابط اجتماعی و فرهنگی را نمی‌شناسند و عده‌ای نیز که به یک آگاهی سطحی نسبت به آن رسیده‌اند برخلاف آن عمل می‌کنند. زیرا هنوز علم حقیقی را به‌دست نیاورده‌اند. از این روست که بسیاری از روابط فرهنگی و آموزشی به‌سوی تردید و گاه سرگردانی و تیرگی گرایش و میل پیدا می‌کند. به‌دلیل آن‌که تصور و توهم کار درست و یا اطاعت از ارزش‌های سالم اخلاقی و دینی گاه موجب گمراهی و انحراف می‌شود.
وقتی انسان در مناسبات فرهنگی‌اش میزان نداشته باشد گاه دچار این آفت نیز می‌شود که با توهمی انتزاعی و باطل از ارزش‌های معنوی مانند عفت و صداقت و ... از چاله به چاه می‌افتد و به جای روشنگری جامع‌نگر و رسیدن به بهترین اعمال در زندگی در شرایط ظلمت و تیرگی و ایجاد زحمت و اذیت خود و دیگران قرار می‌گیرد. مانند آن‌که از اولویت و اهمیت کامپیوتر سخن بگوییم اما روش بهره‌برداری از آن را ندانیم. در این صورت کامپیوتر وسیله زائد و بی‌خاصیت و اتلاف‌کننده وقت و انرژی است.
هر چند ارزش‌های معنوی را تکرار کرده و بر انجام آن تأکید داشته باشیم، اما شرایط و موقعیت مستعد جذب و عملی کردن آنها را فراهم نیاوریم، ممکن است موانع اجتماعی ـ فرهنگی ‌علیه آن ارزش‌ها ایجاد کنیم. از این رو به بی‌خاصیتی و عدم اثربخشی و ذهنی شدن و دافعه آنها دامن زده‌ایم.
برای تیرگی‌زدایی از روابط فرهنگی و علمی می‌باید تلاش را بر آن گذاشت که راه درست و حقیقی را شناخت؛ و به تمام راه‌های کاذب و منحرف را پشت پا زد. به‌نظر می‌رسد درباره عفاف و جحاب، تصوّرات جانبی و قشری متعددی شکل گرفته که ما را از مسیر تحلیل و بررسی علمی آن دور کرده است.
به راستی عفاف به‌عنوان یک ارزش اخلاقی ـ دینی چیست؟ و از چه ابعادی برخوردار است؟ و چگونه می‌توان(با چه ملاک‌ها و چه شاخص‌هایی) آن را درجه‌بندی و تحلیل و ارزشیابی کرد؟
عفاف را اگر پاک‌منشی شخصیت آدمی بیانگاریم نه تنها منحصر به زنان بلکه ویژگی انسان است. مردان و زنانی که به حال و مراتبی از مقام آدمیت رسیده و از موهبت و معرفت «پاک» زندگی کردن برخوردار می‌شوند.
چگونه معرفت پاک زندگی کردن حاصل می‌شود؟ هنگامی‌که انسان سطح معرفت او به درجه‌ای ارتقا‌ می‌یابد که به‌طور مدام می‌کوشد تمام آفات کاذب و منحرفی را که به صورت‌های گوناگون او را به بازی می‌گیرند از لوح دل و اندیشه و کردار بزداید. این آفت‌زدایی، انسان را به سلوک پاک‌منشی می‌‌کشاند؛ ضمن آنکه معرفت به پاک‌زیستی را نیز حاصل می‌کند.
عفّت و  پاک‌زیستی آدمی مانند بسیاری از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی از لحاظ ماهیّت یک پدیده‌ کیفی است. به علاوه چنین پدیده‌ کیفی ضمن آنکه دارای ابعاد ذهنی و فکری گوناگونی است از مراتب و درجات متفاوت شدت و ضعف، مثبت و منفی معنایی برخوردارمی باشد.
از لحاظ مفهومی، عفّت در سطح یک ارزش فرهنگی قرار دارد. یعنی به‌طور مطلق انسان از اینکه «پاک» باشد و گرد آلودگی بر دامن روح و شخصیت وی ننشیند به‌طور فطری و درونی استقبال می‌کند. اما در سطح عمل به دلایل گوناگون، انسان از آن سطح مطلق ارزش‌ در مفهوم «عفّت» و یا در مقوله‌ «سلامتی» و مانند آن عدول می‌کند و به درجات پایین‌تری از نسبتا بالا تا متوسط و نیز ضعیف گرایش پیدا می‌کند.
