
در دورهای پادشاهان برای گسترش قلمروی خویش اقدام به لشکرکشی میکردند و با خون ریختنهای بسیار و صرف هزینه بر وسعت قلمرو خویش میافزودند. اما کم کم شرایط متفاوت شد و بسیاری از سیاستمداران متوجه شدند که برای فتح کشورها نیازی به این همه لشکرکشی نیست، بلکه اگر قلبهای یک ملت را به دست بیاوری خود آن ملت با دستان خویش کشورشان را تقدیم بیگانه خواهند کرد و یا حداقل نسبت به این امر بیتفاوت خواهند بود.
این نکته مهم را قبل از همه سیاستمدران غربی فهمیدند و بر همین مبنا تلاش خود را برای نفوذ در فرهنگ ملتها آغاز کردند تا بتوانند سیطره خود را بر کشورهای دنیا از آفریقا تا آمریکای لاتین و آسیا پهن کنند، اما این سیاست آنان نیز امروزه برای دانایان و آگاهان شناخته شده است.
در برابر جنگ نرم چه باید کرد؟
همه ما امروزه نگران مسئلهای هستیم که در ابتدا تهاجم فرهنگی بعد شبیخون فرهنگی سپس ناتوی فرهنگی و در نهایت جنگ نرم نام گرفت. اما بهراستی در برابر این جنگ نرم چه باید کرد؟ آیا میتوان به این بهانه که دیگران قصد تزریق فرهنگ خود را دارند، دروازههای فرهنگی خود را ببندیم.
درست است برخی از تولیدات اخلاقی در دنیا چه در مشرق و آسیای شرقی و چه در مغرب زمین ترویج بیبندوباری و بیاخلاقی است بهگونهای که حتی با سانسور برخی از بخشهای آن نیز قابلیت پخش در رسانه ملی ما را ندارد، اما آیا درباره همه تولیدات فرهنگی، سینمایی و تلویزیونی دنیا اینگونه است و با این توجیه باید خودمان از از تجربیات مشترک بشری محروم کنیم؟
رهبر معظم انقلاب در 28/7/70 در در دیدار اعضای مجمع نویسندگان مسلمان با ایشان، درباره یکی از تولیدات تلویزیونی کشور ژاپن که برای مردم ما نیز نامآشناست یعنی سالهای دور از خانه فرمودند: ژاپنیها برمیدارند از زندگی معمولی و شخصی یک نفر، یک موضوع برای فیلم درست میکنند که مطابق با واقع است. اصلاً علت جاذبه فیلمهای ژاپنی هم این است، البته هنرپیشههای خوبی دارند، اما علت جاذبه این است که درست مطابق با واقع است. این سریال «سالهای دور از خانه» ای که نشان میدادند که همه را جذب کرد، حتی امام را؛ حاج احمد آقا میگفت که امام مرتب این سریال را نگاه میکردند، علتش چیست؟ چون زندگیای که آن شخص در فیلم دارد و آن کاری که او دارد میکند، درست مطابق با واقع است؛ یعنی همانی است که واقعیت دارد.
بله گاهی در فیلمهای تولیدی دنیا تجربیاتی به اشتراک گذاشته میشود که میتوان از آن سود جست و برای خلق آثار هنری در داخل کشور بهره برد، بهویژه اینکه سوژههای ناب و جذابی برای تولید آثار سینمایی و هنری در داخل کشور وجود دارد.
قرآن کریم در سوره زمر آیات 17 و 18 میفرماید: « ...فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ...؛ بشارت ده بندگان من را آن کسانی که به سخن گوش میدهند و از بهترین آن پیروی میکنند».
نیاز به تربیت نسلی آگاه و تحلیلگر
در حوزه فرهنگ نیز نیاز به مراقبتهای خاصی وجود دارد و نباید بگذاریم باورهای مسموم از طریق مختلف وارد جامعه ما شود؛ چرا که افراد به لحاظ دانش و انعطاف در پذیرش سخنان دیگران متفاوت هستند اما در نهایت باید بهدنبال تربیت نسلی باشیم که اگر سخن حق اسلام ناب و غلط استکبار را در قالب یک اثر سینمایی یا تلویزیونی ببینند به راحتی بتواند حق را بشناسد که آیه قرآن نیز بر شنیدن سخنان مختلف تأکید دارد.
بحث بر سر فیلمهای بیقید ماهواره نیست، اما نباید آنقدر به جوانانمان بیاعتماد باشیم که اگر فیلمی از تلویزیون خودمان را مورد توجه قرار داد که هرکس با آن آشنا باشد میداند ضوابط و فیلترهای مشخصی دارد، نگران باشیم که اعتقاد جوانمان تحت تأثیر قرار گرفته است.
از طرف دیگر درست است که تلویزیون ما هم در تولیدات خود ممکن است دچار خطا شود ولی همانطور که در سلامت جسم میگویند باید واکسن که خود ویروس یا باکتری ضعیف شده است تزریق شود آیا در حوزه اندیشه و تفکر نیز نمیتوان چنین تشبیهی کرد.
این مسئله از این منظر مهم است که ما هیچگاه نخواهیم توانست جوان را در محیط کاملاً پاستوریزه نگه داریم، بلکه او به ناچار آلودگیها را خواهد دید پس باید سیاهیها را بشناسد تا در برابر آن مقاوم شود.
حکیمه بهمنزاده