ساختار ذهنی، تقابلی و نسبی ارزش‌ها
عفت یا پاک زیستی(به زبان فارسی) به‌عنوان یک ارزش فرهنگی و اخلاقی ضمن آنکه ممکن است برای عده‌ای از اولیا و مربیان آموزشی و فرهنگی یک جنبه دستور‌العمل و هنجار اخلاقی داشته باشد؛ ولی یک مقوله‌ ذهنی، تقابلی و نسبی در مجموعه روابط اجتماعی، قومی و فرهنگی مردم است.
ذهنی بودن جامعه‌شناختی ارزشی به نام «عفت» بدان معناست که در هر سری عقلی است و مردم برحسب میزان شعور و عقل خود و نیز خرده‌فرهنگ خانوادگی و یا خرده‌فرهنگ بومی و محلی و غیره نه تنها ممکن است «تلقی و تفسیری» از عفت داشته باشد بلکه گاه در حالت «تعارض و تقابل» با آن قرار می‌گیرند.
به علاوه باید به پدیده‌ مهم تفاوت‌های فرهنگی ـ قومی در بررسی و تجلی ارزش‌های اخلاقی مانند «عفت» توجّه و دقت داشته باشیم. واقعیّت آن است که الگوی فرهنگی و تصوری که مردم در منطقه‌‌ شمال ایران برای نمونه مردم شهرستان «انزلی» و یا مردم منطقه‌‌ «ترکمن صحرا» از مقوله‌‌ عفت و حجاب دارند با الگو و تصور مردم «قم» و یا شهر «بندرعباس» بسیار فرق می‌کند و متفاوت است. در واقع نه آن‌که مردم ترکمن صحرا بی‌عفّت و بد‌حجاب‌اند بلکه سبک و الگو و تعریف فرهنگی‌شان از مقولاتی چون عفّت و حجاب متفاوت است.
بنابراین تفاوت‌های فرهنگی، زمینه و ملاکی برای شناخت بهتر مردم و اقوام است؛ نه آنکه عاملی باشد برای تحقیر و یا سرکوب کردن  ایشان و یا طرد کردن و بی‌اعتقاد دانستن آنها.
اگر می‌خواهیم پدیدارهای فرهنگی و اجتماعی را به درستی بشناسیم باید علاوه بر صورت در حقیقت به «معنی» و معنای نهفته در آنها نیز برسیم و آنها را به خوبی بشناسیم و تحلیل کنیم. در غیر این صورت دچار گمراهی و برداشت‌های اشتباه می‌شویم.
بینش و نگرش تقابلی می‌تواند ما را در تحلیل نظری و عینی ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی مانند «عفت‌گرایی» در فضای گروه‌های اجتماعی بزرگی مانند گروه جوانان و قشر زنان کمک کند و مدخلی برای ورود به تحلیل و تبیین جامعه‌شناختی موضوع مورد نظر باشد.
تحلیل و تبیین جامعه‌شناسی موضوع
می‌دانیم که به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه انسان پدیده‌ها و امور و مسائل زندگی خویش را به‌طور «تقابلی» می‌فهمد؛ در خود تحلیل کرده و ارزیابی می‌کند و تصمیم می‌گیرد. از این‌رو همه‌ مردم به‌نوعی از ویژگی درک تقابلی در «خود فکری و ذهنی» خویش برخوردارند.
برای مثال سفید را در برابر سیاه، گرسنگی در برابر سیری، فقر را در برابر غنی، عقب‌ماندگی را در برابر پیشرفت، ابلهی را در برابر دانایی، بی‌سوادی را در برابر سواد، بی‌شعوری را در برابر شعور و خرد، بی‌ادب بودن را در برابر ادب و نزاکت، لودگی و سبکسری را در برابر متانت، قدرت را در برابر ضعف و ..... از این دیدگاه بسیاری از عناصر زندگی فرهنگی و اجتماعی در این قالب قرار می‌گیرند.
حال اگر می‌خواهیم قشر وسیع زنان در حال تحصیل دانشجویی و نیز گروه بزرگ جوانان به «فرهنگ عفت‌گرایی» روی بیاورند و آن را جایگزین برخی آشفتگی‌های و الگوهای بی‌ریشه و هرج و مرج‌های رفتاری خویش قرار دهند. قبل از هر چیز لازم است بدانیم خود را در آینه‌ چه «الگوهای فرهنگی ـ اجتماعی غالب» در نظام‌های آموزشی جامعه می‌بینند؟ تا آن جا که در مواجهه‌ تقابلی از آنها الهام گرفته و جهت رفع شبهات و ابهامات و سرگردانی‌ها و نیز پاسخ به نیازمندی‌های خویش به‌کار برند.
فرهاد امام جمعه، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی اراک

captcha